بررسی دلالت روایت ما من شی یقربکم بر مامور به بودن حسن و منهی عنه بودن قبیح

متن روایت

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ع فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ فَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ وَ اللَّهِ مَا مِنْ‏ شَيْ‏ءٍ يُقَرِّبُكُمْ‏ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُكُمْ بِهِ وَ مَا مِنْ‏ شَيْ‏ءٍ يُقَرِّبُكُمْ‏ مِنَ النَّارِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ قَدْ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ.[1]

تفسیر دلالی روایت

این روایت بیان می‌دارد که هیچ امری وجود ندارد که موجب تقرب به بهشت و دوری از آتش شود، مگر آنکه پیامبر(ص) به آن امر فرموده است؛ و هیچ امری وجود ندارد که موجب تقرب به آتش و دوری از بهشت شود، مگر آنکه از آن نهی کرده است. بنابراین، هر آنچه تقرب عینی به بهشت ایجاد کند، مورد امر مولا قرار می‌گیرد، زیرا مولا به آن علم دارد؛ و هر آنچه تقرب عینی به آتش ایجاد کند، مورد نهی واقع می‌شود.

رد دیدگاه اشاعره

این روایت دیدگاه اشاعره را که امر و نهی الهی را بدون ارتباط با مصالح و مفاسد ذاتی افعال می‌دانند، رد می‌کند. زیرا امر و نهی را بر اساس تقرب به بهشت یا دوری از آتش (که نماد مصالح و مفاسد اخروی است) توجیه می‌نماید و نشان‌دهنده پیوند ذاتی میان افعال و احکام الهی است.

روایت در اختلاف میان دو دیدگاه شیعی (حداقلی: هر مأموربه حسن است و هر منهی‌عنه قبح؛ و حداکثری: هر حسن مأموربه و هر قبح منهی‌عنه است) دلالت دارد. این روایت بیش از دیدگاه حداقلی اثبات می‌کند، زیرا بیان می‌دارد که تمام امور دارای تقرب به بهشت یا دوری از آتش، مشمول امر یا نهی هستند. با این حال، دیدگاه حداکثری را اثبات نمی‌کند، زیرا تنها بر یکی از انواع مصالح و مفاسد (تقرب اخروی) تمرکز دارد و نه بر تمام مصالح و مفاسد دنیوی یا غالبی.

تحلیل تمایز میان مصالح/مفاسد و تقرب/تباعد اخروی

روایت اثبات نمی‌کند که هر مصلحت غالبی مأموربه یا هر مفسده غالبی منهی‌عنه است، زیرا مصلحت غالبی لزوماً با تقرب به بهشت همسان نیست. تقرب به بهشت مصلحتی است، اما مصلحت کلی فراتر از آن است، مفسده فراتر از تباعد از بهشت است. برای مثال:

  • امور مؤثر در افزایش رزق لزوماً مأموربه نیستند.
  • امور مؤثر در کاهش رزق لزوماً منهی‌عنه نیستند.
  • مسکریت خمر مفسده است، اما در صورت جهل (با جریان برائت)، تقرب به آتش ایجاد نمی‌کند؛ بنابراین، مفسده با تباعد اخروی همسان نیست، به ویژه در مواردی که جهل عذر محسوب شود.

نتیجه‌گیری

این روایت دیدگاه اشاعره را رد می‌کند، اما در اختلافات شیعی، بیش از حداقلی اثبات می‌نماید بدون آنکه حداکثری را تأیید کند. تمرکز آن بر تقرب و تباعد اخروی، پیوند احکام را با مصالح اخروی برجسته می‌سازد، نه با تمام ابعاد مصالح و مفاسد.


:books: بر اساس جلسه ۴۵
:date: ۹ آذر ماه ۱۴۰۴


  1. الکافی، ج۲، ص۷۴ ↩︎