آیا عذاب الهی دنیوی تنها شامل گنهکاران می شود و یا اینکه عذاب الهی دنیوی عام بوده و شامل بندگان مؤمن و مطیع هم می شود؟

نقد دیدگاه عمومی بودن عذاب دنیوی
برخی بر این باورند که عذاب الهی دنیوی عام بوده و شامل بندگان مطیع هم می شود منتها خداوند سبحان در روز قیامت به بندگان مطیع که متحمل عذاب دنیوی شده اند اجر داده و اسباب ترفیع درجه اخروی آنها فراهم می شود.
ولکن به عقیده ما این کلام صحیح نیست و وجه عدم تمامیت این کلام نزد ما این است که آیه و روایتی بر این معنا دلالت ندارد. به این معنا که در آیه و روایتی این معنا نیامده که مؤمن بدون ارتکاب هیچ جرمی دچار عذاب دنیوی شده و لکن خداوند در آخرت برای او جبران کرده و به او اجر می دهد.
شاهد روایی بر عدم شمول نسبت به مومنان: عذاب قوم حضرت شعیب (ع)
و شاهد بر این مدعا روایتی است که شایسته است در اینجا به نقل آن بپردازیم:
[!quote] قال الإمامُ الباقرُ عليه السلام: «أوحَى اللّه ُ تعالى إلى شُعَيبٍ النبيِّ: إنّي مُعَذِّبٌ مِن قومِكَ مائَةَ ألفٍ: أربعينَ ألفاً مِن شِرارِهِم و سِتّينَ ألفاً مِن خِيارِهم، فقالَ: يا ربِّ، هؤلاءِ الأشرارُ فما بالُ الأخيارِ ؟! فَأوحَى اللّه ُ عزّ و جلّ إلَيهِ : داهَنوا أهلَ المعاصِي فلَم يَغضَبُوا لِغَضَبِي»
در این روایت شریفه وارد شده که خداوند سبحان به حضرت شعیب علیه السلام وحی کرده و فرمود: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب می کنم که چهل هزار نفر از این تعداد جزء اشرار بوده و شصت هزار نفر از این تعداد جزء اخیارند.
و حضرت شعیب علیه السلام از اینکه عذاب الهی شامل اخیار می شود تعجب کرده و لذا سوال می کند: که اخیار چه گناهی کردند که عذاب الهی شامل حال آنها می شود؟
خداوند سبحان وحی فرمود که اخیار با اشرار مماشات کرده و از غضب من در برابر گناه اشرار غضبناک نشدند و لذا سزاوار عذاب من هستند.
از این روایت استفاده می شود که ابرار اگر چه خود مرتکب جرم نشده اند اما به جهت بی تفاوتی در مقابل گناه قوم و ترک امر به معروف و نهی از منکر مبتلا به سخط الهی شده و همچون اشرار دچار عذاب دنیوی شدند. پس ابرار بی گناه نبوده اند تا کسی بگوید با اینکه ابرار گناهی مرتکب نشده اند ولی دچار عذاب شدند بلکه ابرار هم به جهت بی تفاوتی در مقابل گناه اشرار به غضب الهی گرفتار شده و مبتلا به عذاب الهی شدند.
و همانطور که از متن روایت معلوم است اینکه ابرار بدون ارتکاب جرم دچار عذاب الهی دنیوی نمی شوند امری مسلم نزد حضرت شعیب علیه السلام تلقی شده و لذا از اینکه خداوند سبحان اراده فرمود که ابرار را مجازات کند امری عجیب نزد ایشان قلمداد شده و لذا پرسید که جرم ابرار چیست که مبتلا به عذاب دنیوی می شوند؟ و خداوند سبحان نیز این استعجاب حضرت شعیب را درست دانسته و جواب فرمود که ابرار نیز به جهت بی تفاوتی در مقابل گناه قوم مجرم می باشند و لذا من آنها را نیز گرفتار عذاب خویش در دنیا می کنم.
پاسخ به اشکال قرآنی: آیه «اتقوا فتنه»
و اگر کسی در مقام اشکال به عرض ما بگوید که آیه قرآن بر خلاف مدعای شما دلالت می کند چرا که در قرآن کریم وارد شده:
بترسید از بلایی که تنها دامن ظالمین را نمی گیرد بلکه ظالم و مظلوم هر دو دچار بلا می شوند آنجا که خداوند سبحان می فرماید:
[!quote] ﴿اتقوا فتنة لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصة﴾
پس از این آیه استفاده می شود که تنها عذاب خداوند سبحان مختص ظالمین و گنهکاران نبوده بلکه افراد مظلوم را هم شامل می شود.
