تحلیل قلمرو قاعده ملازمه عقل و شرع در تأسیسیات و امضائیات

حکم عقل به حسن یا قبح مبتنی بر صرف وجود مصلحت یا مفسده نیست، بلکه مصلحت یا مفسده‌ی غالب یا محض ملاک داوری عقل است.
ازاین‌رو:

  • عقل در صدقِ دارای مفسده غالب، حکم به قبح می‌کند.
  • عقل در کذبِ دارای مصلحت غالب، حکم به حسن می‌نماید.
    بنابراین، تزاحم ملاکات امری عقلانی و ذاتی عقل است و تأسیس شارع محسوب نمی‌شود.

تأسیسیات: نفی قاعده ملازمه

در احکام تأسیسی:

  • عقل نه تنها حکم شرعی را درک نمی‌کند، بلکه اصل حسن و قبح قطعی نیز برای آن قابل ادراک نیست.

  • مثال روشن آن، احکام عبادیِ محض مانند نماز احتیاط در شک بین رکعت سوم و چهارم است که عقل هیچ ملاک غالب یا محضی برای آن کشف نمی‌کند.

  • ازاین‌رو در تأسیسیات:

    • نه حسن و قبح عقلی وجود دارد،
    • نه ملازمه میان حکم عقل و حکم شرع،
    • و نه حتی اقتضاء قابل تشخیص برای عقل.

نتیجه: قاعده ملازمه در تأسیسیات اساساً موضوع ندارد.


امضائیات: تحقق قاعده ملازمه با قاعده مقتضی و مانع

در احکام امضائی:

  • عقل می‌تواند ملاک و اقتضاء (حسن یا قبح) را تشخیص دهد.
  • اما به‌دلیل آگاهی از احاطه بیشتر شارع، احتمال وجود مانع شرعی (در مرحله إنشاء یا فعلیت) را می‌دهد.
  • لذا عقل موظف به فحص از شارع است.

اگر پس از فحص:

  • ردع یا مانعی احراز نشود، همان ملاک عقلی حجت می‌شود؛
  • و این دقیقاً معنای قاعده ملازمه در امضائیات است.

مانعِ واصل و غیر واصل

اگر مانع یا مزاحمی از سوی شارع صادر شده ولی به ما نرسیده باشد:

  • مکلف معذور است.
  • این وضعیت کاملاً مشابه اخذ به ظهورات و عمومات با وجود احتمال مخصص غیر واصل است.
  • اخذ به عام، خود مبتنی بر قاعده مقتضی و مانع است:
    عام مقتضی شمول است و خاص، مانع؛ پس فحص لازم است و در صورت عدم احراز مانع، به عام عمل می‌شود.

:books: بر اساس جلسه ۷۳
:date: ۲۸ دی ماه ۱۴۰۴