بررسی مفاد اخبار «من بلغ» و نقد نظر آیت الله سیستانی حفظه الله

باسمه تعالی

مقدمه: طرح نظر آیت الله سیستانی پیرامون مفاد اخبار «من بلغ»

آیت الله سیستانی حفظه الله فرموده‌اند: مفاد اخبار من بلغ این است که اصل خیر بودن و مستحب بودن عمل مفروغ عنه است پس باید استحباب آن و اصل ثواب داشتن آن با دلیل معتبر، ثابت شود و فقط این مقدار از ثواب که طبق خبر ضعیف واصل شده است مطابق با واقع نیست (یعنی اصل ثواب وجود دارد ولی به این مقداری که خبر ضعیف بیان کرده است نیست).


:light_bulb: تبیین نظر ایشان (نیاز به ثبوت اصل خبر/استحباب با دلیل معتبر)

به عبارت دیگر: مفاد اخبار من بلغ این است که باید مستحب بودن آن عمل با قطع نظر از این اخبار مفروغ‌عنه و ثابت باشد، فقط اگر آن مقدار ثوابی که در این خبر بر آن عمل ذکر شده است مطابق با واقع نباشد خداوند متعال تفضلا آن مقدار ثواب را به این شخص می‌دهد. ایشان قرائنی را بر این مطلب بیان می‌کنند.


:bar_chart: قرائن مطرح شده توسط ایشان بر این نظر

قرینۀ اول: تعبیر «اوتی ذلک الثواب و ان لم یکن علی ما بلغه»

قرینه اول: تعبیر «اوتی ذلک الثواب و ان لم یکن علی ما بلغه» در نقل کافی، که معنای آن این است که ولو ثواب در حدی که به او رسیده باشد نیست «لم یکن الثواب بالغا مقدار ما ورد فی الخبر» یعنی مشکل این خبر این است که این مقدار ثوابی را که برای این عمل بیان می‌کند در واقع این مقدار ثواب نیست ولی اصل ثواب هست.

قرینۀ دوم: تعبیر «کان له اجره»

قرینه دوم: در بعض نسخ کافی تعبیر به «کان له اجره» شده است که معنای آن این است که فعل، اجر دارد و آن مسلم است منتهی مقدار اجر براساس آن خبر ضعیف به او داده می‌شود.

قرینۀ سوم: تعبیر «من بلغه ثواب علی شیء من الخیر» (نقل ثواب الاعمال)

قرینه سوم: در صحیحه هشام بنا بر نقل ثواب الاعمال تعبیر «من بلغه ثواب علی شیء من الخیر» آمده است. که اگر این نقل ثابت شود مقید اطلاق سایر اخبار خواهد بود زیرا تعبیر «علی شیء من الخیر» مفهوم دارد.

بررسی نقل محاسن و توهم خلاف

البته در نقل محاسن از صحیحه هشام تعبیر «کان اجر ذلک له و ان کان رسول الله لم یقله» آمده است. ممکن است گفته شود این تعبیر موهم این است که اجر مذکور در خبر ضعیف به او داده می‌شود ولو این خبر ضعیف دروغ باشد و این با این که اصل اجر ثابت نباشد نیز سازگار است.

پاسخ آیت الله سیستانی به نقل محاسن

ایشان در جواب فرموده‌اند: اولا: ممکن است -ولو به مناسبت تعبیر «کان اجر ذلک له»- مراد این باشد که اصل اجر و اجر واقعی هست منتهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن مقدار از اجر مذکور در این خبر ضعیف را نقل نکرده است. ثانیا: کتاب محاسن معتبر [1] نیست زیرا ابوابی که در کتاب فهرست برای آن ذکر شده است در نسخه‌ای از کتاب محاسن که الان در دست ما است، موجود نیست و معلوم می‌شود که کتاب محاسن به نسخه‌ی معتبر به ما واصل نشده است چون خود ناقص بودن علامت عدم اعتبار است. علاوه بر این که این کتاب از کتب مشهوره نبوده و کتاب مهجوری بوده است و بعدها این کتاب مطرح شده است لذا نمی‌توان گفت این نسخه‌ی مشهور است و باید به آن اعتماد کرد.


