استاد قائینی می فرمایند مراد از اجتماع امر و نهی اجتماع حرمت و وجوب نیست بلکه در حقیقت اجتماع جواز وحرمت است.بحث رخصت در تطبیق و نهی است. نهی از این فعل چون غصب است و جواز تطبیق صلاة بر این حصه نه اینکه این حصه بعنوانه مأمور به باشد. لذا اگر این حصه منحصره شده بود از اجتماع خارج می شود و یا امر دارد و یا نهی دارد. اینکه می گویند اجتماع امر ونهی چون امر به جامع تعلق گرفته است و من تمکن از دیگری دارم یعنی نماز را در غیر از دار غصبی بخوانم. اطلاق امری که به نماز تعلق گرفته است این است که آن جامعی که امر به آن تعلق گرفته است در ضمن هر حصه ای مجاز است. لذا در حقیقت اجتماع امر و نهی نداریم بلکه اجتماع جواز تطبیق مأمور به بر حصهی منهی عنه و نهی است. پس حقیقت اجتماع امر ونهی اجتماع جواز و حرمت است. جواز فعل مأمور به در ضمن حصهی حرام. نه وجوب فعل مأمور به زیرا حصه که واجب نیست جامع واجب است نه خصوص آن حصه.
آیا مراد ایشان این است که «بحث در اجتماع امر و نهی اینگونه باید دنبال بشود»؟ یا «بحثی که علما بدان پرداختهاند مرادشان اینگونه که توضیح داده شد بوده است»؟
با توجه به عبارات علما، بعید به نظر میرسد که مرادشان همین باشد که توضیح داده شد.
اگر حضرت استاد بزرگوار چنین ادعایی دارند، شایسته است که جهت اثبات مدعایشان، عبارات علما را مطرح نموده و تحلیل نمایند.
سلام اخباری است و بحث عقلی هم هست که تفسیر صحیح اینگونه است و مراد علما هم همین است
علیکم السلام و رحمة الله.
در اثبات این که مراد علما همین است که ایشان میفرمایند، اکتفا به توضیحی که مطرح شد کافی نیست. قرائن متعددی در کلمات قوم، شاهد خلاف مدعایشان است.
سلام برای خلاف مثال بزنید بحث عقلی است
همین که مکررا در عبارات علما بحث «دلالت نهی بر فساد» را عمیقا مرتبط با بحث «اجتماع امر و نهی» مطرح مینمایند، شاهد این نکته است که «نهی» در بحث «اجتماع امر و نهی» نزد آنها موضوعیت دارد.
این که بحث عقلی است چه ارتباطی دارد به این که مراد علما از بحث در «اجتماع امر و نهی» چه بحثی است؟
چه بسا علما به یک بحث عقلی عنوان «اجتماع امر و نهی» را بدهند و شخصی دیگر این عنوان را برای یک بحث عقلی دیگر به کار ببرد.
اینکه گفتم بحث عقلی است مرادم این نبود که بحث اجتماع عقلی لست بلکه مرادم این بود که مراد از اجتماع این است عقلی است با همان بیانی که ذکر شد.بحث نهی بر فساد هم ربطی به اجتماع ندارد هر چند در این باب هم اشاره شده است
سئوال : آیا بحث اجتماع امر و نهی در جایی که امر به تمام افراد منحل شود مثلا اکرم العلماء مطرح نیست؛ چون این جا دیگر جواز تطبیق نیست بلکه لزوم تطبیق است؟
سلام نهی را هم مطرح کنید تا معلوم شود چگونه میخواهد از صغریات بحث اجتماع امر و نهی باشد
سلام نهی را هم مطرح کنید تا معلوم شود چگونه میخواهد از صغریات بحث اجتماع امر و نهی باشد
اکرم العلماء امر است و لا تکرم الفساق نهی است که در عالم فاق احتماع می کنند . آیا این از موارد اجتماع بین امر و نهی نیست ؟