ولکن به عقیده ما نه تنها این آیه بر خلاف مطلوب ما دلالت ندارد بلکه موید ما نیز می باشد چرا که خطاب خداوند به اتقوا (بترسید) به عموم مردم بوده و زمانی خطاب به اتقوا نسبت به عموم مردم صحیح است که کاری از دست ایشان برای دفع عذاب بربیاد.
به عنوان مثال: اگر کسی خطاب به ما بگوید: «بترس از اینکه عذاب شامل حالت بشود» زمانی این خطاب به ما صحیح است که کاری از دست ما در جهت دفع عذاب بربیاد و الا اگر چنانچه هیچ کاری از دستمان در جهت دفع عذاب برنیاد دیگر خطاب به اینکه «بترس» به حال ما نفع و فایده ای ندارد و عملا چنین خطابی لغو خواهد بود.
و به همین نکته دقیقا باید در این آیه شریفه توجه شود چرا که خطاب اتقوا در آیه زمانی معنا پیدا می کند که از دست عموم مردم کاری جهت دفع عذاب همچون جلوگیری از رواج منکرات در جامعه برآید اما اگر کاری از دست آنها ساخته نباشد در جهت دفع عذاب دیگر خطاب به اتقوا لغو خواهد بود.
نتیجه: بی تفاوتی مؤمنین نسبت به معصیت، خود جرم است
در نتیجه: مدلول آیه این می شود که حتی مومنین هم در برابر بی تفاوتی نسبت به معصیت و ظلم ظالمین بترسند از عذاب الهی چرا که خود بی تفاوتی و ترک امر به معروف و نهی از منکر جرمی است که موجب سخط الهی شده و اسباب عذاب دنیوی را فراهم می آورد.
به عنوان مثال ما در طول تاریخ انبیای الهی علی نبینا و آله و علیهم السلام و همچنین در طول تاریخ رسول خدا و ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین شاهدیم که یک دسته به حقوق ایشان تعدی کرده و به آنها ظلم می کردند و دسته ی دیگر یا مدافع ظالمین بوده و یا ساکت در برابر ایشان و بدیهی است که سکوت و بی تفاوتی در مقابل ظلم به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام جرم عظیمی است که اسباب سخط الهی را فراهم می آورد.
جمعبندی: عدم شمول عذاب دنیوی بر مؤمنین بی گناه
تا به اینجا روشن شد که نه تنها ما دلیلی نداریم بر شمول عذاب الهی دنیوی نسبت به مومنین بلکه دلیل بر خلاف این معنا نیز وجود دارد.
بلکه می توان گفت: به لحاظ حکم عقل همانگونه که می گوئیم خداوند عادل بوده و بی جهت مومنین را در آخرت مبتلا به عذاب نمی کند هم چنین خداوند عادل بوده و بی جهت مومنین را در دنیا عذاب نمی کند.
و به عبارت دیگر: وقتی در واژه ی عذاب معنای سخط و غضب نهفته است وجهی ندارد که ما تفصیل داده و بگوئیم: عذاب دنیوی ناشی از غضب الهی دامن گیر مومنین می شود و لکن عذاب اخروی ناشی از غضب الهی دامن گیر ایشان نمی شود. زیرا همانگونه که عدل الهی اقتضا می کند که او بی جهت مومنین را از روی غضب مبتلا به عذاب اخروی نکند هم چنین عدل الهی اقتضا می کند که خداوند سبحان مومنین را بی جهت از روی غضب مبتلا به عذاب دنیوی نکند.
طرح یک اشکال و پاسخ به آن: تفاوت عذاب و ابتلا
طرح یک اشکال: اینکه مومنین در دنیا مورد ابتلا واقع شده و متحمل مصائب عظیمی می شوند غیر قابل انکار است و با این حال چگونه می توان پذیرفت که مومنین دچار عذاب دنیوی نمی شوند؟ مگر خود این مصائب نوعی از عذاب نیست؟!
در پاسخ به این اشکال می گوئیم: دو مطلب با یکدیگر خلط شده است: مطلب اول عذاب دنیوی و مطلب دوم ابتلا؛ آنچه که مومن دچار آن نمی شود عذاب الهی است نه ابتلائات.