خلاصه فرمایش آیت الله سیستانی (دو نکته اصلی)

به عبارت دیگر: عمده فرمایش ایشان دو نکته است:

:pushpin: نکتۀ اول: تقیید روایت ثواب الاعمال به «علی شیء من الخیر»

نکته‌ی اول: در روایتی که در کتاب ثواب الاعمال نقل شده تعبیر «مَنْ بَلَغَهُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الثَّوَابِ عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَعَمِلَهُ كَانَ لَهُ أَجْرُ ذَلِكَ» [2] آمده است یعنی مقید است به صورتی که خیر بودن آن عمل ثابت باشد لذا در موارد شک در خیر بودنِ فی حد ذاته عمل و استحباب یا اباحه‌ی آن نمی‌توان به این خطاب تمسک کرد. و این روایت مقید اطلاقات دیگر که در آن‌ها این تبعیر نیست، خواهد بود.

:pushpin: نکتۀ دوم: تعبیر «و ان لم یکن علی ما بلغه» در کافی

نکته‌ی دوم: در نقل کافی تعبیر به «وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى مَا بَلَغَهُ» [3] آمده است یعنی حتی اگر ثواب به آن مقداری که به او رسیده، نباشد ولی اصل ثواب وجود داشته باشد، همان ثواب بالغ به او داده می‌شود.

بررسی سایر نقل‌ها

البته در محاسن تعبیر «و ان کان رسول الله لم یقله» [4] آمده یا تعبیر «و ان لم یکن الحدیث کما بلغه» [5] آمده است ولی اشکال این است که ممکن است نقلی که صادر شده همین نقل کافی باشد.


:cross_mark: پاسخ از قرینه اول آیت الله سیستانی (تعبیر «و ان لم یکن علی ما بلغه»)

:face_with_monocle: احتمالات در اسم «لم یکن»

جواب از تقریب اول: این قرائن که ایشان مطرح کرده است قرینیت بر این مطلب ندارد. در اسم «لم یکن» در «و ان لم یکن علی ما بلغه» چند احتمال وجود دارد:

  • احتمال اول: اسم آن «العمل» است یعنی «ان لم یکن العمل علی ما بلغه» در این صورت مراد این است که این عمل این ثواب مذکور را ندارد که اطلاقش شامل صورتی که اصلا ثوابی نیز برای آن ثابت نباشد نیز می‌شود و منحصر به موردی که اصل ثواب عمل مفروغ عنه است و این مقدار از ثواب مذکور در خبر ضعیف درست نباشد نیست.
  • احتمال دوم: اسم آن «الواقع» است یعنی «ان لم یکن الواقع علی ما بلغه»
  • احتمال سوم: اسم آن «الثواب» است یعنی «ان لم یکن الثواب علی ما بلغه»

اشکال بر انحصار در احتمال سوم

اشکال ایشان مبتنی بر احتمال سوم است که طبق این احتمال ممکن است گفته شود «ثواب وجود دارد ولی نه به این مقدار مذکور در روایت واصل به مکلف» ولی طبق دو احتمال اول مشکل ایجاد نمی‌شود.

نقد استظهار احتمال سوم (عدم ظهور عرفی در مفروغیت اصل ثواب)

ولی به نظر ما حتی بر فرض استظهار احتمال سوم نیز عرفا تعبیر «ثواب آن‌گونه که به او رسیده است، نباشد» با صورتی که اصلا ثوابی نباشد نیز سازگار است. این که گفته شود مراد «و ان لم یکن الثواب بذلک المقدار الذی بلغه» است، خلاف متفاهم عرفی است. و اگر مجمل شود بنا بر تعدد روایات مشکل ایجاد نمی‌شود و به روایات دیگر اخذ می‌شود و بنا بر وحدت روایات و اختلاف نقل به معنا این نقل به معنای مجمل با نقل به معنای مبیّن تعارض نمی‌کند.

