تحلیل تفاوت‌های مجازات در نظام عقلایی و شرعی

در بررسی استحقاق یا فعلیت عقاب بر «تجرّی»، یکی از مباحث کلیدی، بازشناسی تفاوت‌های ماهوی میان نظام قانون‌گذاری عقلایی و نظام تشریع الهی است. این تفاوت در دو ساحتِ «امکان احراز موضوع» و «ماهیت جزا» قابل تبیین است.

:magnifying_glass_tilted_left: الف) تفاوت در مقام احراز موضوع (محدودیت‌های شناختی)

عقلاء در مقام وضع و اجرای مجازات، ناگزیر از تکیه بر «ظواهر» و امور «منضبط و قابل اثبات» هستند:

  1. عدم وصول به نیت: از آنجا که عقلاء فاقد علم غیب بوده و به بواطن و نیت‌های محضه (بما هی نیت) دسترسی ندارند، نمی‌توانند عقوبت را بر مدار «نیت» قرار دهند. لذا در نظام‌های عقلایی، نیت تنها در صورتی که در قالب یک «عمل خارجی» بروز یابد، آن هم به عنوان قرینه‌ای برای سنخ‌شناسی جرم (مانند تمایز قتل عمد از غیرعمد)، لحاظ می‌شود.
  2. طریقیتِ امارات ظاهری: عقلاء برای کشف نیت، از «نوع ابزار» یا «نحوه عمل» به عنوان اماره استفاده می‌کنند. اما شارع که علّام‌الغیوب است، موضوعِ حکم خود را مستقیماً بر «باطن» و «نیت» مترتب می‌سازد، بی‌آنکه نیازمند امارات اثباتی باشد.
  3. دقت در محاسبات استحقاق: یکی از شواهد لحاظ نیت توسط شارع، تأثیر اعمال متتقدمین بر نسل‌های متأخر است. اگر فعلی از گذشتگان در صدور گناهی از ناحیه اعقاب، تأثیر درصدی داشته باشد، شارع قادر به تفکیک و تعیین دقیق سهم هر یک در عقاب است؛ امری که از حیطه قدرت و تخصص دستگاه‌های قضایی عقلایی خارج است.

:balance_scale: ب) تفاوت در ماهیت و غایت عقوبت

ماهیت جزا در این دو نظام، تفاوت جوهری دارد:

  • نظام عقلایی (ابزارانگاری و بازدارندگی): مجازات نزد عقلاء، «امر انشائی» و ابزاری برای تأدیب، بازدارندگی و حفظ نظم اجتماعی است. میان جرم (مثلاً ضرب و جرح) و مجازات (مثلاً زندان)، رابطه تکوینی و عینیت وجود ندارد؛ بلکه حاکم برای جلوگیری از تکرار عمل، این مجازات را «انشاء» می‌کند.
  • نظام شرعی (تجسم اعمال): در منظومه تشریع، ثواب و عقاب از سنخ «تجسم عینی عمل» در نشئه آخرت است. بر اساس شواهد روایی (مانند رویت تمثل‌یافته‌ی نماز، روزه، ولایت، حج و زکات در شب اول قبر)، اعمال در آن نشئه به صور نوری یا ناری مبدل می‌شوند.

:pushpin: ج) نتیجه‌گیری: تفاوت در مقام «انشاء» و «کشف»

ثمره این بحث در مسئله تجرّی ظاهر می‌شود:

  • در نظام عقلایی: حاکم «منشئ» مجازات است و برای ایجاد بازدارندگی، عنوان مجرمانه را بر «عاصی» و «متجری» (به جهت مفسده اجتماعی) تطبیق می‌دهد.
  • در شریعت: وظیفه فقیه «کشف» از استحقاق یا عدم استحقاق است. ما به دنبال آن هستیم که ببینیم آیا «تجرّی» تکویناً در نشئه آخرت واجد تجسم عقوبت هست یا خیر.

