انواع انسداد در اصول فقه | بازخوانی تفاوت مقدمات دلیل انسداد

در مباحث اصولی، با دو مفهوم انسداد کبیر و انسداد صغیر روبه‌رو هستیم. کتاب‌های اصولی معمولاً دلیل انسداد را صرفاً برای انسداد کبیر ذکر می‌کنند. اصولیین دلیل انسداد را از راه خبر واحد طرح کرده‌اند؛ به این معنا که اگر خبر واحد حجت نباشد، باب علم به احکام مسدود می‌شود. اما همان‌طور که خواهیم دید، انسداد انواع مختلفی دارد.

:link: چهار نوع انسداد کبیر در مباحث اصولی:

در علم اصول، چهار نوع انسداد کبیر مطرح شده که مقدمات دلیل انسداد در هر یک متفاوت است:

۱. انسداد به دلیل عدم حجیت خبر واحد :prohibited:

این دیدگاه که توسط اصولیانی مانند صاحب معالم مطرح شده، بر این اصل استوار است که چون دلیلی بر حجیت خبر واحد وجود ندارد، راه علم به احکام منسد می‌شود.

۲. انسداد از طریق نظریه خطاب مشافهه :speaking_head:

طرف‌داران این نظریه، مانند میرزای قمی، معتقدند که خطاب‌های قرآن و روایات شامل مخاطبان زمان حاضر نمی‌شود و در نتیجه قائل به انسداد می‌شوند.

۳. انسداد به دلیل از بین رفتن کتب احادیث :scroll:

بر اساس این دیدگاه، به دلیل مفقود شدن تعدادی از کتب و روایات اهل‌بیت (ع)، تمام احادیث به ما نرسیده است. این نقصان در منابع، راه علم به احکام را منسد می‌کند.

۴. انسداد به دلیل تقطیع روایات :scissors:

در این نظریه، بیان می‌شود که روایاتی که به دست ما رسیده، تقطیع شده و در اثر این تقطیع، برخی قرائن مهم از بین رفته است. از دست رفتن این قرائن، علم به احکام را ناممکن می‌سازد و به ناچار، باید قائل به انسداد شد.

این چهار مورد، همگی مصداق انسداد کبیر هستند، اما همان‌طور که اشاره شد، مقدمات هر یک با دیگری تفاوت دارد.

:memo: مقدمات استدلال برای انواع انسداد:

:sparkles: مقدمات دلیل انسداد اول مطرح شده در رسائل و بعضی کتب دیگر (عدم حجیت خبر واحد):

  1. خداوند احکام مشخصی دارد و آن‌ها را از ما می‌خواهد.
  2. این احکام در روایات، پراکنده است.
  3. این روایات به دلیل عدم حجیت خبر واحد، برای ما مفید علم نیستند.
  4. در نتیجه، باب علم به احکام منسد است.
  5. اگر به اصول عملیه عمل کنیم و برائت را جاری کنیم، خروج از دین لازم می‌آید؛ و اگر احتیاط کنیم، کار سخت‌ می‌شود.
  6. لذا باید به یکی از مراتب ظن، شک یا وهم اعتماد کرد.
  7. از آنجا که ترجیح مرجوح بر راجح قبیح است، باید ظن را بر شک و وهم ترجیح داد.

:sparkles: مقدمات دلیل انسداد دوم (نظریه خطاب مشافهه):

  1. تعدادی تکالیف شرعی بر ما واجب است.
  2. راه رسیدن به این تکالیف، روایات موجود هستند.
  3. ما مخاطب خطاب‌های روایات نیستیم، بلکه مخاطبان اصلی، مُشافَهین بوده‌اند.
  4. ما در احکام با مُشافَهین اشتراک داریم.
  5. باید احکام آن‌ها را به دست آوریم، اما راهی جز ظن برای رسیدن به آن تکالیف نداریم.
  6. پس ظن حجت است.

:sparkles: مقدمات دلیل انسداد در بحث قول لغوی:

  1. استنباط احکام شرعی واجب است.
  2. استنباط متوقف بر فهم معنای کلمات قرآن و حدیث است.
  3. راهی برای فهم این کلمات جز مراجعه به قول لغوی وجود ندارد و اگر به کتاب لغت مراجعه نشود، استنباط احکام تعطیل می‌شود.
  4. مراجعه به کتاب لغت، مفید علم نیست، بلکه تنها مفید ظن است.
  5. پس باید به ظن عمل کرد.

:date: ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