به عبارت دیگر: در این صورت نیز شامل صورتی که اصلا عمل فی علم الله ثواب ندارد نیز می‌شود. جنس ثواب در آخرت است ولی لازم نیست بر طبق این عمل ثواب باشد و ممکن است این عمل ثواب نداشته باشد و یک عمل دیگر ثواب داشته باشد [6] .[7] پس آن ظهور عرفی در مفروغیت اصل ثواب ندارد.

بررسی تعبیر «کان له اجره»

و اما نسبت به تعبیر «کان له اجره» در نقل کافی که «اجر» اضافه به عمل شده است نیز لازم نیست حتما عمل اجر داشته باشد تا اضافه صحیح باشد زیرا در اضافه ادنی مناسبت کافی است یعنی اجری که «بلغ علی هذا العمل» و الا کسی توهم نمی‌کند «در مواردی که عملی مستحب است. و مکلف خیال می‌کند خیلی ثواب دارد در حالی که خیلی ثواب ندارد به سبب این خیال او اصل ثواب نیز به او داده نشود. مثل این که فرضاً ثواب واقعی روزه‌ی پنج‌شنبه ماه رجب یک حور العین باشد ولی این شخص خیال می‌کرد ثواب آن ده حور العین است ولی به سبب این خیال او حتی همان یک حور العین نیز به او داده نشود، این عرفی نیست. «کان له اجره» یعنی اجر واقعی و این قرینه دارد بر این که همان اجر مذکور در خبر ضعیف است. «کان له اجره -یعنی اجری که بر این عمل بالغ شده است- و ان لم یکن مطابقا للواقع» یعنی ولو وصول این خبر خلاف واقع است.


پاسخ از قرینه سوم آیت الله سیستانی (تعبیر «علی شیء من الخیر»)

:cross_mark: نقد تفسیر «خیر» به حمل عنوانی

اما نسبت به روایت محمد بن مروان «و ان لم یکن الحدیث کما بلغه» نیز در آن فرض نشده است که اصل مستحب بودن این عمل مفروغ عنه است.

و اما نسبت به تعبیر «من بلغه شیء من الثواب علی شیء من الخیر» این که در تعلیقه بحوث فرموده‌اند: «مراد از خیر، خیر به حمل شایع نیست. همین که در خبر ضعیف تعبیر به خیر شده است -که از آن تعبیر به خیر عنوانی کردند- کافی است» [8] درست نیست زیرا مراد از خیر در روایت مذکور خیر به حمل شایع است نه خیر به حسب ادعای این خبر ضعیف.

انصراف اطلاق از موارد عدم حجت بر حرمت/شبهه تحریمیه

ولی مفهوم وصف، مفهوم فی الجمله است و آن دلالت دارد بر این که همه جا بلوغ ثواب توسط خبر ضعیف کافی نیست زیرا در بعضی موارد که حجت بر حرمت آن عمل وجود دارد و یا شبهه‌ی تحریمیه است و خبر ضعیف دلالت دارد بر این که در صورت شرب تتن به شما ثواب داده می‌شود، اخبار من بلغ از این موارد انصراف دارد. و در مازاد از این قدر متیقن -یعنی موارد وجود حجت بر حرمت یا شبهات تحریمیه- اطلاق صحیحه هشام و سایر روایات محکّم است.

تمثیل به «اکرم العالم» و «اکرم العالم الهاشمی»

مثل «اکرم العالم» و «اکرم العالم الهاشمی» که حکم آن انحلالی است و «اکرم العالم الهاشمی» مفهوم مطلق ندارد، قدر متیقن آن این است که اگر یک عالمی نه هاشمی بود و نه امتیاز دیگری داشت وجوب اکرام نخواهد داشت ولی اگر یک عالمی هاشمی نیست ولی امتیاز دیگری دارد -مثلا عادل است- داخل در اطلاق «اکرم العالم» است.


