تعارض اطلاق مقامی و کلامی

تعارض اطلاق کلامی و مقامی
شهید صدر در بحوث فی شرح العروة الوثقی جلد 3 صفحه 353 می گوید اگر اطلاق کلامی با مقامی تعارض کرد، اطلاق کلامی مقدَّم است. مثال: در طهارت و نجاست خمر، سه طائفه روایت داریم:
ألف: ادله دال بر طهارت خمر با اطلاق کلامی.
ب: ادله دال بر نجاست خمر با اطلاق کلامی.
ج: ادله دال بر نجاست خمر با اطلاق مقامی.
رَوَى سَعْدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلَ أَبِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ أَنِّي أُعِيرُ الذِّمِّيَ‏ ثَوْبِي‏ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ وَ يَأْكُلُ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ فَيَرُدُّ عَلَيَّ فَأَغْسِلُهُ قَبْلَ أَنْ أُصَلِّيَ فِيهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع صَلِّ فِيهِ وَ لَا تَغْسِلْهُ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ فَإِنَّكَ أَعَرْتَهُ إِيَّاهُ وَ هُوَ طَاهِرٌ وَ لَمْ تَسْتَيْقِنْ أَنَّهُ نَجَّسَهُ فَلَا بَأْسَ أَنْ تُصَلِّيَ فِيهِ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ نَجَّسَهُ. (تهذیب الأحکام جلد2 صفحه 361)
در این روایت سائل از امام سؤال می کند که من لباسم را به کافر ذمی دادم در حالی که می دانم او شرب خمر می کند. آیا لازم است وقتی پس می گیرم، قبل از نماز آن را بشورم. حضرت می فرمایند لازم نیست آن را بشوری چون وقتی به او عاریه دادی، پاک بود و یقین ندارد که آن را نجس کرده است.
شهید صدر می گوید از این روایت معلوم می شود که در ارتکاز راوی، خمر نجس بوده و گرنه وجهی نداشت که بگوید و أنا أَعلَمُ أنَّهُ یَشرَبُ الخمر. امام هم در جواب، این ارتکاز را رد نکرده و نفرموده خمر پاک است. پس اطلاق جواب امام نسبت به آن چیزی که در ارتکاز سائل بود، اقتضای نجاست خمر را دارد. این اطلاق هم وصف لفظ نیست یعنی عنوانی در این روایت نداریم که متصف به اطلاق نجاست بشود پس این اطلاق، مقامی است و ظهور آن، سکوتی است. اما چون این اطلاق، مقامی است نمی تواند با روایات طهارت خمر تعارض کند چون اطلاق آن روایات کلامی است.
نظر استاد حسینی نسب
ما نمی توانیم این فرمایش را بپذیریم. در تعارض دو ظهور، مناشئ ظهور باعث اظهر و ظاهر می شوند و اظهر را مقدم می کنند. ظهور روایات دال بر طهارت خمر، با مقدمات حکمت است و این روایت عبدالله بن سنان هم که اطلاق مقامی تک دلیل بر نجاست خمر دارد، منشأش مقدمات حکمت است. پس صرف این که ظهور در این روایت سکوتی است اما در آن روایت لفظی است، مزیتی ندارد. اگر در مناشئ ظهور برتری بود، خوب است اما اینجا اظهری وجود ندارد.
البته اطلاق مقامی مجموع ادله نمی تواند با اطلاق کلامی یا اطلاق مقامی تک دلیل تعارض کند چون اطلاق مقامی مجموع ادله پس از آن می آید که همه ادله را ببینیم. اما وقتی اطلاق کلامی یا مقامی تک دلیل هست، دیگر اطلاق مقامی مجموع ادله نمی آید چون دیگر نقض غرض صورت نمی گیرد.( درس خارج اصول جلسه48، 7آذر1403)