تبیین معنای اصل عملی بودن اصالة الظهور

مرحوم آخوند تمسک به اصالة الظهور برای اثبات تخصص را صحیح نمیداند؛ به این بیان که اصل ظهور در جایی جاری است که اثر عملی بر آن مترتب باشد اما در جایی که اصل ظهور اثر عملی ندارد جاری نیست. در مثل «لاتکرم زیدا» عدم وجوب اکرام زید روشن است لکن ممکن است این عدم وجوب اکرام به جهت خروج تخصصی از «اکرم کل عالم» باشد یا خروج تخصیصی؛ و نمیتوان با جریان اصل عموم در «اکرم کل عالم» خروج تخصصی زید را از عموم اثبات نمود؛ زیرا بعد اینکه یقینا خاص وجوب اکرام ندارد در جریان این اصل عموم ثمرۀ عملی وجود ندارد و بنای عقلاء بر جریان اصل ظهور در جایی است که در مقام عمل اثر داشته باشد.
و این یعنی با اینکه اصل ظهور اماره است، لکن از قبیل اصل عملی به شمار می رود یعنی در مواردی که اثر عملی بر آن مترتب نیست جاری نیست و اگر اثر عملی آن به واسطه باشد نیز معتبر نیست.
یعنی در مثال فوق اگر غیر عالم حکمی داشته باشد، نمیتوان بر اساس اصل عموم اثبات کرد که زید جاهل است و بعد اثر مترتب بر جاهلان را برای آن ثابت دانست.

برگرفته از جلسه 48 خارج اصول استاد قائینی یکشنبه 04/09/1403 (حجیت عام بعد تخصیص)