بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی حجیت اقوال رجالیون در اثبات وثاقت روات
بر فرض تمامیت کبرای حجیت خبر ثقه برای اثبات حجیت خبر واحد به لحاظ صغری عادتا راهی غیر از رجوع به کلمات رجالیونی مثل مرحوم نجاشی و کشی و شیخ طوسی وجود ندارد. و اثبات وثاقت روات از طریق قول آنها از دو جهت مشکل دارد:
اشکال اول
مشهور در موضوعات قائل به عدم حجیت خبر ثقه هستند. البته بعضی مثل مرحوم خویی ادعا میکنند که سیرهی عقلائیه بر حجیت خبر ثقه در موضوعات است و رادعی نیز از آن وجود ندارد. ولی این مطلب برای ما ثابت نیست. لذا برای اثبات وثاقت یک راوی باید دو رجالی ایشان را توثیق کنند در حالی که نوعا چنین نیست.
اشکال دوم
احتمال حدس در توثیقات نجاشی و شیخ طوسی و کشی رحمهم الله زیاد است زیرا فاصلهی زمانی آنها با روات و اصحاب ائمه علیهم السلام زیاد است و لذا مستند توثیقات آنها غالبا ناشی از تخصص آنها و بررسی کتب است که به سبب آن توثیق راوی را کشف کردند. و خبری که مستند به حس نباشد از حجیت خبر ثقه خارج است.
از این اشکال جوابهایی داده شده است:
جواب اول:
مرحوم خویی فرمودهاند: در خبری که مشکوک است که مستند به حس است یا به حدس، اصالة الحس جاری میشود. نسبت به امثال شیخ طوسی رحمه الله احتمال حس داده میشود ولی این احتمال نسبت به مرحوم علامه داده نمیشود.
گرچه شیخ طوسی رحمه الله معاصر با این روات نبود ولی همین که احتمال داده شود کابر عن کابر و ثقة عن ثقة وثاقت این راوی به شیخ طوسی رسیده کافی است و همین حس است. کتب فهارس و تراجم روات در نزد آنها بود. در زمان شیخ طوسی بیش از صد کتاب رجالی نوشته شده بود که بسیاری از این کتب به دست ما نرسیده است. شیخ طوسی و نجاشی بعد از بررسی این کتب به علم حسی علم به وثاقت این روات پیدا کردند و شهادت به وثاقت او دادند. و احتمال این مطلب برای جریان اصالة الحس کافی است.
بررسی جواب اول
این کلام تمام نیست زیرا اولا: کلام کسانی که ذو شأنین هستند -یعنی هم اجتهاد میکنند و هم خبر میدهند- ظهور در حس ندارد و تعبد عقلایی به این که خبر این افراد حسی است، ثابت نیست. اصالة الحس ناشی است از ظهور اِخبار شخص در این که اخبار او حسی است. اگر یک کارشناس هواشناسی که شأن او هم اجتهاد است و هم خبر بگوید «الان در تهران باران شدید میبارد» احتمال دارد که ایشان به تهران تلفن زده و خبر حسی گرفته و احتمال نیز دارد که ایشان به سبب شرایط جوی و هوا با اجتهاد خود این کلام را بیان کرده است، برای ما ثابت نیست که عقلاء نسبت به این شخص بنای بر اصالة الحس بگذارند. و مرحوم نجاشی و شخص طوسی قطعا از مجتهدین در علم رجال بودند. و گرچه احتمال حسی بودن توثیقات آنها وجود دارد ولی کلام آنها ظهور در این مطلب ندارد.
ثانیا: عقلاء در مواردی که میدانند خبر مخبر مستند به وسایطی است که آن وسایط حذف شدند ولو احتمال ثقه بودن آن وسایط نیز وجود داشته باشد به آن خیر اعتماد نمیکنند و بنای بر وثاقت آن وسایط نمیگذارند و الا باید مرسلات جزمی مرحوم صدوق نیز پذیرفته شود زیرا ایشان وقتی میگوید «قال الصادق علیه السلام» بر اساس وسایط به طور جزم خبر از قول امام صادق علیه السلام دادند و طبق این بیان باید نسبت به ایشان نیز اصالة الحس جاری کرد و گفت ایشان کابر عن کابر و ثقة عن ثقة این خبر را ازامام علیه السلام نقل کردند و حال آنکه مرحوم خویی این مطلب راقبول ندارند. البته در دراسات این مطلب را قبول کردند ولی در مصباح الاصول آن را قبول نکردند و قول درست نیز نپذیرفتن این قول است زیرا عقلاء چنین بنایی ندارند که با علم به حذف وسایط بنا بر وثاقت آنها بگذارند.
جواب دوم
شهید صدر رحمه الله فرمودهاند: احتمال دارد که توثیق امثال شیخ طوسی ناشی از شهرت و استفاضه وثاقت این روات بوده باشد و شهرت نیاز به واسطه ندارد. مثل این که ما الان شهادت به زهد و فقاهت شیخ انصاری رحمه الله میدهیم که این خبر حسی است زیرا آنقدر زهد و فقاهت ایشان واضح است که این اخبار حسی است، و با توجه به این احتمال اصالة الحس جاری میشود.
این مطلب را مرحوم عرفانیان در کتاب مشایخ الثقات از ایشان نقل کردند. در بحوث رجالیه نیز این مطلب از ایشان نقل شده است.
بررسی جواب دوم
اولا: شهادت شیخ و نجاشی ظهور ندارد در این که ناشی از حس است. ثانیا: گرچه احتمال شهرت وثاقت روات مشهور وجود دارد ولی احتمال شهرت و استفاضه در تمام این توثیقات در مورد جایی که خود راوی مشهور نبوده است خیلی ضعیف است.
