بسم الله الرحمن الرحیم
تفاوت بین قطع طریقی محض خاص و قطع موضوعی منضم
بحث در مورد این است که بین قطع طریقی محضی که در دلیل حکم شرعی به صورت خاص لحاظ شده باشد که امارات و اصول عملیه نمیتوانند جایگزین آن شوند با قطع موضوعی منضم به واقع چه تفاوتی وجود دارد؟
مقدمه
برای ورود به بحث ابتدا لازم است با تعاریف برخی از اقسام قطع آشنا شویم:
1. تعریف قطع طریقی محض و قطع موضوعی
الف) قطع طریقی قطعی است که فقط نقش کاشفیت و طریقیت به سوی حکم واقعی را دارد و هیچ دخالتی در موضوع حکم شرعی ندارد. به عنوان مثال، قطع به خمریت فلان مایع در صورتی که حکم شارع حرمت خمر باشد، طریقی است.
ب) قطع موضوعی قطعی است که در موضوع حکم واقعی اخذ شده و از این رو نقش موضوع و سبب را برای آن ایفا میکند و در ثبوت آن دخیل است. به عنوان مثال، قطع به خمریت فلان مایع در صورتی که حکم شارع حرمت مقطوع الخمریت باشد، موضوعی است؛ زیرا در موضوع حرمت قرار گرفته است.
2. تعریف قطع موضوعی مجرد و منضم به واقع
الف) قطع موضوعی مجرد، این است که قطع با غض نظر از واقعی که بدان تعلق یافته است، در موضوع حکم شرعی اخذ شده باشد؛ در این حالت مطابقت یا عدم مطابقت قطع با واقع تاثیری در تحقق موضوع حکم شرعی ندارد. مثلا اگر در موضوع حرمت صرفا قطع به خمریت اخذ شده باشد، قطع موضوعی مجرد و غیرمنضم به واقع است. در این صورت فقط قطع، موضوع حکم شرعی است و با حصول قطع، حکم ثابت میشود لذا گفته میشود قطع تمام موضوع حکم شرعی است.
ب) قطع موضوعی منضم به واقع این است که قطع به همراه واقع در موضوع اخذ شده است؛ به این معنا که موضوع حکم، مرکب از واقع و قطع به آن است. مثلا اگر علاوه بر قطع به خمریت، خود خمریت واقعی نیز در موضوع حرمت اخذ شده باشد، قطع موضوعی غیرمجرد و منضم به واقع است.
در این صورت برای ترتب حرمت، قطعِ به خمریت به تنهایی کافی نیست بلکه لازم است آن مایع نیز در واقع خمر باشد و به عبارتی حکم شرعی مانند حرمت، تنها در صورت مطابقت قطع با واقع، فعلی خواهد شد لذا گفته میشود قطع جزء موضوع حکم شرعی است نه تمام موضوع آن.
وجه تفاوت
با توجه به این تعاریف، قطع طریقی محضی که در دلیل آن، عدم جایگزینی امارات و اصول عملیه برای رسیدن به حکم شرعی اخذ شده است با قطع موضوعی، چه موضوعی مجرد و چه موضوعی منضم به واقع متفاوت است؛ زیرا در قطع موضوعی، قطع داخل در موضوع است، حال چه منضم به واقع باشد و چه منضم به واقع نباشد اما در قطع طریقی محض خاص، قطع داخل در موضوع نیست و صرفاً جایگزینی امارات و اصول عملیه به جای قطع توسط شارع ردع شده است.
خلطی که امکان دارد در تفاوت بین قطع طریقی محض و قطع موضوعی منضم به واقع پیش بیاید این است که گفته شود: «در قطع موضوعی منضم به واقع چون واقع شرط شده است، وقتی دیدیم قطع ما خلاف واقع بوده است، دیگر حکمی که مقطوع ما بود از بین میرود و آن حکمی که مطابق واقع است جاری میشود، مثلاً کسی که قطع به عدم استطاعت خود داشته اما بعداً میفهمد که قبلاً مستطیع شده بوده است ولی نمیدانسته، در این جا چه قطع طریقی باشد و چه قطع موضوعی منضم به واقع، انجام حج برگردن اوست. پس فرقی بین این دو قطع نیست».
در صورتی که این خلط صحیح نیست و ثمره بحث در جایی است که بعد از مرگ او کشف واقع شود (در مثال ذیل مفصل توضیح داده میشود).
