احتمال وجود قرینه ی حالیه، مانع تمسک به ظهور خطاب

طبق نقل استاد، مشهور اصوليين، احتمال وجود قرینه ی متصله را مانع عمل به ظهور ادله نمی دانند. در مقابل، آقای صدر قائل اند که لازم است در مقام، بین انواع قرائن متصله تفکیک کرد. در مورد قرینه ی متصله ی لفظیه و همچنین قرینه ی حالیه ی شخصیه که اختصاص به مجلس تخاطب داشته، وثاقت راوی اقتضا می کند که در صورت وجود، چنین قرائنی را نقل کند. اما قرائن حالیه ی نوعیه، چنین نیست؛ چرا که اصلا مورد التفات نیست و بلکه به نظر استاد، اگر هم مورد التفات باشد، راوی داعی ای برای نقل آن ندارد، چرا که در مقام نقل، بین او و کسی که برایش نقل می کند وجود چنین قرینه ای واضح است و در مقام ثبت در کتاب هم احتمال داده نمی شود که در آینده، چنین قرینه ای از دست برود.
به همین جهت در مواردی مانند امر به اقامه و یا غسل روز جمعه و یا غسل احرام، که ظاهر اولیه ی ادله وجوب است اما احتمال وجود ارتکاز متشرعیه مبنی بر عدم وجوب این اعمال می رود، نمی توان به این ظواهر استناد کرد. تمسک به اصالۀ الثبات نیز در این مقام صحیح نیست. 99/7/6

این کبری اگرچه فنی است اما نتیجه عملی خطرناکی دارد که فرداروزی خیلی ها با تمسک به این قاعده ظهور خطابات در احکام الزامی را منکر می‌شوند

اولا صحیح بودن این کبری محل تامل است؛ بله بنا بر این که حجیت خطابات، از باب وثوق به مراد متکلم باشد، طبعا احتمال عقلائی وجود قرینه ی حالیه، مانع وثوق می شود اما ممکن است گفته شود که حجیت، دائر مدار وثوق نیست و اگر صدور امر از ناحیه ی مولی محرز است نمی توان به صرف شک در وجود قرینه ی حالیه ای که دال بر ترخیص بوده امر را کنار گذاشت. به نظرتان اگر خداوند خطاب به بنده ای بگوید تو که فهمیدی رسول من به فلان کار امر کرده پس چرا ترکش کردی آیا آن عبد، می تواند عذر بیاورد که خدایا من احتمال می دادم که در فضایی که آن امر صادر شده، مردم وجود ترخیص را برداشت می کرده اند؟
ثانیا بر فرض تمامیت این کبری، در بسیاری از موارد، به جهت وجود ارتکازات متشرعی و شهرت و … احتمال این امر، عقلائی نیست. هر چند که راه برای بدعت گذاری بدعت گذاران باز است…

اولا صحیح بودن این کبری محل تامل است؛ بله بنا بر این که حجیت خطابات، از باب وثوق به مراد متکلم باشد، طبعا احتمال عقلائی وجود قرینه ی حالیه، مانع وثوق می شود اما ممکن است گفته شود که حجیت، دائر مدار وثوق نیست و اگر صدور امر از ناحیه ی مولی محرز است نمی توان به صرف شک در وجود قرینه ی حالیه ای که دال بر ترخیص بوده امر را کنار گذاشت.
به نظرتان اگر خداوند خطاب به بنده ای بگوید تو که فهمیدی رسول من به فلان کار امر کرده پس چرا ترکش کردی آیا آن عبد، می تواند عذر بیاورد که خدایا من احتمال می دادم که در فضایی که آن امر صادر شده، مردم وجود ترخیص را برداشت می کرده اند؟

مشکلی که احتمال قرینه متصله در خطاب ایجاد می‌کند این است که اساسا مانع انعقاد ظهور می‌شود. و این نکته ارتباطی ندارد که منشا یا شرط حجیت ظهورات، وثوق به مراد متکلم هست یا نه!

اما اینکه فرمودید خداوند می‌تواند به صرف صدور امر احتجاج کند به نظر ناتمام است چون صرف صدور امر موضوع حکم عقل به لزوم اطاعت نیست بلکه موضوع حکم عقل به اطاعت احراز(و لو تعبدی) امری است که ظاهر در وجوب باشد.