سلام
پیشنهاد می شود سوالات مطرح شده هر یک به موضوعی خاص تبدیل شود تا اینکه از خلط شدن مباحث جلوگیری شود و هم اینکه مطالعه و نتیجه گیری از آن آسان تر باشد
سلام
غفلت در مقابل التفات است اما جهل در مقابل علم است. نسبت عموم و خصوص من وجه است
جهل است اما غفلت نیست . بسیاری از موارد مانند جهل بسیط
جهل است و غفلت هم است. مانند جاهل غیر ملتفت
جهل نیست اما غغلت هست. مانند چیزی را علم دارد اما در مورد غافل است و هیچ التغاتی نسبت به آن ندارد مثلا می دانند مسافر نمازش شکسته است اما در موردی هیچ توجهی نسبت به حکم مسافر ندارد و جری علی العاده نماز تمام می خواند واضح است که منظور نسیان مسافرت و نسیان حکم نیست بلکه عدم توجه به اصل حکم است که مثلا به خاطر عادت و بی توجهی حاصل شده است
با تشکر از دوستان
اگر چه کلام شما از نظر تعریف علم و جهل منطقی صحیح است و بین جهل و التفات عموم و خصوص من وجه است اما در کلمات فقهاء این نسبت در برخی موارد وجود ندارد.
مثلا در بحث شرایط جریان اصل برائت بحثی وجود دارد که جاهلی که با واقع مخالفت می کند بر چه عقاب می شود؟ آیا بر ترک واقع است یا بر ترک تعلم؟
عده ای از فقهاء مثل مرحوم اردبیلی و مرحوم صاحب مدارک معتقدند عقاب فرد جاهل بر ترک تعلم است و علت آن را قبح تکلیف غافل شمرده اند.
و جالب اینکه مرحوم شیخ در رسائل (جلد 2 صفحه 418 به بعد) اشکال را عام می بینند و لذا سعی در توجیه این مطلب می کنند و هیچ کجا نمی فرمایند دلیل شما اخص از مدعا ست. (قبلا در مورد این مساله، موضوع جداگانه ای ارسال کرده ام)
لذا به نظر می رسد این نسبت در کلمات برخی از علماء نادیده گرفته شده است.