بسم الله الرحمن الرحیم
استاد اسکندری: یکی از مباحث مهم و اساسی در بحث اجتماع امر و نهی، تصور صحیح محل نزاع است. نکتۀ مهمی که باید به آن توجه شود این است که بزرگانی مثل مرحوم آقای خویی و آقای مظفر رضوان الله تعالی علیهما در تصور محل نزاع دچار اشتباه شده اند.آنها محل نزاع را اینگونه تصور کرده اند که آیا تعدد عنوان موجب تعدد معنون می شود یا خیر؟ یعنی اگر شخصی قائل شود که یک معنون داریم حتما قائل به امتناع میشود و اگر قائل شود که دو معنون داریم، قائل به جواز می شود.
در حالیکه با دقت در کلام علمایی که متعرض این شده اند از جمله مرحوم آخوند متوجه میشویم که محل نزاع حقیقی این است که آیا تعدد امر و نهی می تواند موجب تعدد متعلق امر و نهی شود یا خیر؟ یعنی آیا متعلق امر و نهی صرف عنوان حاکی از طبیعت(مثل عنوان صلاتیت) است یا اینکه برخی از مسائل دخیل در حکم هم(مثل غصبیت) در کنار عنوان حاکی از طبیعت(صلاتیت) لحاظ شده است ؟ اگر احتمال اول را بپذیریم تعدد امر و نهی می تواند موجب تعدد متعلق امر و نهی شود ولی اگر احتمال دوم را بپذیریم تعدد امر و نهی موجب تعدد متعلق امر و نهی نمی شود. به عبارتی دیگر در حقیقت بحث این است که آیا تعدد امر و نهی به یکدیگر سرایت می کنند یا خیر؟
مرحوم آخوند هم تصریح کرده است که می خواهیم بحث کنیم آیا تعدد عنوان غائله تضاد بین احکام را حل می کند یا نه، جایی تعبیر نکرده است تعدد امر ونهی
این هم عبارت آخوند است:و أنت خبير بأنه لا يكاد يجدي بعد ما عرفت من أن تعدد العنوان لا يوجب تعدد المعنون لا وجودا و لا ماهية و لا تنثلم به وحدته أصلا و أن المتعلق للأحكام هو المعنونات لا العنوانات و أنها إنما تؤخذ في المتعلقات بما هي حاكيات كالعبارات لا بما هي على حيالها و استقلالها .
تفاوت دیدگاه آخوند با آقای خویی برایم روشن نشد
مرحوم آخوند هم تصریح کرده است که می خواهیم بحث کنیم آیا تعدد عنوان غائله تضاد بین احکام را حل می کند یا نه، جایی تعبیر نکرده است تعدد امر ونهی
این هم عبارت آخوند است:و أنت خبير بأنه لا يكاد يجدي بعد ما عرفت من أن تعدد العنوان لا يوجب تعدد المعنون لا وجودا و لا ماهية و لا تنثلم به وحدته أصلا و أن المتعلق للأحكام هو المعنونات لا العنوانات و أنها إنما تؤخذ في المتعلقات بما هي حاكيات كالعبارات لا بما هي على حيالها و استقلالها .
تفاوت دیدگاه آخوند با آقای خویی برایم روشن نشد
با عرض سلام و احترام
ممنونم از دقت ناب شما.
ملاحظه بفرمایید مرحوم آخوند در ج1 ص 210(چاپ کنگره) عبارتشون اینه: فالنزاع(در بحث اجتماع امر و نهی) فی سرایه کل من الامر و النهی الی متعلق الآخر لاتحاد متعلقیهما وجودا و عدم سرایته.
اون عبارتی که مطرح فرمودید عبارت ایشان در اشکال به فرمایش میرزای قمی است نه تبیین محل نزاع.
در حالیکه آقای خویی رضوان الله تعالی علیه در مصباح الاصول ج1 ص162 محل نزاع رو اینگونه تبیین فرمودن:النزاع في أنّ تعدّد العنوان يوجب تعدّد المعنون، كي يكون التركيب بين متعلّقي الامر و النهي انضماميّا، أو لا يوجب فيكون التركيب بينهما اتّحاديا.
در حالیکه طبق تصویر مرحوم آخوند، نزاع در سرایت متعلق امر و نهی به همان نحوی است که بیان شد. یعنی تبیین آقای خویی از این سرایت متفاوت است.
این عبارت هم گذاشتید همانطور که مستحضرید اشکال ایشان به مرحوم میرزای قمی است نه تبیین محل نزاع.
اگه بازم مطلبی بود، خوشحال میشم در خدمتتون باشم.
عرض سلام و ادب مجدد
با تشکر از توضیحات مغتنمتان
این طور که من از توضیحات حضرتعالی برداشت کردم، مرحوم آخوند آنچه در خارج است را(یعنی مجمع یا معنون) همواره واحد می داند و این را پیش فرض نزاع دانسته است، اما طرح نزاع در واقع از این جا شروع می شود که آیا تعدد عنوان باعث سرایت امر و نهی به متعلق هم می شود یا نه و الا این که خارج واحد است و مرکبی اتحادی است اصلا نیازی به نزاع ندارد و اصلا نزاع در این نیست.
اگر این برداشت از توضیحات جنابعالی درست باشد، که بعید هم نیست زیرا مرحوم آخوند در مقدمه ی سوم از دلیل امتناع در مساله، مصر است که تعدد عنوان اقتضای تعدد معنون ندارد؛ به نظر می رسد که در این صورت حق با آقای نائینی و آقای خویی است که گفته اند بالاخره هر چند تعدد عنوان مقتضی تعدد معنون نیست اما اقتضای وحدت آن را هم ندارد لذا آقای نائینی به درستی بین صفات اشتقاقی و مبادی تفصیل داده است، به تعبیر دیگر پیش فرض گرفتن وحدت معنون در خارج توسط مرحوم آخوند وجهی ندارد و اصلا همین که ایشان معنون را فرض کرده است سبب شده امتناعی بشود.
عرض سلام و ادب مجدد
با تشکر از توضیحات مغتنمتان
این طور که من از توضیحات حضرتعالی برداشت کردم، مرحوم آخوند آنچه در خارج است را(یعنی مجمع یا معنون) همواره واحد می داند و این را پیش فرض نزاع دانسته است، اما طرح نزاع در واقع از این جا شروع می شود که آیا تعدد عنوان باعث سرایت امر و نهی به متعلق هم می شود یا نه و الا این که خارج واحد است و مرکبی اتحادی است اصلا نیازی به نزاع ندارد و اصلا نزاع در این نیست.
اگر این برداشت از توضیحات جنابعالی درست باشد، که بعید هم نیست زیرا مرحوم آخوند در مقدمه ی سوم از دلیل امتناع در مساله، مصر است که تعدد عنوان اقتضای تعدد معنون ندارد؛ به نظر می رسد که در این صورت حق با آقای نائینی و آقای خویی است که گفته اند بالاخره هر چند تعدد عنوان مقتضی تعدد معنون نیست اما اقتضای وحدت آن را هم ندارد لذا آقای نائینی به درستی بین صفات اشتقاقی و مبادی تفصیل داده است، به تعبیر دیگر پیش فرض گرفتن وحدت معنون در خارج توسط مرحوم آخوند وجهی ندارد و اصلا همین که ایشان معنون را فرض کرده است سبب شده امتناعی بشود.