ولایت فقیه مثال مرحوم امام برای مستقلات عقلیه
مرحوم امام در قضیه حفظ نظام یا ولایت فقیه، وقتی ادله عقلی را مطرح می کند و حسن قطعی را با حکم عقل به دست می آورد و مانعی از إنشاء و فعلیت نمی بیند، حکم شرعی به وجوب می دهد چرا که آثار و لوازمی که بر حفظ نظام و اصل حاکمیت مترتب می شود، وجوبی هست. اگر نظام های مؤمنین مختل بشود، چه اتفاقی می افتد؟ جان، مال، ناموس و آبروی مؤمنین در خطر واقع می شود و خلل به اینها، حرمت دارد. کما این که در کشور عراق در مقطعی که صدام ملعون ساقط شده بود و نظام جدید هنوز مستقر نشده بود، هزاران نفر مردند بدون این که قاتلشان مشخص بشود. وقتی نظام اجتماعی به هم می ریزد، اقتداری نیست و هرج و مرج پدید می آید. پس وقتی آثار و لوازم مترتب بر اختلال نظام، الزام آور است معلوم می شود که حسن حفظ نظام یا قبح اختلال نظام، الزام آور است.
علاوه بر این که در نظام اسلامی، شدت این قضیه بیشتر است. چیزهایی که حاکمیت با ضمانت های اجرایی بیرونی از وقوع آنها کنترل می کند، به محض از بین رفتن نظام حاکمیت اسلامی، تخلفات شروع می شود چون ضمانت های اجرایی بیرونی از دست می رود. به عبارت دیگر، در زندگی اجتماعی، یکسری از افراد بر اساس ضمانت ها و باورها درونی، کارهایی را انجام نمی دهند اما این افراد در هیچ جامعه ای، همه افراد آن جامعه نیستند. اما برخی از افراد جامعه، به دلیل کنترل نظام و ضمانت اجرایی بیرونی دچار تخلفات نمی شوند و وقتی آن نظام مختل می شود و ابزار کنترلی از بین برود، باطن غیر معتقد حقیقت خودش را آشکار می کند همچنان که بارها در تاریخ اتفاق افتاده است.
این مثال، از مستقلات عقلیه است چون الزامی بودن آثار اختلال نظام و حفظ نظام (مانند حفظ جان و مال و ناموس مسلمین) آثاری است که خود عقل هم درک می کند.
درس خارج جلسه 80 ، 8 آبان 1404**نوشتهی ضخیم **