بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله زنجانی حفظه الله فرمودهاند: «ما لایعلمون» به دو معنا به کار میرود: یکی در جایی که انسان جاهل است و دیگری در جایی که انسان ملتفت نیست. و «رفع عن امتی ما لا یعلمون» ممکن است عرفا به معنای «رفع عن امتی ما لا یلتفتون الیه» باشد. همانطور که مراد از «فان حرک فی جنبه شیء و هو لا یعلم» در صحیحه اولی زراره نیز به همین معنای «عدم التفات» است یعنی اصلا متوجه نشد که در این صورت شبههی این است که خواب رفته باشد نه این که متوجه است ولی نمیداند این شیء چیست، و الا اگر مراد معنای دوم باشد که در این صورت بیدار است و فقط مقداری کسل است و وجهی برای نقض وضو وجود ندارد.
در این صورت این حدیث ربطی به بحث برائت شرعیه ندارد. شاهد این مطلب نیز این است که اگر مراد «رفع ما لایقطعون به» باشد و شامل شبهات حکمیه نیز شود مناسب بود که معصوم علیه السلام جریان برائت را مشروط به فحص و عدم ظفر به دلیل بر حکم شرعی میکردند. و این که به مردم گفته شود «در صورت عدم علم به حکم شرعی برائت جاری کنید» بدون این که مشروط به فحص باشد مناسب با شأن معصوم علیه السلام نیست. و با توجه به این که این قید در این حدیث نیامده است و برائت در شبهات حکمیه را مشروط به فحص و یأس از ظفر به دلیل نکردند، ممکن است مراد از «رفع ما لایعلمون» «رفع ما لایلتفتون» باشد.
پس یا مراد از «رفع ما لایعلمون» «رفع ما لایلتفتون» است و یا این حدیث مختص به شبهات موضوعیه است.
این مطلب در کلمات محقق همدانی نیز وجود دارد.
این کلام تمام نیست زیرا اطلاق «لا یعلمون» شامل جهل بسیط نیز میشود، و «لایعلم» در موارد زیادی به معنای جهل بسیط استعمال شده است. و لذا انحصار «عدم علم» به «عدم التفات» خلاف اطلاق این کلمه است و وجهی برای رفع ید از اطلاق آن وجود ندارد.
و شاهدی که ایشان بیان کردند نیز تمام نیست زیرا وقتی دأب مولی این است که خطابات خود را در معرض وصول قرار دهد نه این که به تکتک مکلفین ایصال کند، به حکم عقل و عقلاء مکلف باید در موارد احتمال وجود خطاب در معرض وصول فحص کند و این قرینه لبیه واضحه است که مثل قرینه متصله مانع از انعقاد اطلاق در خطاب میشود. و «رفع ما لایعلمون» بهخاطر این قرینه لبیه بدیهیه و متصله از موارد احتمال وجود خطاب در معرض وصول، انصراف دارد. شبیه این است که وقتی شما میگویید «من از کسی نمیترسم» قرینهی لبیه واضحه وجود دارد که از ترس از خداوند متعال انصراف دارد و شامل آن نمیشود.
به عبارت دیگر: این قرینهی لبیه واضحه و ارتکاز بر تنجز احکامی که خطاب در معرض وصول دارد آنقدر قوی است که عرف این که شارع جعل برائت کند بدون این که آن را مشروط به عدم فحص از خطاب در معرض وصول کند، استیحاش میکند.
البته باید توجه داشت که در شبهۀ موضوعیه بحث خطاب در معرض وصول نیست، ولی شمول دلیل برائت نسبت به شبهات موضوعیۀ قبل الفحص نیز محل بحث است و بعضی مثل مرحوم میلانی منکر شمول برائت نسبت به شبهات موضوعیۀ قبل از فحص بودند که آن بحث دیگری است و بحث ما در خطاب در معرض وصول است.