بنابراین، قیاسِ فعل شارع به رویکرد عقلاء در مجازاتِ متجری مع‌الفارق است؛ چرا که عقاب اخروی تابع قرارداد و مصالحِ بازدارندگی (به معنای عقلایی آن) نیست، بلکه تابع حقایق تکوینی و سنخیت عمل با نتاج اخروی آن است. در قیامت «بازدارندگی» مطرح نیست. قیامت، تجسم عینی اعمال است و فرد آنچه با خود آورده، همان را می‌بیند:

«الیوم عملٌ و لا حساب و غداً حسابٌ و لا عمل»


:books: بر اساس درس خارج اصول جلسه ۶۲
:date: ۲ دی ماه ۱۴۰۴

1 پسندیده

ویژگی‌ها و محدودیت‌های مجازات‌های عقلایی را نمی‌توان مستقیماً به شریعت سرایت داد. عقلاء به‌سبب ناتوانی در احراز نیت‌های باطنی، مجازات را بر افعال ظاهری و عناوین قابل اثبات مترتب می‌کنند؛ ازاین‌رو، متجری را نه بما هو متجری، بلکه بما هو عاصی یا به اعتبار عناوین مجرمانه‌ی قابل احراز مجازات می‌نمایند. این شیوه، برخاسته از محدودیت‌های معرفتی و نهادی نظام‌های عقلایی است، نه بیانگر داوری نهایی درباره حقیقت فعل و فاعل.

در مقابل، در شریعت، فقیه در مقام کشف است نه انشاء؛ عقاب اخروی با تحلیل فقیه پدید نمی‌آید، بلکه او صرفاً کاشف از آن است که آیا فعل یا حالت نفسانی خاص، در نظام تکوینیِ جزا، واجد استحقاق عقاب و در چه مرتبه‌ای از فعلیت است. ازاین‌رو، قیاس میان مجازات‌های عقلایی و عقاب شرعی قیاسی مع‌الفارق است؛ زیرا مجازات عرفی بر پایه اهداف بازدارنده و نظم اجتماعی جعل می‌شود، حال آنکه ثواب و عقاب اخروی تجسم عینی حقیقت اعمال و نسبت آن‌ها با زیّ عبودیت است.

عرض سلام و احترام و تشکر و خوش آمد

شما می‌فرمایید که بحث قوانین عقلایی مربوط به قوانین کنترل و نظارت اجتماع است، ولی در احکام شرعی فقیه به دنبال کشف مسیر بندگی است ، همچنین فرایند نظارت خدای متعال که حتی می‌تواند بر مخفی‌ترین نیت‌ها هم تسلط داشته باشد، با فرایند عقلایی که تا به فعلیت خارجی نرسد، عقلا نمی‌توانند در مورد آن قضاوت کنند، نکات درستی است که استاد هم به اینها اشاره کردند.

اما اینکه می فرمایید قیاس این دو مع الفارق است، استاد هم به خاطر توهم همگون پنداشتن این دو مسیر، تفاوتهای این دو را بیان می کنند.

اما نکته ی آخر هم که گفتید که در احکام شرعی فقط مسئله تجسم اعمال مطرح است و ظاهر کلامتان این است که این احکام را خدای متعال برای کنترل اجتماعی وضع نکرده است، هم صحیح نیست.
یکی از کارکردهای مخصوصاً احکام اجتماعی اسلام همین نکته است کنترل و نظارت بر اجتماع.

یعنی مهمتر از سلوک شخصی، سلوک اجتماعی افراد است که تاثیرگذار در سرنوشت تک تک افراد است و حتماً دین به این مسئله نظر دارد، بنابراین اینکه احکام را ناظر به مسائل اجتماعی و نظارت ندانیم، صحیح به نظر نمی‌رسد.

سلام سپاسگزارم از پاسخ بسیار عالی
قسمت انتهای پاسخ شما ، من در باب سنجش نیت عرض کردم و تجسم اعمال

1 پسندیده