بررسی شمول حدیث «لاتعاد» نسبت به اخلال در طهارت از خبث بر مبنای معنای «طهور»

بررسی شمول حدیث «لاتعاد» نسبت به اخلال در طهارت از خبث بر مبنای معنای «طهور»

در بررسی کلام صاحب عروه (قدس سره) پیرامون نماز در میته، اشکال نخست بر امکان تمسک به حدیث «لاتعاد» برای تصحیح نماز جاهل به موضوع متمرکز است. تمسک به حدیث «لاتعاد» در مواردی که نمازگزار در میته نجسه نماز خوانده است، محل مناقشه می‌باشد. علت این مناقشه آن است که یکی از عناوین پنج‌گانه‌ای که در عقد مستثنی‌منه حدیث ذکر شده، عنوان «طهور» است: «لا تُعادُ الصَّلاةُ إِلاَّ مِنْ خَمْسَةٍ: الْوَقْتِ وَ الْقِبْلَةِ وَ الطَّهُورِ وَ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ»

محور بحث در تعیین مراد از واژه «طهور» است؛ آیا مراد از آن، خصوص «طهارت از حدث» است، یا معنایی عام شامل «طهارت از خبث و حدث» دارد و یا اساساً مجمل است؟
اگر استظهار شود که «طهور» منصرف به طهارت از حدث است، مشکلی وجود نخواهد داشت؛ زیرا در این صورت اخلال به طهارت از خبث مشمول عقد مستثنی‌منه (لاتعاد) شده و نماز صحیح خواهد بود، و استثناء صرفاً مربوط به نماز بدون وضو، غسل یا تیمم می‌شود. اما اگر «طهور» ظهور در معنای اعم داشته باشد (شامل حدث و خبث) و یا مفهوم آن مجمل باشد، دیگر نمی‌توان در موارد اخلال به طهارت از خبث به حدیث «لاتعاد» تمسک جست؛ زیرا با شمول عنوان مستثنی (طهور) نسبت به خبث، نماز باطل خواهد بود.

نظریه شهید صدر: تفسیر «طهور» به «أدات تطهیر» و بطلان نماز در نجس

مرحوم شهید صدر در کتاب «بحوث فی شرح العروة الوثقی» احتمالی را مطرح فرموده‌اند مبنی بر اینکه شاید مراد از «طهور»، «أدات التطهیر» یعنی آب و خاک باشد. بر اساس این احتمال، معنای حدیث چنین می‌شود: «نماز اعاده نمی‌شود مگر از پنج چیز که یکی از آن‌ها اخلال به استعمال ادات تطهیر (آب و خاک) در مواردی است که طهارت در آن معتبر است»

بنابراین، کسی که لباسش نجس است و آن را تطهیر نمی‌کند —ولو از روی جهل به حکم یا جهل به موضوع— در واقع به لزوم استعمال آب (که ادات تطهیر است) در موضعی که طهارت شرط بوده، اخلال ورزیده است. نتیجه این تفسیر آن است که شرطیت طهارت از خبث نیز تحت عنوان «طهور» قرار گرفته و اخلال به آن مشمول حدیث «لاتعاد» نخواهد بود.
البته در خصوص ثوبی که فرد نمی‌داند متنجس شده است و پس از نماز علم پیدا می‌کند، دلیل خاص وجود دارد که نماز اعاده ندارد (روایت خون). اما آن دلیل خاص است و بحث فعلی ما پیرامون تمسک به قاعده کلی «لاتعاد» در مانحن‌فیه یعنی مانند نماز در میته است و اگر بخواهیم از طریق این قاعده عام پیش برویم، با این تفسیر دچار مشکل خواهیم شد.

سؤال: اگر لباس عین نجس باشد که قابل تطهیر با آب نیست، پس اخلال به استعمال آب صدق نمی‌کند؟، جواب: طبق نظر شهید صدر، «طهور» کنایه از لزوم تحصیل طهارت است که عادتاً با آب و خاک محقق می‌شود؛ لذا شامل موردی که راه تطهیر، تعویض لباس است نیز می‌شود یا لااقل به معنای اعم بودن طهور است.

پیامد نظریه شهید صدر: بطلان نماز جاهل قاصر در اعیان نجسه به طریق اولی

اگر اشکال شود که در مورد «میته» که عین نجس است، تطهیر با آب معنا ندارد و وظیفه نزع (درآوردن) لباس بوده است، پاسخ آن است که لبِ کلام کسانی که طهور را مختص به حدث نمی‌دانند، عدم وجود اطلاق در حدیث «لاتعاد» نسبت به اخلال در طهارت خبثیه است. تفسیر مرحوم شهید صدر بیانی برای توضیح همین شمول بود. نتیجه این مبنا آن است که اخلال به طهارت از خبث، همانند اخلال به طهارت از حدث، موجب بطلان نماز است و حدیث «لاتعاد» آن را تصحیح نمی‌کند.
لذا طبق نظر مرحوم شهید صدر، اگر مکلفی از روی جهل به حکم (حتی جهل قصوری) تصور می‌کرد که خون تخم‌مرغ پاک است (مثلاً مقلد مرجعی بود که آن را پاک می‌دانست) و با لباس آلوده به آن نماز خواند، سپس مقلد مرجعی شد که آن را نجس و مبطل می‌داند و تقلید سابق را نیز مجزی نمی‌شمارد؛ در این فرض شهید صدر می‌فرمایند حدیث «لاتعاد» جاری نمی‌شود. زیرا مکلف به حکم شرطیت طهارت از خبث اخلال ورزیده و چون باید از ادات تطهیر استفاده می‌کرده و نکرده، نمازش باطل است.