:books: بررسی اعتبار کتاب المحاسن (تأیید نقد آیت الله سیستانی)

و اما آن چیزی که راجع به محاسن برقی مطرح کردند درست است و باید وثوق پیدا شود و بعید نیست که وثوق پیدا شود زیرا روایت مذکور در محاسن یعنی «کان له اجر ذلک» اضطراب متن ندارد.


:writing_hand: خلاصه‌ی اشکال بر بیان آیت الله سیستانی حفظه الله

(پس خلاصه‌ی اشکال به این بیان این است که) مفهوم وصف، فی الجمله است یعنی چنین نیست که بلوغ ثواب مطلقا برای این حکم کافی باشد ولی قدر متیقن از این مفهوم فی الجمله، موردی است که حجت بر حرمت وجود دارد یا احتمال حرمت داده شود که در این موارد این اخبار جاری نمی‌شود.


دفاع از بیان آیت الله سیستانی حفظه الله (با فرض وحدت روایات)

:handshake: دفاع احتمالی از بیان آیت الله سیستانی (ادعای وحدت روایات و نقل به معنا)

دفاع از بیان آیت الله سیستانی حفظه الله: البته می‌توان با ادعای یک مطلب از این تقریب دفاع کرد -گرچه ایشان این ادعا را مطرح نکردند- و آن ادعا این است که این روایات نقل به معنا است و وثوق به تعدد این روایات پیدا نمی‌شود و ممکن است یک حدیث از امام علیه السلام صادر شده ولی روات آن را نقل به معنا کردند که این پدیده در روایات ما زیاد بوده است.

:memo: تبیین ادعا و مؤید آن

و آن روایت صادر از امام علیه السلام ممکن است همین نقل ثواب الاعمال از هشام و صفوان یعنی «من بلغه شیء من الثواب علی شیء من الخیر» باشد نه نقل‌های دیگر مثل نقل کافی از هشام یا محاسن از هشام و محمد بن مروان که تعبیر «شیء علی الخیر» در آن نیست.

مؤید احتمال وحدت این روایات این است که راوی‌های این روایات نوعا یکی بودند. راوی نقل ثواب الاعمال که تعبیر به «شیء من الخیر» را بیان کردند هشام و صفوان است و راوی نقل کافی و محاسن که این تعبیر در آن‌ها نیامده است نیز هشام است. البته در نقل محمد بن مروان از امام صادق علیه السلام نیز این تعبیر نیامده است.

نظر مرحوم بروجردی بر عدم ظهور روایات در تعدد در مقابل مشهور

ولی ممکن است گفته شود این روایات ظهور در تعدد ندارند و این بر خلاف نظر مشهور است که اصل را بر تعدد اخبار می‌گذارند. ولی مرحوم بروجردی موافق با این نظریه بودند و قائل بودند که این پدیده در روایات زیاد است.

تقویت تقریب دوم بنابر احتمال وحدت

و طبق این احتمال تقریب دوم تقویت می‌شود زیرا دو حدیث مطلق و مقید وجود ندارد تا گفته شود روایت مقید، مفهوم فی الجمله دارد و مشکلی ایجاد نمی‌کند زیرا ممکن است حدیث صادر از امام علیه السلام همین روایت مقید بود و روایت مطلق، نقل به معنا است.

:white_check_mark: نتیجه‌گیری بنابر احتمال وحدت

و وقتی احتمال این مطلب نیز داده شود باید به اضیق دائرةً تمسک کرد که آن صورتی است که اصل خیر بودن فعل -یعنی واجب یا مستحب بودن آن- مفروغ عنه باشد.


