آیا اصلا وحدت سیاق قرینیت دارد یا نه؟ مرحوم اقای خویی دربعضی از کلماتش گفته است نه وحدت سیاق قرینیت اصلا ندارد. کبری را اصلا قبول نکرده. قرینیت وحدت سیاق را اصلا قبول نکرده ممکن است مولا که صحبت میکند همین طور اوامر و نواهی صادر میکند. اوامر عدیده ای بعضیهایش وجوبی و بعضی هایش استحبابی بعضی هایش تعجیزی همین طور اوامرش را بیان میکند لزومی ندارد. کتاب نویس که نیست مولای ما بگوییم لف و نشر مرتب را مراعات کند و وحدت سیاق را. اینها مال کتاب نویسها است که برای آنها مهم است. برای شارع مهم این است که احکام را به مردم برساند.
این اصلا قرینیت وحدت سیاق را ایشان در بعضی از موارد منکر است و لکن ما گفتیم انصافش این است که بعضی جاها نمیشود از وحدت سیاق گذشت. همین اخیرا میگفتیم ایه قبلی دارد و لا تزر وازره … و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا. به ذهن میزند که اینها ارتباط دارند همان طور که وازره اخرت است ما کنا … هم اخرت را میگیرد. گاهی خیلی بعید است که ناگهانی یک جمله ای معترضه به عنوان معترضه. نه معترضه و اینها بی ربطی اینها خلاف ظاهر است. ما گفتیم فی الجمله وحدت سیاق حق است. بعضی جاها ظهور ساز است. بعید است که ما اینها را جمله معترضه بدانیم. یک چیز دیگری بدانیم. نه دارد یک داستانی میگوید ظاهرش این است که هر چه میگوید مربوط به همان داستان است. پس به صورت کلی فرمایش ایشان را قبول نکردیم. اما این که در مقام بیان احکام اغتسل للجمعه و اغتسل للجنابه، باید منظورش از اغتسل ها یک چیز باشد، نه. ما فرمایش ایشان را در اینجاها قبول کردیم در جاهایی که دارد تعداد میکند مثل حدیث مناهی، شریعت یک مجموعه ای از واجبات و مستحبات و… ممکن است در یک کلام مفصلی هم واجبات را بیان کند و هم مستحبات. حالا اگر مثلا ده تا واجبات بود اون دو تای دیگر هم باید واجب باشد؟ نه. ما نتوانستیم باور کنیم.
صاحب معالم گفت اونقدر اوامر در مستحب استعمال شده که اصلا ظهورش از دست رفته. بنای شارع بر این نیست که واجب را یک جور و مستحب را یک جور دیگر.
ما اینجا وحدت سیاق را نمیتوانیم قبول کنیم. اغتسل للجمعه و الجنابه، اولا میدانید که اختلاف سیاق بر مبنای مشهور دارد که انها میگویند وجوب و استحباب جزء مستعمل فیه است. اغتسل للجمعه استعمال شده در مستحب و اغتسل للجنابه در واجب. این سیاق به هم خورده. بر مبنایی مثل مرحوم خویی که میگوید وجوب و استحباب از مدلول لفظ خارج است، مثل مرحوم نائینی، میگویند نه اصلا وحدت سیاق است اغتسل در طلب غسل اون هم در طلب غسل. این مراد جدیشان با هم اختلاف دارد. یکی ترخیص در ترک دارد اسمش میگذارند مستحب و یکی ترخیص در ترک ندارد میگویید واجب. اصلا اختلاف سیاقی هم در اغتسل بر اون مبانی نیست. حالا اگر هم باشد ضرری ندارد. شارع میخواسته غسلهایش را بیان کند گفته است اغتسل للجمعه اغتسل جنابه گفته اذا مسست میتا فاغتسل همه را ردیف کرده واجب و مستحب. نمیتوانیم بگوییم چون عمده اش واجبات است پس اون یکی هم واجب است. نه. دأب شارع بر این نیست که این جور صحبت کند. یعنی مثل ریاضی صحبت کند. واجبات را کنار هم بگوید مستحبات را کنار هم بگوید. نه. این طور مخلوط صحبت کرده. وحدت سیاق در مقام بیان احکام شرعیه نه این ما فرمایش اقای خویی را قبول کردیم
درس خار ج اصول. تاریخ 16 مهر ماه 1403