بیان ثمره این اختلاف در قالب چند مثال:
1. مثال استطاعت حج
الف) تفاوت در قطع طریقی محض و قطع موضوعی مجرد:
اگر شخصی قطع دارد که استطاعت حج پیدا نکرده و بعد از مرگش ورثه بفهمند که یک جایزهای به او تعلق گرفته بوده که او خبر نداشته (یعنی در واقع او استطاعت داشته ولی خبر نداشته)، در این جا اگر وجوب استطاعت از نوع قطع طریقی باشد، ورثه باید به جای او حج به جا بیاورند؛ چون آنچه موضوع حکم شرعی بوده استطاعت هست و او مستطیع شده بوده هر چند که خودش خبر نداشته (لذا تکلیف فعلی است ولی به خاطر «قبح عقاب بلابیان» بر او منجز نمیباشد). اما اگر وجوب استطاعت از نوع قطع موضوعی طریقی باشد، بعد از فوت او دیگر نیاز نیست ورثه حج به جا بیاورند؛ چون آنچه بر او واجب بوده «مقطوع الاستطاعت» بوده نه خود استطاعت، که قطع به استطاعت هم برای او حاصل نشده است لذا تکلیف بر ذمه او فعلی نمیگردد.
ب) تفاوت در قطع طریقی محض و قطع موضوعی منضم به واقع:
حتی در فرضی که وجوب استطاعت از نوع موضوعی منضم به واقع باشد هم بر ورثه واجب نیست که حج به جا بیاورند؛ چون زمانی واقع اثر دارد که میت در زمان حیات خود برایش کشف واقع میشد؛ مثلا اگر قبل از مرگش میفهمید که 20 سال پیش جایزهای به او تعلق گرفته بوده و همان 20 سال پیش مستطیع شده بود. هر چند الآن دیگر مستطیع نباشد ولی حج بر او واجب است؛
خلاصه آن که او قطع پیدا میکند که استطاعت ندارد و با همین قطع میمیرد و بعد ورثه میفهمند که قطعش اشتباه بوده و به سبب جایزهای که به او تعلق گرفته بود، او مستطیع بوده است. اما بر گردن ورثه نیست که حج به جا بیاورند؛ چون آنچه بر میت واجب بوده است «مقطوع الاستطاعت منضم به واقع» بوده و در زمان حیات او واقع که بر خلاف قطع او بوده کشف نشده است.
2. مثال تجری
الف) تفاوت در قطع طریقی محض و قطع موضوعی مجرد:
یعنی در واقع در قطع طریقی محضی که در آن قید شده است که «رسیدن به این حکم شرعی فقط از راه قطع میتواند باشد»، آنچه واجب است خود آن عمل است فقط با این تفاوت که امارات نمیتوانند جایگزین آن قطع شوند نه این که قطع در خود موضوع باشد. مثلاً یک موقع شارع میفرمایند: «روزه روز عید فطر حرام است اما تنها راه فهمیدن این که عید فطر شده است، قطع میباشد» و یک موقع شارع میفرمایند: «روزه مقطوع العید الفطر حرام است». حال مکلف اگر در روز عید فطر روزه بگیرد و بعد بفهمد که آن روز عید نبوده است، بنابر حکم اول، او مرتکب حرام نشده است (فارغ از این که خود جرئت بر حرام حرام باشد یا نه) اما بنابر حکم دوم او مرتکب حرام شده است؛ چون در حکم اول، موضوع «روزه عید فطر» بوده که حاصل نشده اما در حکم دوم موضوع «روزه در روزی که قطع به عید فطر بودن آن داریم» است که حاصل شده است.
ب) تفاوت در قطع طریقی محض و قطع موضوعی منضم به واقع:
همچنین در منضم به واقع هم آنچه واجب است خود آن عمل است فقط با این تفاوت که امارات نمیتوانند جایگزین آن قطع شوند نه این که قطع در خود موضوع باشد. مثلا حکم اول همان «روزه روز عید فطر حرام است اما تنها راه فهمیدن این که عید فطر شده است، قطع میباشد» باشد و حکم دوم این باشد: «روزه روز مقطوع العید الفطر که در واقع هم عید فطر باشد حرام است». در این صورت اگر مکلف روز عید فطر روزه بگیرد اما در واقع حرام نبوده باشد، بنابر حکم اول صرفاً تجری کرده است و او مرتکب فعل حرام نشده است اما در صورت حکم دوم، تجری صورت نگرفته و او مرتکب عصیان شده است؛ چون آنچه حرام بوده «روزه مقطوع العید الفطر» بوده و هر چند که منضم به واقع بوده اما چون تا زنده بود خلاف آن برایش آشکار نشده، واقع برای او همان «حرمت روزه مقطوع العید الفطر» بوده و او عصیان کرده است.
در نتیجه قطع طریقی محض خاص با قطع موضوعی متفاوت است حتی اگر قطع موضوعی منضم به واقع باشد و ثمره آن در موارد مختلف ظهور پیدا میکند که در این نوشته فقط به دو مورد از ثمرات آن اشاره نمودیم.
برگرفته از بیانات استاد حمیدرضا آلوستانی
https://search.eitaa.com/?url=https://eitaa.com/seraaj_monir