تفاوتی بین لاحرج و حدیث رفع

یکی از تفاوت های این دو دلیل این است که:
لاحرج تنها رافع حکم حرجی است اما حدیث رفع هم حکم را بر می دارد و هم آثار مترتب بر فعل را.
برای ملموس شدن و کاربردی شدن بحث مثالی را بیان می کنم:
یکی از واجبات حج بیتوته در منی است و اگر کسی بیتوته در منی را ترک کند کفاره بر عهده اش ثابت می شود. حال اگر بیتوته در منی برای کسی حرجی بود در این صورت طبق لاحرج وجوب بیتوته در منی از او برداشته می شود امّا کفاره باید بدهد. امّا اگر کسی مضطر به ترک بیتوته در منی شود طبق حدیث رفع وجوب بیتوته از او برداشته می شود و چون یکی از آثار ترک بیتوته کفاره است و این شخص هم به ترک مضطر شده است کفاره هم از او برداشته می شود. اما نسبت به حرج تنها حکم بر او حرجی بود و کفاره بر او حرجی نبود.

خوب است که توضیح بفرمایید از کجای حدیث رفع چنین استفاده ای کرده‌اید؟ و چرا دلیل نفی حرج چنین چیزی را شامل نیست؟

خوب است که توضیح بفرمایید از کجای حدیث رفع چنین استفاده ای کرده‌اید؟ و چرا دلیل نفی حرج چنین چیزی را شامل نیست؟

مقتضای امتنان کامل رفع تمام آثار بدون مزاحم است

برخلاف موارد ضمان که رفع اثر وضعی با حق فرد دیگر تزاحم دارد و تنها اثر تکلیفی رع می شود.

لکن حدیث نفی حرج امتنان آن روشن نیست.

با تسلم بر اصل دلالت حدیث رفع بر امتنان لازم به ذکر است که نباید بین امتنانی بودن و کامل بودن امتنان ملازمه برقرار کرد یعنی وقتی لسان حدیث رفع امتنانی است نباید گفت حتما کاملترین مرتبه امتنان باید باشد بلکه اصل امتنان باید تحفظ شود و لو در بالاترین مرتبه اش نباشد .

مقتضای امتنان کامل رفع تمام آثار بدون مزاحم است

برخلاف موارد ضمان که رفع اثر وضعی با حق فرد دیگر تزاحم دارد و تنها اثر تکلیفی رع می شود.

لکن حدیث نفی حرج امتنان آن روشن نیست.

با سلام

اگر شخص روزه دار مضطر به خوردن شود، چه چیزی از او رفع می شود؟

بعید است که ملتزم شوید تمام آثار اعم از وجوب و کفاره و قضاء نسبت به او منتفی می شود.