آیا قطع علت تامه عمل است؟ تحلیل عقلی اختیار و مبادی علمیه

بیان مسئله: انکار علت تامه بودن قطع برای عمل

پاسخ به این سؤال که آیا قطع (یقین) و مبادی علمیه علت تامه برای عمل هستند، منفی است. مبادی علمیه تنها مقتضی برای رفتار به شمار می‌روند، هرچند این مطلب میان فلاسفه مورد اختلاف است. این رویکرد، رفتار انسانی را چندساحتی می‌داند و از تک‌بعدی دیدن آن پرهیز می‌کند، جایی که علم و یقین تنها عامل تعیین‌کننده نیستند.

استدلال قرآنی: انکار شریعت موسی علی‌رغم یقین

آیه شریفه قرآن کریم می‌فرماید: “وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا” (سوره نمل، آیه ۱۴). این آیه نشان می‌دهد که فرعونیان شریعت موسی (ع) را انکار کردند، در حالی که به صحت آن یقین داشتند. فرعون می‌خواست ادعای “أنا ربکم الأعلی” کند و اگر بر اساس مبادی یقینی خود عمل می‌کرد، این ادعا منتفی می‌شد. بنابراین، مبادی علمیه تنها یکی از عوامل تأثیرگذار در تصمیم‌گیری است، اما علت تامه نیست. عامل دیگر، مبادی شوقیه (انگیزشی) است که ممکن است با مبادی علمی همخوانی نداشته باشد.

لایه‌های علت تامه: فراتر از مبادی علمی و شوقیه

در بحث طلب و اراده، تأکید شده است که حتی ترکیب مبادی علمی و شوقیه، علت تامه نیست. جزء نهایی علت تامه، خود نفس انسانی است، در حالی که مبادی پیشین تنها مقتضی هستند. این مقتضیات بر آسانی یا سختی عمل تأثیر می‌گذارند، اما تعیین‌کننده نهایی نیستند. به لحاظ عالم فرض (فرضیه‌پردازی)، ممکن است کسی در مبادی علمی مسئله‌ای داشته باشد، اما در مقام رفتار، به گونه‌ای دیگر عمل کند، چه درست باشد چه غلط.

پاسخ به پرسش طلبه: دوست داشتن بدون دلیل علمی

در پاسخ به این سؤال که آیا انسان می‌تواند بدون دلیل علمی دوست داشته باشد، باید گفت: دوست داشتن لزوماً بر پایه مبادی علمی نیست. مبادی شوقیه، از طینت (سرشت ذاتی) تا تربیت و محیط اجتماعی، در رفتار انسان نقش دارند. انسان تک‌ساحتی نیست و ساحت علمی تنها جنبه‌ای از ماجراست؛ بنابراین، رسیدن به قطع در جنبه علمی، الزاماً به عمل مجبورانه منجر نمی‌شود.

مبنای مختار: اختیار به عنوان جزء اخیر علت تامه

در مبنای مختار، اختیار جزء اخیر علت تامه است و عین نفس به شمار می‌رود. مبادی علمیه تنها مقتضی هستند، نه علت تامه. این دیدگاه با نظر استاد مصباح یزدی همخوانی دارد که رفتار انسانی را تنها به علم محدود نمی‌دانند و در آثار جدیدشان، به “شرو و شعور” (بینش و گرایش) تعبیر می‌کنند، یعنی نه تنها بحث شعور و بینش، بلکه شور و گرایش نیز مطرح است. این مطلب در کتاب‌های ایشان مانند اخلاق در قرآن، حاشیه بر نهایة الحکمة، یا فلسفه اخلاق ذکر شده است. همچنین، شیخ شهاب الدین سهروردی در حکمة الإشراق، هنگام بحث عقول عرضی، تصریح می‌کند که مبادی علمیه مقتضی هستند، نه علت تامه.

شواهد روایی و قول مقابل: تفسیر مقتضی‌گرا

روایات متعددی ذیل بحث طلب و اراده وجود دارد که بسیاری آن‌ها را به مقتضی تفسیر کرده‌اند. قول مقابل، دیدگاه استاد محمد حسین اصفهانی و دیگران است که مبادی علمیه را علت تامه می‌دانند. اما در مبنای ما، حتی ترکیب مبادی علمیه و شوقیه علت تامه نیست؛ این‌ها تنها مقتضیات را تقویت می‌کنند و احتمال خلاف را دشوارتر می‌سازند، اما جزء اخیر علت تامه، خود نفس است. این مطلب هم در علت فاعلی و هم در علت غایی جاری است: علت غایی تا تام نشود، فاعلیت مختار تام نمی‌شود، و غایت فاعل مختار الزاماً بر علم او سوار نیست، هرچند علم تأثیرگذار است.


:books: بر اساس جلسه ۴۰
:date: ۲۵ آبان ۱۴۰۴