بررسی روایت زراره بر عدم تداخل اسباب و مسببات

بررسی دلالت روایت زراره بر عدم تداخل اسباب و مسببات

برای اثبات مسئله عدم تداخل به برخی از ادله لفظیه استدلال شده است. مانند روایت قاسم بن عروة در بحث سجود تلاوة
مُحَمَّدُ بْن يَحْيَى عَن أ َحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الْحُسيْن بْن َسعِيدٍ عَن الْقَاسم بْن عروة عن ابن بكيْرٍ عَن زُرارةَ عَن أحَدِهِمَا ع قَالَ: َلا تَقْرأ فِي الْمَكتُوبَةِ بِشيءٍ مِن الْعزائِم فَإِنّ السجُودَ زِيَادَةٌ فِي الْمَكتُوبَة( الکافی، ج ،۳ص: ۳۱۸)
استدلال به این روایت به این بیان است که امام علیه السلام فرموده­ اند در نماز سورهایی که سجده واجب دارند نخوان و آن را به این تعلیل کرده­ا ند که سجده واجب قرآن موجب زیاده در نماز است.

اگر عدم تداخل اسباب مرتکز در اذهان عرف نبود این تعلیل ناتمام می ­بود؛ چون سجده واجب قرآن با سجده فریضه تداخل می­ کرد و زیاده ­ای اتفاق نمی ­افتاد. این تعلیل نشان از مرتکز بودن سببیت اسباب متعدد برای مسببات متعدد است و اینکه ظهور قضایا در تعدد مسببات به تعدد اسباب است.

اما به نظر ما این روایت به دو وجه چنین دلالتی ندارد؛
اول اینکه؛ ممکن است وجه عدم تداخل این دو سجده فوری بودن وجوب سجده تلاوت باشد.
دوّم اینکه؛ مفروض در روایت این است که قرائت سوره سجده دار موجب وظیفه دیگری غیراز فریضه است؛ چون اهل سنت معتقد بودند که اگر شخص در نماز سوره سجده دار بخواند باید سجده دیگری مستقل از نماز انجام بدهد؛ امام علیه السلام می­فرمایند: این زیاده درنماز است. اما اینکه آنها به چه دلیل معتقد بوده­اند خواندن سوره سجده دار موجب وجوب سجده دیگر بوده است معلوم نیست. آیا بر اساس ظهور قضیه بوده یا دلیل دیگر؟ از این روایت استفاده نمی­شود سبب تعدد ظهورکلام در تعدد بوده است

برگرفته از درس خارج اصول استاد قائینی چهارشنبه 28/06/1403.

بررسی دلالت روایت محمد بن مسلم بر تداخل اسباب و مسببات

یکی از روایاتی که میتوان از آن تداخل را نتیجه گرفت روایت محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام است؛
کسی که قرآن را تعلیم میکند برای هر مرتبه که آیه را میشنود باید یک سجده انجام بدهد و متعلم نیز باید برای هر بار سجده کند.
أحْمَدُ بْن مُحَمَّد عَن الْحَسن بن مَحْبُوب عَن الْعلاءِ بن رَزِين عَن مُحَمَّدِ بْن مُسلم عَن أبِي جَعْفَر
قَالَ: َسأ َلْتُه عَن الرجُل يُعلِّم السورةَ مِن الْعزائِم فَتُعادُ عَلَيْهِ مِرارا فِي الْمَقْعدِ الْوَاحِدِ قَالَ عَلَيْهِ أن
يَسجُدَ كلَّمَا َسمِعهَا وَ عَلَى الَّذِي يعلِّمُه أيْضا أن يَسجُدَ. (تهذیب الاحکام، ج ،۲ص )۲۹۳

اولا فقرۀ «تعاد علیه مرارا» دلالت بر عدم تداخل ندارد؛ زیرا ممکن است این حکم تعدد به جهت وجوب فوری بودن سجدۀ عزیمت باشد نه به جهت عدم تداخل اسباب و مسببات.
ثانیا اطلاق مقامی ذیل روایت اقتضا میکند تداخل اسباب را؛
توضیح اینکه؛

به قرینۀ فَتُعادُ عَلَيْهِ مِراراً و أن يَسجُدَ كلَّمَا َسمِعهَا مفروض در صدر روایت جایی است که متعلم
قرآن را میخواند و معلم گوش فرا میدهد؛ و در ذیل روایت فقره «وَ عَلَى الَّذِي يُعلِّمُه أيْضا ًأن يسجُد» مربوط به متعلم است و نفرمود که متعلمی که قرائت میکند نیز سجده کند و لذا ممکن است حالتی که معلم قرائت میکند و متعلم سماع میکند، مراد باشد و از آنجایی که سماع متعلم معمولا با قرائت و تکرار او همراه است(تعدد سبب) (بر خلاف سماع معلم که با قرائت او همراه نیست) عدم تذکر این مطلب که متعلم باید هم برای خواندن و هم برای شنیدن سجده کند به اطلاق مقامی دلالت دارد که لازم نیست برای هر بار خواندن و هر بار شنیدن سجده جداگانه انجام بدهد.
البته این اطلاق بر این برداشت از روایت متوقف است؛ اما اگر گفته شود ظاهر روایت در این است
که متعلم هر بار که میخواند باید سجده کند چنین دلالتی وجود نخواهد داشت.

از روایت زیر در باب نماز آیات میتوان تداخل اسباب را نتیجه گرفت.
حَمَّادٌ، عَنْ‌ حَرِيزٍ، عَنْ‌ زُرَارَةَ‌ وَ مُحَمَّدِ بْنِ‌ مُسْلِمٍ‌، قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌: هٰذِهِ‌ الرِّيَاحُ‌ وَ الظُّلَمُ‌ الَّتِي تَكُونُ‌ هَلْ‌ يُصَلّىٰ‌لَهَا؟
فَقَالَ‌: «كُلُّ‌ أَخَاوِيفِ‌ السَّمَاءِ‌ مِنْ‌ ظُلْمَةٍ‌ أَوْ رِيحٍ‌ أَوْ فَزَعٍ‌، فَصَلِّ‌ لَهُ‌ صَلَاةَ‌ الْكُسُوفِ‌ حَتّىٰ‌ يَسْكُنَ‌».
توجه به این مطلب نیز لازم است که معمولا این آیات مثل باد و ظلمت همراه یکدیگر واقع می‌شوند خصوصا که اموری مثل صاعقه و … به دفعات متعدد و نزدیک به یکدیگر اتفاق می‌افتند و متفاهم از این روایت این است که اگر این موارد اتفاق افتاد نماز بخوان نه نماز متعدد بخوان. بله روایت دلالت دارد که هر کدام از این موارد سبب مستقل است اما اینکه برای هر سبب باید نماز مستقلی به جا آورد خلاف ظهور این روایت است؛ چون در آن فقط امر به نماز شده است نه تعدد نماز و اگر نماز متعدد واجب بود باید تذکر داده می‌شد؛ چون از مواردی است که در معرض غفلت شدید است و لذا اطلاق مقامی روایت اقتضاء می‌کند که نماز واحد کافی است.

برگرفته از خارج اصول استاد قاینی ۲۶/۰۶/۱۴۰۳.