بازخوانی انتقادی دیدگاه آیت‌الله سیستانی درباره مرفوعه زراره در تعارض اخبار

:scroll: دیدگاه آیت‌الله سیستانی: دفاع از اعتبار روایت

ایشان درباره مرفوعه زراره می‌فرمایند: «شما گمان می‌کنید تمامی کتاب‌های علامه حلی را در اختیار دارید و چون این روایت در کتاب‌های ایشان نیست، می‌گویید ابن ابی‌جمهور آن را از نسخه‌ای نامعتبر نقل کرده است؛ در حالی که همه کتاب‌های علامه حلی به دست ما نرسیده‌اند. علامه حلی دارای تألیفات متعددی در زمینه‌های فلسفی، فقهی، اصولی، منطقی و روایی بوده است.»

:open_book: آثار روایی گمشده علامه حلی

:fountain_pen: ۱. کتاب «استقصاء الاعتبار فی تحریر معانی الأخبار»

ایشان کتابی با عنوان «استقصاء الاعتبار فی تحریر معانی الأخبار» داشته‌اند که این نکته از کلام خود علامه حلی در رجال استنباط می‌شود:

كتاب استقصاء الاعتبار في تحرير معاني الأخبار ذكرنا فيه‏ كل‏ حديث‏، وصل إلينا و بحثنا في كل حديث منه على صحة السند أو إبطاله و كون متنه محكما أو متشابها و ما اشتمل عليه المتن من المباحث الأصولية و الأدبية و ما يستنبط من المتن من الأحكام الشرعية و غيرها، و هو كتاب لم يعمل مثله‏.[1]

همچنین در کتاب «مختلف الشیعة» نیز از این اثر نام برده شده است.

:light_bulb: ۲. کتاب «مصابیح الأنوار»

افزون بر این، ایشان کتاب دیگری به نام «مصابیح الأنوار» داشته‌اند که در همان منبع، چنین توصیف شده است:

كتاب مصابيح الأنوار ذكرنا فيه كل أحاديث علمائنا، و جعلنا كل حديث يتعلق بفن في بابه و رتبنا كل فن على أبواب ابتدأنا فيها بما روي عن النبي صلى الله عليه و آله ثم بعده ما روى عن علي عليه السلام، و هكذا إلى آخر الأئمة عليهم السلام‏.[2]

(مرسوم است که در هر باب، ابتدا روایت قوی السند را می‌آورند، اما علامه در این کتاب ابتدا روایات حضرت رسول‌الله و سپس بقیهٔ ائمه علیهم‌السلام را آورده است.)

بنابراین، علامه حلی دو کتاب روایی مهم و گسترده داشته که امروزه به دست ما نرسیده‌اند. احتمال دارد ابن ابی‌جمهور آن‌ها را دیده و روایت را از آن‌ها نقل کرده باشد.


:thinking: بررسی و نقد کلام آیت‌الله سیستانی

ما منکر این نیستیم که علامه کتاب‌هایی داشته که به دست ما نرسیده و چه بسا به ابن ابی‌جمهور رسیده باشد، چراکه او به هر حال از نظر زمانی، پیش از ما بوده است. اما در مرفوعه زراره، فقراتی وجود دارد که اگر از امام معصوم(ع) صادر شده باشد، فقیه نسبت به آن‌ها حساس است و باید در کتب فقهی خود به آن‌ها بپردازد؛ مانند پذیرش مرجحات صفاتی یا مرجّح قرار دادن مضمون احتیاط. اگر علامه چنین روایتی را داشت و آن را قبول می‌کرد، آیا در جایی که در فقه به تعارض برمی‌خورد و می‌خواست مرجحات را اعمال کند، نباید به آن استشهاد می‌کرد؟ این پرسش در مورد سایر فقها نیز صادق است.

نتیجه‌گیری

وقتی هیچ یک از این گزاره‌ها را پیش از ابن ابی‌جمهور در متون فقهی و روایی نمی‌بینیم، حق داریم به آنچه در «عوالی اللئالی» آمده، با دیده شک و تردید بنگریم. اصلاً چگونه است که فقهای پس از علامه حلی تا زمان ابن ابی‌جمهور، مانند شهید اول، فخرالمحققین و فاضل مقداد، این فقرات را در کتب خود نیاورده‌اند؟


:books: جلسه ۱۱۹، بررسی سندی و دلالی مرفوعه زراره، ۳۰ اردیبهشت ۰۴ (99.4 کیلوبایت)


  1. رجال العلامة الحلی، ص۴۶ ↩︎

  2. رجال العلامة الحلی، ص۴۶ ↩︎

1 پسندیده