جواب سوم
آیت الله سیستانی حفظه الله فرمودهاند: ما از شیخ طوسی رحمه الله تقلید میکنیم. بر فرض که ما در رجال تخصص داشته باشیم ولی فاقد ابزار استنباط یعنی کتب رجالی هستیم و شیخ طوسی رحمه الله این ابزار را در اختیار داشته است لذا به او رجوع میشود و در صورت تعارض نیز به اعلم رجوع میشود.
ایشان در یک دورهای همین کار را انجام میدادند. لذا ایشان در مورد روایت عمرو بن جُمَیع «لَيْسَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ أَهْلِ حَرْبِنَا رِبًا نَأْخُذُ مِنْهُمْ أَلْفَ دِرْهَمٍ بِدِرْهَمٍ وَ نَأْخُذُ مِنْهُمْ وَ لَا نُعْطِيهِم» فرمودهاند: عمرو بن جمیع مروی عنه ابن أبی عمیر است ولی نجاشی نیز او را تضعیف کردند ولی چون ابن أبی عمیر اعلم به زمان خودش بود زیرا معاصر با ایشان بود توثیق ایشان مقدم است.
البته ممکن است ایشان در خبر واحد نیز قائل به این مرجح شود. لذا اگر اوثقیت، موجب از بین رفتن سوءظن به این خبر و پیدا کردن سوء ظن به خبر مخالف آن شود، مرجح این خبر خواهد بود.
بررسی جواب سوم
این بیان تمام نیست زیرا قول اهل خبره در صورتی حجت است که مفید وثوق باشد. و بحث اعلم در فتوا به سیرهی مشترعه و روایات و دلیل انسداد ثابت شده است و الا عقلاء به همین راحتی به قول خبره اعتماد نمیکنند بلکه در صورت وثوق یا در موارد تعارض اغراض به آن عمل میکنند.
ثانیا: ایشان طبق مبنای خود مبنی بر حجیت خبر ثقهای که مفید وثوق شخصی است، باید از این مطلب رفع ید کنند. که همینطور نیز هست و ایشان الان معتقد هستند که باید از قول رجالی نیز وثوق پیدا شود زیرا نتیجه تابع اخس مقدمات است. چون باید وثوق به صدور این خبر پیدا شود و در صورت اثبات تعبدی وثاقت این راوی وثوق به صدور خبر پیدا نمیشود.
ما در یک نامهای به ایشان عرض کردیم «چطور شما وثوق به وثاقت یک راوی پیدا میکنید؟ خصوصا از آن مبانی عام مثل مشایخ ابن أبی عمیر –اعم از مسانید و مراسیل ایشان- که «لایروی و لا یرسل الا عن ثقة» و صفوان و بزنطی با وجود آن اشکالات و نقضهایی که وارد شده که بعضی از مشایخ ابن أبی عمیر ضعاف بودند.»
جوابی که داده شد این بود: کسانی که در این زمینه کار نمیکنند وثوق پیدا نمیکنند و کسانی که کار میکنند وثوق به صدور اخبار ثقات و امثال آن نیز پیدا میکنند. وثوق تابع ذوق افراد است و افراد در حصول وثوق مختلف هستند.
مختار استاد حفظه الله
اگر از توثیق رجالیون وثوق پیدا شود قول او حجت خواهد بود و الا هیچ راهی برای حجیت قول او وجود ندارد. و در صورتی که به مقدار وافی به معظم فقه وثوق پیدا نشود باید از راه انسداد مشکل را حل کرد.
آیت الله زنجانی حفظه الله نیز از راه انسداد مشکل را حل میکنند. زیرا اگر این توثیقات رجالیون حجت نباشد باب فقه منسد میشود. و این انسداد صغیری است که نتیجهی آن انسداد کبیر یعنی انسداد معظم احکام فقه است. به نحوی که اگر توثیقات رجالیون معتبر شوند مشکل حل میشود و لذا تنها چیزی که کشف میشود این است که ظن رجالی ناشی از توثیقات رجالیون معتبر است نه بیش از آن که مطلق ظن به احکام، معتبر باشد.
البته باید توجه داشت که توثیقات رجالیای معتبر است که در مقابل آن تضعیف نباشد و الا شخص انسدادی نمیتواند بگوید به تضعیفات اعتنا نمیکنم زیرا معلوم نیست منشأ این تضعیفات چیست –که آیت الله زنجانی حفظه الله ادعا فرمودند- چون ولو منشأ این تضعیف معلوم نیست و شاید تضعیف مستند به امری مثل اتهام به غلو باشد که در واقع این اتهام نابجایی است ولی دلیل اعتبار توثیقی که مبتلی به تضعیف است انسداد است و چون انسداد اطلاق ندارد باید به قدر متیقن اخذ کرد و قدر متیقن از حجیت توثیق رجالی توثیقاتی است که معارضی از تضعیفات ندارند.
نتیجهی کلام ما با نتیجه حجیت توثیقات رجالی یکی خواهد بود.
موسوعة الامام الخوئی، خوئی، ابوالقاسم، ج33، ص196.
معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج1، ص41.
دراسات فی علم الاصول، خوئی، ابوالقاسم، ج3، ص497.
مصباح الاصول (طبع مؤسسة احیاء آثار السید الخوئی)، خوئی، ابوالقاسم، ج1، ص603.
الکافی (طبع الاسلامیة)، کلینی، محمد بن یعقوب، ج5، ص147، ح2.