بحث در استحقاق عقاب بر تجری و منشأ اختلافنظر میان مرحوم شیخ انصاری (قده) و صاحب کفایه (قده) است. محل نزاع در این است که آیا سوءسریره و قصد معصیت بدون تحقق فعلی آن در خارج، موضوع برای استحقاق عقاب است یا خیر.
تقریر مبنای شیخ انصاری: محوریت «فعل مجرمانه» و قیاس به سیره عقلا
مرحوم شیخ بر این باورند که ثواب و عقاب دائرمدار «فعل» خارجی است. در تجری، از آنجا که فعلِ قبیحی در خارج محقق نشده، عنوان مجرمانه مفقود است؛ لذا متجری را مستحق عقاب نمیدانند. ایشان با استناد به سیره و نظامهای حقوقی عقلایی، مدعیاند که مجازات صرفاً بر عمل بار میشود نه بر شخصیت یا نیت سوء فاعل. از منظر ایشان، در تجری تنها «قبح فاعلی» ثابت است که ملازمهای با استحقاق عقاب ندارد.
تقریر مبنای آخوند خراسانی: تفکیک مولویت حقیقی از مولویت اعتباری
صاحب کفایه در مقام نقد شیخ، خلط میان «مجازاتهای عقلایی» و «استحقاق عقاب اخروی» را به چالش میکشند. ایشان بر دو رکن تأکید دارند:
- الف) حقیقت عبودیت: در رابطه عبد با مولای حقیقی (حقتعالی)، مبنا قاعده «العبد و ما فی یده کان لمولاه» است. حق مولویت الهی، اقتضای تسلیم مطلق دارد. خروج از زیّ عبودیت و قصد طغیان، بذاتِه موضوع برای استحقاق عقاب است، چه فعل خارجی واقع شود و چه نشود.
- ب) تمایز کارکردی: مجازات عقلایی برای «ردع» و پاداش برای «تحریک» است؛ لذا به نیت (که امری پنهان است) تعلق نمیگیرد. اما ثواب و عقاب اخروی، «تجسم بندگی» و مقتضای ذات خروج از طاعت یا دخول در آن است.
استشهاد به روایت ابن أبی یعفور در تبیین طاعت و معصیت
آخوند برای تبیین لزوم تسلیم محض بودن در برابر مولی، به روایت ابن أبی یعفور تمسک میجویند:
والله لو فلقت رمانة بنصفین، فقلت هذا حرام و هذا حلال، لشهدت أن الذی قلت حلالاً حلال و أن الذی قلت حراماً حرام.[1]
تقریب استدلال: وقتی ابن أبی یعفور میگوید حتی اگر امام اناری را دو نیم کند و حکمی غیرمتوقع بر هر نیمه بار کند، او تسلیم است و امام (ع) از این امر تمجید میکنند، این نشاندهنده آن است که «موضوعیت» با تسلیم است. در تجری، عبد با قصد مخالفت، از این تسلیم خارج شده و بر مولی طغیان کرده است. این طغیان (هتک حرمت مولی)، خود موضوع مستقل برای استحقاق عقاب است، گرچه مفسدهای در خارج تولید نکند.
تعریض بر تهافت در کلام مخالفان (مقایسه منقاد و متجری)
مرحوم آخوند از تفکیک میان «انقیاد» و «تجری» در کلام مخالفین ابراز تعجب میکنند:
- در مورد «منقاد» (کسی که به قصد طاعت، فعلی غیرمأمورٌبه را انجام میدهد)، شیخ و دیگران قائل به استحقاق ثواب هستند و سیره عقلا (عدم پاداش به خطا) را مانع نمیدانند؛ حتی بحث «مصلحت سلوکیه» را برای جبران فوت مصلحت مطرح میکنند.
- اما در مورد «متجری»، به سیره عقلا پناه برده و استحقاق عقاب را نفی میکنند.
آخوند تأکید دارند که اگر ملاک، رابطه عبودیت است، باید در هر دو طرف (ثواب بر انقیاد و عقاب بر تجری) ملتزم به استحقاق شد؛ چرا که ملاک در هر دو، «هتک یا حفظ حرمت مولی» است.
نتیجهگیری
بر اساس مبنای مرحوم آخوند خراسانی، استحقاق عقاب در تجری، ناشی از فعلیت یافتن حالت طغیان و خروج از رسم عبودیت است. نیت معصیت در اینجا، صرفاً یک امر قلبی نیست، بلکه «عزم بر هتک مولی» است که مستوجب ذم و استحقاق عقاب است.
بر اساس جلسه ۶۴
۷ دی ۱۴۰۴
اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۵۱۸ ↩︎