مقدمه: نقد مبنای اشتراک لفظی در «الف و لام»
ما اشتراک لفظی را نپذیرفتیم چون موضوع له از تبادر حاقی به دست میآید در حالی که عهد ذکری را از سیاق میفهمیم یا مثلا جنس ، از الف و لام به ذهن نمیآید بلکه مثلا در روایت استصحاب ، با تعلیلی که وجود دارد جنس بودن به ذهن میآید.
تبیین: معانی مذکور «الف و لام» برای ظرف استعمال است، نه موضوع له
پس این معانی برای ظرف استعمال هستند و از جمله فهمیده میشوند و چیزی که برای ظرف استعمال است نباید در موضوع له بیاید چرا که موضوع له باید از حاق لفظ به ذهن بیاید. مثلا اگر میگوییم موضوع له دفتر این طبیعت است، یعنی وقتی دفتر را شنیدم، این طبیعت به ذهنم میآید در حالی که وقتی الف و لام را میشنویم، نه عهد و نه جنس و نه استغراق ، هیچکدام به ذهن نمیآید.
نتیجهگیری: نپذیرفتن تعریف حقیقی و تبیین کارکرد «الف و لام»
لذا ما تعریف حقیقی را نپذیرفتیم و گفتیم حداکثر چیزی که الف و لام میدهد، آن است که پس از این کلمه محلی به الف و لام ، صفت معرفه میآید که دال بر تعریف لفظی است و همچنین اهتمام در مدخول خود را هم نشان میدهد.
نقد دیگر: عدم امکان پذیرش اصل بودن دلالت بر جنس
علاوه بر آن که حتی اگر کسی اشتراک لفظی را بپذیرد، ما گفتیم که اصل بر جنس بودن را نمیتوان قبول کرد چون اگر بپذیریم که استعمال مفرد محلی به الف و لام در جنس زیاد است، نمیتوانیم ندرت طرف مقابل را بپذیریم تا کثرت در یک طرف و ندرت طرف مقابل بشود و ظهور بسازد.
درس خارجه فقه جلسه ۷۲ - ۳ بهمن ۱۴۰۳