و فرق بین عذاب و ابتلا این است که منشا عذاب الهی، سخط الهی به جهت نافرمانی عبد است و این معنا در واژه ی عذاب نهفته است. پس عذاب ناشی می شود از غضب الهی.
به عنوان مثال: مثله حرام است چرا که در روایت وارد شده:
[!quote] ایاک و المثله و لو بالکلب العقور
و لکن قطع ید و رجل کافر و لو بدون جهت خاص، حرام نیست. چرا که در مثله این معنا نهفته که شخص از روی غضب و انتقام کافر را مثلا قطعه قطعه می کند و لذا مثله حرام است. و در واژه ی عذاب همچون واژه ی مثله معنای سخط و غضب نهفته است بر خلاف واژه ی ابتلا.
و لذا در روایات وارد شده که خداوند سبحان مومنین و انبیا علیهم السلام را دچار ابتلائات کرده است و لکن در روایتی وارد نشده که خداوند انبیا و یا مومنین را دچار عذاب خویش کرده.
به عنوان مثال در روایت وارد شده:
[!quote] «ان العبد یکون له عند ربه درجه لایبلغها بعمله فیبتلی فی جسده او یصاب فی ماله او یصاب فی ولده فان صبر بلغه الله ایاها»
پس تا به اینجا روشن شد که فرق است بین عذاب و ابتلا و خداوند مومنین را اگر چه مبتلا کرده و آنها را امتحان به برخی از مشکلات و مصائب می کند اما آنها را عذاب نمی کند چرا که عذاب ناشی از سخط الهی است که شامل حال مومنینی که گناهی ندارند نمی شود.
اشکال دوم و پاسخ از آن: عذابهای عمومی و نجات مؤمنین
اشکال دوم: ممکن است گفته شود وقتی عذاب الهی همچون زلزله و یا سیل نازل می شود مانند سیستم هوشمند عمل نمی کند که تنها کفار را از بین ببرد و اصلا به مومنین آسیبی نرساند بلکه اینگونه از عذاب ها وقتی نازل می شود شامل حال همه شده و همه را نابود می کند.
پاسخ این اشکال پر واضح است چرا که بسیار در تواریخ وارد شده که عذابی همچون زلزله نازل شده و لکن طفلی پس از چند روز سالم از زیر آوار بیرون آمده است.
و بدیهی است که خداوند سبحان قادر است که عذاب خودش را شامل حال گروهی کرده و لکن مومنین را از عذاب نجات دهد.
به عنوان مثال در قضیه حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام، ایشان هفتاد و دو نفر را سوار بر کشتی کرده و آنها از عذاب الهی نجات پیدا کردند و لکن دیگران غرق شدند.
و این معنا نظائر بسیاری داشته و لذا قابل انکار نمی باشد.
و بر فرض اگر چنانچه بگوئیم که عذاب الهی شامل بی گناه هم می شود اما چه دلیلی داریم که خداوند روز قیامت به او درجاتی می دهد؟
اگر چنانچه کسی ادعا کند که اگر بی گناهی در دنیا عذاب شود بر خداوند عقلا لازم است در آخرت به او ترفیع درجه بدهد لازمه اش این است که اگر کافری در دنیا بی جهت عذاب شود بر خداوند عقلا لازم است که در آخرت درجاتی به او بدهد و حال آنکه این امر قابل التزام نیست.
جبران اخروی، تفضل الهی است نه حق
بله در روایات وارد شده که خداوند به جهت تفضلی که دارد درجاتی را به مؤمنی که متحمل مشکلاتی همچون فقر و یا بیماری شده عطا می فرماید.
و یا اگر مومن دعایی کند و در دنیا آن دعا به اجابت نرسد خداوند در آخرت برای او به گونه ای جبران می کند که مومنینی که دعای آنها به اجابت رسیده آرزو می کنند که ای کاش دعای ما هم در دنیا به اجابت نمی رسید!
این معنا که اخبار دلالت بر آن دارد از تفضل و لطف خداوند سبحان ناشی می شود و الا بدیهی است که هیچ کس اعم از مومن و یا کافر حقوقی همچون حق حیات و سلامتی و یا رزق از خداوند طلبکار نیست تا تضییع این حقوق از جانب خداوند سبحان ظلم بر آنها بوده و تدارک این حقوق در آخرت بر خداوند عقلا لازم باشد.
درس خارج اصول ۱۴۰۲/۳/۱۷