حال اگر نماز در متنجس (مثل خون تخم‌مرغ) با جهل به حکم باطل باشد، در مورد نماز در «لباس چرمی میته» به طریق اولی باطل خواهد بود. زیرا برخی تصور می‌کنند چرم حیوان غیرمذکی نجس نیست؛ اگر به چنین فردی بگوییم نمازت در متنجس باطل است اما در عین نجس (میته) صحیح است، این تفکیک برخلاف فهم عرفی است. بنابراین، اشکال اول این است که حدیث لاتعاد شامل اخلال به شرطیت طهارت از خبث نمی‌شود.

پاسخ اول (مختار): ظهور «طهور» در طهارت از حدث به قرینه سیاق

پاسخ ما به این اشکال، پاسخی مبنایی است. به عقیده ما، واژه «طهور» در حدیث «لاتعاد» ظاهر در خصوص «طهارت از حدث» است.
اگرچه مرحوم آقای خویی احتمال داده‌اند که «طهور» در ابتدا ممکن است به معنای مطلق طهارت (اعم از خبث و حدث) به نظر برسد (همان‌طور که در «لا صلاة الا بطهور» برخی شامل طهارت از خبث هم دانسته‌اند)، اما انصاف آن است که معنای لغوی و عرفی «طهور»، «ما یُتَطَهَّرُ بِه» (آنچه با آن طهارت حاصل می‌شود) است، نه خودِ نتیجه طهارت. «ما یتطهر به» یا به افعال (وضو، غسل و تیمم) اطلاق می‌شود —چنانکه گفته می‌شود «الوضوء طهور» و تیمم یکی از دو طهور است— و یا به «آب و خاک» اطلاق می‌گردد.
در اینجا قرینه سیاق مانع از حمل بر «آب و خاک» است. آیا عرفی است که شارع بفرماید: «نماز اعاده نمی‌شود مگر از پنج چیز: وقت، قبله، آب، خاک، رکوع و سجود»؟ قرار گرفتن «آب و خاک» (که از اجسام خارجی‌اند) در کنار «وقت، قبله، رکوع و سجود» (که از اجزاء و شرایط نمازند) ترکیبی نامتجانس و غیرعرفی است. سیاق حدیث در مقام بیان اجزاء و شرایط نماز است؛ لذا ظاهر «طهور» همان افعال موجب طهارت (وضو، غسل و تیمم) است که مربوط به طهارت از حدث می‌باشد.

پاسخ دوم (مرحوم خویی): انصراف حدیث به فرائض قرآنی و نقد آن

مرحوم آقای خویی پس از طرح احتمال اولیه، برای اثبات اینکه مراد از «طهور» خصوص طهارت از حدث است، استدلالی دیگر ارائه کرده‌اند. ایشان می‌فرمایند ظاهر حدیث «لاتعاد» این است که ناظر به «فرائض» مذکور در قرآن کریم می‌باشد. عناوینی همچون وقت، قبله، وضو، غسل، تیمم، رکوع و سجود همگی در قرآن آمده‌اند؛ اما «طهارت از خبث» در قرآن ذکر نشده است. بنابراین، استثناء «طهور» نمی‌تواند شامل طهارت از خبث باشد.

نقد استدلال مرحوم خویی

این فرمایش مرحوم خویی از دو جهت قابل مناقشه است:

اولاً : ادعای عدم ذکر طهارت از خبث در قرآن کریم محل تأمل است. آیه شریفه ﴿وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ﴾ (مدثر: ۴) می‌تواند ناظر به لزوم تطهیر لباس برای نماز باشد؛ همان‌گونه که ﴿وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ﴾ ناظر به رکوع در نماز است. حتی اگر احتمال دهیم که این آیه بیانگر فریضه بودن طهارت از خبث باشد، همین احتمال برای ایجاد اجمال و عدم امکان تمسک به استدلال ایشان کافی است.

ثانیاً : دلیلی وجود ندارد که «فریضه» منحصراً به معنای «ما وَرَدَ فی القرآن الکریم» باشد. اگرچه بسیاری از بزرگان (مانند امام خمینی، آقای سیستانی و شهید صدر) این مبنا را پذیرفته‌اند، اما احتمال دارد «فریضه» به معنای «ما فَرَضَهُ الله» باشد، هرچند در ظاهر قرآن ذکر نشده باشد. به عنوان نمونه، روایت می‌فرماید: «انَّ اللهَ فَرَضَ الصَّلاةَ رَکعَتَینِ رَکعَتَینِ»؛ یعنی دو رکعت اول نماز فریضه الهی است، در حالی که این مطلب در قرآن نیامده است. بنابراین، ممکن است چیزی فریضه الهی باشد اما در قرآن مسطور نباشد.

بنابراین، قرینه آقای خویی مبنی بر اینکه طهارت از خبث فریضه نیست چون در قرآن نیامده، تام نیست. دلیل صحیح همان است که در پاسخ اول بیان شد: معنای «طهور» یا سبب طهارت است یا ادات آن؛ حمل بر ادات (آب و خاک) به قرینه سیاقِ سایر اجزاء نماز، خلاف عرف است؛ پس متعیّن در سبب طهارت (وضو و غسل و تیمم) می‌شود که مختص به حدث است.