جریان استصحاب عدم تقیید برای اثبات اطلاق شمولی

بسم الله الرحمن الرحیم
جریان استصحاب عدم تقیید برای اثبات اطلاق شمولی
و اگر مراد ایشان (یعنی مرحوم خویی از استصحاب عدم تحقق مانع در موارد شک در مانعیت یک شیء از قابلیت حیوان برای تذکیه) این است که با استصحاب عدم تقیید جعل، اثبات اطلاق جعل می‌شود، به این بیان که مکلف شک دارد در جعل شارع که آیا به نحو «الشاة اذا ذبح یصیر مذکی» است یا به نحو «الشاة التی لیس بجلال اذا ذبح یصیر مذکی» استصحاب عدم تقیید موضوع جاری می‌شود و اطلاق موضوع اثبات می‌شود. در نتیجه گوسفند بعد از ذبح مذکی می‌شود. و این گوسفند ولو جلال است ولی مقتضای استصحاب عدم اخذ جلال بودن در موضوع تذکیه است در نتیجه این گوسفند مذکی است.
این بیان نیز تمام نیست زیرا استصحاب عدم تقیید اثبات اطلاق شمولی نمی‌کند. کسی نمی‌گوید در موارد شک در این که آیا شارع فرمود «اکرم العالم» یا فرمود «اکرم العالم العادل» استصحاب عدم اخذ قید عادل در خطاب جاری می‌شود پس اکرام عالم فاسق نیز واجب است. اطلاق شمولی یعنی ثبوت حکم به نحو انحلال برای عالم فاسق است و استصحاب عدم اخذ قید عادل در خطاب برای اثبات انحلال خطاب نسبت به عالم فاسق اصل مثبت است زیرا انحلال نهایتا لازم عقلی عدم تقیید است. و برای تنجز حکم وجوب اکرام عالم فاسق نیاز به اثبات انحلال خطاب نسبت به وجوب اکرام عالم فاسق است.
البته این یک بحث مفصلی است و ما در محل خودش بحث کردیم و در این جا فقط نیتجه‌ی بحث را مطرح می‌کنیم یعنی چیزی را بیان می‌کنیم که همه آن را قبول دارند و بحث مبنایی را مطرح نمی‌کنیم که اطلاق، امر وجودی است یا عدم التقیید است که به نظر ما اطلاق شمولی یک امر وجودی است و ناشی از انحلال در جعل به نحو وضع عام و موضوع له خاص است به نحوی که وقتی شارع می‌گوید «اکرم العالم» لحاظ می‌کند که به تعداد افراد عالم حکم جعل می‌کند. مثل زعیم که وقتی می‌گوید «وضعت اسم علی للمولود فی هذا المستشفی فی هذا الیوم» به نحو وضع عام و موضوع له خاص لحاظ می‌کند که به تعداد افراد نوزاد در زایشگاه اسم علی بگذارد. و استصحاب عدم تقیید برای اثبات اطلاق شمولی اصل مثبت می‌شود. بلکه بالاتر از آن می‌گوییم که انحلال «اکرم العالم» نسبت به عالم فاسق برای تنجز وجوب اکرام فاسق لازم است و انحلال لازم عقلی عدم تقیید است و عین آن نیست.