تعریف اصطلاح «موضوع» و تحریر محل نزاع در شبهات موضوعیه
آغاز بحث
تعریف اصطلاح «موضوع» و تحریر محل نزاع در شبهات موضوعیه
امر اولی که باید به آن توجه کرد خود اصطلاح شبهۀ موضوعیه است. در اصول، موضوع اصطلاحات مختلف دارد.**
اصطلاحات سهگانه «موضوع» در اصول
اصطلاح اول: موضوع = «مکلف»
اصطلاح اول: مراد از موضوع «مکلف» است.
این معنا یک اصطلاح کاملاً شایع برای موضوع در علم اصول است.
این اصطلاح الان محل بحث ما نیست چون بحث ما شک در توجه تکلیف به شخصی از باب شک در موضوع -به اصطلاح دیگر- است نه اینکه خود مکلف مشکوک باشد که آیا مکلف است یا نه یعنی اینکه اصلاً خود مکلف مخاطب هست یا نه، بحث او نیست.
اصطلاح دوم: موضوع = «متعلّقالمتعلّق»
اصطلاح دوم: مراد از موضوع «متعلق المتعلق» است.
در مثل «لا تشرب الخمر» یک متعلق وجود دارد که شرب است و یک متعلقالمتعلق وجود دارد که خمر است. به متعلقالمتعلق موضوع گفته میشود. این نیز یک اصطلاح شایع است. موضوع به این اصطلاح حتماً در این جا محل بحث است. یعنی شک مکلف در تکلیف ناشی از شک در وجود متعلقالمتعلق در خارج است که مثلا این مایع خمر است یا خمر نیست.
اصطلاح سوم: موضوع = «متعلّق»
اصطلاح سوم: مراد از موضوع «متعلق» است.
کثیراً مّا به خود متعلق موضوع گفته میشود. مثلاً گفته میشود موضوع تکلیف صلاة است، موضوع تکلیف حج است. اینجا که گفته میشود موضوع تکلیف صلاة است مقصود متعلق تکلیف صلاة است چون «صلّ» حکم رفته روی صلاة و صلاة متعلق است. گویی این اصطلاح برگرفته از قضایا است که موضوع و محمول دارند. در قضیه «الصلاة واجبة» گویی در اینجا صلاة موضوع قضیه است و از اینجهت به آن موضوع گفته میشود.
توضیحی درباره محل نزاع
البته ما در این مسأله بحث لفظی نداریم و دنبال این هستیم که ببینیم یک قسم از شبهات که داخل در شبهۀ حکمیه -شبهۀ تحریمیه و وجوبیه- نیست؛ مصبّ برائت هستند یا نه. حالا ما از این به شبهۀ موضوعیه تعبیر میکنیم. برای ما مهم نیست اگر هم کسی بگوید اصطلاح ما در شبهۀ موضوعیه مقصور به متعلقالمتعلق است میگوییم خیلی خب، شبهۀ دیگری هم لااقل بحث کرده اند. اگر هم کسی حتی تصویر هم نکند باید بحث کند که تصویر دارد یا نه، مثل تحقق شبهۀ موضوعیه به معنای شک در متعلق. ما در شک ناشی از متعلقالمتعلق که شک کنیم که آیا این مایع خلّ است یا خمر، این واضح است که محل بحث است.
بررسی برخی موارد تطبیقی
مثال «لا تکذب»
این که در «لاتکذب» متعلقالمتعلق وجود دارد یا نه نیاز به بحث صغروی دارد که علیالظاهر متعلقالمتعلق ندارد. در این موارد -بر فرض که متعلق المتعلق نداشته باشد- متعلق نهی «کذب» است و کذب فعلی است که از شخص صادر میشود و این کذب به امر دیگری تعلق ندارد.
گاهی مکلف در کذب بودن یک فعلی که از او صادر میشود یا ممکن است از او صادر شود، شک کند بدون این که در حکم کذب شک کند تا شبههی حکمیه باشد یعنی علم دارد که کذب حرام است و در شبههی مفهومیهی کذب نیز شک ندارد یعنی میداند که کذب عبارت است از «از القای کلامی که مخالف واقع باشد یا به نحو اینکه مقصود مخبر خلاف واقع باشد (کذب مخبری).»
اگر این مکلف در انطباق عنوان کذب بر این فعل در خارج اذا صدر، شک کند، آیا این هم شبهۀ موضوعیه است و قابل بحث است یا نه.
دیدگاه محققان
عنوان شبهۀ موضوعیه برای ما مهم نیست. این را بحث کرده اند. مثلاً محقق نائینی یک تفصیلی که در بحث شبهۀ موضوعیه میدهد همین است. بنابراین اگر ما بخواهیم بحث را آن طور که بزرگان پیش برده اند، پیش ببریم این را هم باید شبهۀ موضوعیه بدانیم. ممکن است بعداً شما بگویید اصلاً نمیشود تصویر کرد ولی این بحث دیگری است که بعدا به آن میرسیم ولی این هم باید جز بحث قرار بدهیم.
نتیجهگیری اجمالی
پس ما فعلاً به عنوان شبهۀ موضوعیه شک در حکم ناشی از شک در متعلقالمتعلق یا شک در خود متعلق است بدون این در حکم کلی و مفهوم متعلق (که بشود شبهۀ مفهومیه) شک داشته باشد. اگر بدون این شک شود، داخل در بحث است.
بحث درباره اوصاف مکلف
در موضوع مکلف عرض کردم که اصل وجود موضوع علیالظاهر محل بحث نیست ولی ممکن است برخی از اوصافش به همین برگردد مثل مسافر و حاضر. ممکن است آن هم به یک نحوی موجب شبهۀ موضوعیه شود که باید در آن تأمل کرد که آیا آن هم قابل الحاق هست یا نه.
هدف نهایی بحث
پس این علی الاجمال بحث ماست در موضوع شبهۀ موضوعیه که میخواهیم بحث کنیم که اینگونه شکها مصبّ برائت عقلی و شرعی هست یا نه. روشنترین موردش شک در حکم ناشی از شک در متعلقالمتعلق است منتهی فروض دیگر بحث بحثهای خیلی دشواری دارد که به آن خواهیم رسید.