اثبات وضع اسم جنس برای ماهیت مطلقه (لابشرط قسمی)

پیش از این بیان کردیم که وجدان لغوی نشان می‌دهد اسم جنس برای ماهیت مطلقه وضع شده است، نه برای جامع میان آن و دیگر اعتبارات ماهیت.

دلیل ما این بود که نشانه وضع، تبادر است؛ یعنی خطور معنا به ذهن بدون نیاز به قرینه.
تمامی علمایی که اطلاق را بر اساس قرینه حکمت می‌دانند، معتقدند برای استفاده از اطلاق، لازم نیست احراز کنیم که متکلم در مقام بیان است؛ بلکه همین‌که احراز نشود در مقام اهمال یا اجمال است (که از این امر به «اصل در مقام بیان بودن» تعبیر می‌شود) و قیدی هم ذکر نکند، برای اطلاق کافی است.

:light_bulb: اطلاق اسم جنس و ظهور آن در صورت نبود قرینه

بنابراین، از دیدگاه همین علما نیز اگر متکلم قرینه‌ای بر اهمال یا اجمال یا تقیید اقامه نکند، ظهور در اطلاق شکل می‌گیرد. پس وقتی اسم جنس بیان می‌شود و قرینه‌ای بر اهمال، اجمال یا تقیید وجود نداشته باشد، اطلاق به ذهن خطور می‌کند و این خود نشانه‌ای از وضع است.


:books: بر اساس جلسه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