:balance_scale: جمع‌بندی: نظر نهایی و نقد مبانی

لذا با این اشکال می‌توان کلام ایشان را تثبیت کرد.

و اصلی به نام اصل عدم وحدت روایات با توجه به کثرت نقل به معنا وجود ندارد.

بنابراین عمده نکته‌ی اول ایشان است که بنا بر مبنای مرحوم بروجردی -که به نظر ما نیز مطلب قوی است و این احتمال را نمی‌توان دفع کرد- احتمال دارد یک روایت از امام علیه السلام صادر شده باشد و آن همان روایتی باشد که در آن تعبیر «شیء من الخیر» شده است و در این صورت نیاز نیست که گفته شود این خبر مفهوم وصف فی الجمله دارد زیرا اصلا مطلقی وجود ندارد تا به آن رجوع شود.

نقد مبنای آیت الله سیستانی (حجیت وثوق به صدور)

نظر ایشان در حجیت اخبار این است که وثوق به صدور لازم است و صرف وثاقت راوی کافی نیست. و ما طبق این نظر -با قطع نظر از اختیار قول اول- این قول را تأیید کردیم. زیرا احتمال دارد که روایت واحد بوده است و به صورت متعدد نقل به معنا شده است و ممکن است تعبیر صادر از امام علیه السلام «من بلغه شیء من الثواب علی شیء من الخیر» باشد؛ ولی بنا بر مبنای ما یعنی حجیت خبر ثقه ولو وثوق به صدور پیدا نشود، بر فرض که این اخبار نقل به معنا شده باشند نیز عرفی نیست که راوی از امام علیه السلام تعبیر «من بلغه شیء من الثواب علی شیء من الخیر» شنیده باشند، ولی «شیء من الخیر» را حذف کند و حذف این تعبیر ناشی از غفلت است زیرا این یک مطلب ظریف و دقیق و پیچیده‌ای نیست که موقع نقل به معنا آن را فراموش کند. و لذا طبق مبنای مذکور و مختار می‌‌توان از این بیان آیت الله سیستانی حفظه الله جواب داد.


:books: برگرفته از درس خارج اصول استاد شهیدی - جلسات ۸۲، ۸۳ و ۸۴ سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳


  1. على أن الاعتماد على كتاب المحاسن في قبال نقل الكافي غير صحيح، لأن كتب الكافي منذ تاليفه كان مقروّا على العلماء ولم يزل كذلك، وأما المحاسن فهو مضافا الى عدم وصول جميعه الى المتأخرين قد كان مهجورا منذ اعصار فليست نسخه مشهورة. (ابحاث) ↩︎

  2. وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن الحسن، ج1، ص80، ح1. ↩︎

  3. الکافی (ط- الاسلامیة)، کلینی، محمد بن یعقوب، ج2، ص87، ح1. ↩︎

  4. المحاسن، ج1، ص25، ح2. ↩︎

  5. مقرر: این تعبیر در روایت محمد بن مروان آمده نه روایت هشام: الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌2، ص: 87: ح2: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عِمْرَانَ الزَّعْفَرَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ مَنْ بَلَغَهُ ثَوَابٌ مِنَ اللَّهِ عَلَى عَمَلٍ فَعَمِلَ ذَلِكَ الْعَمَلَ الْتِمَاسَ ذَلِكَ الثَّوَابِ أُوتِيَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنِ الْحَدِيثُ كَمَا بَلَغَهُ. ↩︎

  6. انصاف این است که این خلاف ظاهر است زیرا ظاهر تعبیر «ان لم یکن الثواب علی ما بلغه» این است که ثواب همین عمل به مقداری که واصل شده است، نیست.» ↩︎

  7. مقرر: به نظر می‌رسد این فرمایش استاد حفظه الله با روایت تطبیق نداشته باشد. ↩︎

  8. صدر محمد باقر. بحوث في علم الأصول (الهاشمي الشاهرودي). ج 5، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامي، 1417، ص 123. ↩︎