آقای سیستانی فرمودند: ما ادعای ابن بابویه (والد صدوق) و ابن جنید را، که ظاهر صحیحه ضم رکعت متصله است، قبول داریم؛ چون ندارد که «یتشهد و یسلم ثم یقوم فیأتی برکعة اخری». ولکن هر ظهوری حجت نیست؛ ما در فهم مقاصد ائمۀ اطهار، باید به لحن کلام آنها توجه کنیم: «انا لا نعد الرجل من شیعتنا فقیها حتی یلحن له فیعرف اللحن» یا در «معانی الاخبار» است که: «لا یکون الرجل منکم فقیها حتی یعرف معاریض کلامنا».
ظهور عام، در فهم کلمات ائمه معیار نیست؛ بلکه ظهور خاص معیار است؛ یعنی ظهور کلام امام علیه السلام با توجه به شرایط تقیهای که ائمه در آن به سر میبردند. با توجه به آن شرایط که نگاه میکنیم، این صحیحۀ زراره در همان مذهب امامیه، ظهور خاص پیدا میکند. خود تکرارِ «لا ینقض الیقین بالشک لا یدخل الشک فی الیقین لا یخلط احدهما بالاخر ولکن ینقض الشک بالیقین و یتم علی الیقین فیبنی علیه»، اگر بنا بود بخواهند مذهب عامه را بگویند، دیگر اینهمه طول و تفصیل نداشت. میفرمودند: «لا ینقض الیقین بالشک» و تمام میشد. عامه خودشان متوجه نیستند چرا امام این کار را کرد، ولی خواص که به شرایط تقیۀ ائمه آشنا هستند، میفهمند که این حالت توریه و تقیه، منشأ شده امام اینجور صحبت کند.
و یا خودِ آن صدرصحیحه که دارد: شک بین دو و چهار که کرد، «یقوم فیأتی باربع سجدات و رکوعین و یقرأ فاتحة الکتاب»، برای عامه روشن نمیشود که امام دارد خلاف مذهب آنها صحبت میکند؛ اما اصحاب ائمه، که لحن کلام ائمه، یعنی اشارات کلام ائمه را، متوجه میشدند، آنها میفهمند که امام میخواهد همان نماز احتیاط را بگوید، ولی جوری بیان کند که عامه متوجه نشوند و امام، صریحاً در مقابل عامه قرار نگیرد.
استادشهیدی:استظهارمان این است که امام علیه السلام دارد نماز احتیاط را بیان میکند؛ و الا بیان کردن مذهب مشهور عامه، که بنا را بر اقل بگذارد و نماز را تمام کند، دیگر اینقدر پیچ و خم نداشت؛ میفرمودند: «یبنی علی الاقل و یتم صلاته». عامه همینجور میگویند.
چرا امام تعبیر را عوض کرد؟ نشان میدهد که میخواهند همان مذهب امامیه را، که نماز احتیاط است، بیان کنند. و بهنظرمان، نماز احتیاط هم با استصحاب ثابت میشود.
اصول استادشهیدی/استصحاب
23شهریورماه1405