مرحوم آخوند از جمله کسانی است که قائل است به این که برای تحقق معنای امر علو لازم است و اگر شخص علو نداشته باشد هر چند که مستعلی باشد کفایت نمیکند و یا اگر علو داشته باشد ولی خفض جناح داشته باشد باز هم امر است.
مرحوم امام از جمله کسانی است که قائل به اعتبار علو و استعلاء است لذا اگر شخص عالی که خفض جناح داشته باشد یعنی مثلا رئیس اداره ای با خواهش دستور دهد، امر نیست بر خلاف مرحوم آخوند که قائل به امر بودن است.
میتوان برای قول مرحوم اخوند این شاهد را اقامه کرد که اگر کارمندی به رئیس خودش آمرانه کند عقلا او را تقبیح و توبیخ میکنند. همین توبیخ و تقبیح شاهد بر این است که استعلا کفایت نمیکند و از ان طرف اگر رئیسی به کارمند خود بگوید لطفا فلان کار را انجام بده به خاطر علوّی که دارد امر محقق میشود.
میتوان برای قول مرحوم اخوند این شاهد را اقامه کرد که اگر کارمندی به رئیس خودش آمرانه کند عقلا او را تقبیح و توبیخ میکنند. همین توبیخ و تقبیح شاهد بر این است که استعلا کفایت نمیکند
اتفاقا این مثالی که زدید شاهدی بر خلاف قول مرحوم آخوند است. چرا که آن چه که از نظر عرف قبیح است و بر اساس آن شخص را توبیخ و تقبیح میکنند، «امر کردن دانی به عالی» است. پس اگر کاری که کارمند در مقابل مدیر خودش (یا عبد در مقابل مولای خودش) انجام میدهد، «امر» باشد، لذا عقلا کار وی را تقبیح میکنند! چرا که مولای خودش را امر کرده و این کار قبیح است! اما اگر این کاری که عبد یا کارمند انجام میدهد «امر» نباشد، چه وجهی دارد که عقلا کار وی را تقبیح کنند؟
مرحوم آخوند جواب شما را داده است فراجع و تامل