مخالفت قرائت «سلام علی آل یس» با قرینه سیاق 
اشکالی که در رابطه با آیه «سلام علی ال یاسین» مطرح شده، این است که این آیه در سیاق ذکر انبیا قرار دارد و در آیات پیشین نیز بر انبیاء مختلف سلام داده شده است. این سیاق اقتضا میکند که «ال یاسین» به صورت «إل یاسین» با کسر همزه قرائت شود تا به همان حضرت الیاس که پیشتر ذکر شده، اشاره داشته باشد. در ادامه، چند نکته در این باره ارائه میشود.
نکته اول: میزان، وسعت و حیطه تاثیر سیاق 
حجیت سیاق به این معنی است که سیاق، ظهور کلام را مشخص میکند؛ یعنی یک کلام با توجه به سیاقش، ظهوری برای آن تعیین شده و آن ظهور حجت به شمار میرود، اما سیاق مشخص نمیکند که کلام چیست. در بحث اصول لفظیه، بحثی وجود دارد که به این موضوع شباهت دارد. در اصول لفظیه مطرح شده که این اصول برای تعیین مراد به کار میروند، نه برای تعیین کیفیت اراده؛ یعنی بهوسیله اصول لفظیه، مستعمل فیه تعیین میشود، نه موضوع له. نظیر این سخن در محل بحث نیز مطرح است.
سیاق، ظهورساز است، ولی موضوع ظهور را تعیین نمیکند. وقتی یک آیه قرآن با دو قرائت وارد شده است، اگر هر یک از آن دو قرائت یک ظهور به کلام بدهد، هر دو ظهور حجت است، ولی یکی از قرائتها بر دیگری ترجیح داده نمیشود. وقتی یکی از قرائتها اقتضا دارد که آیه شریفه با آیات قبل و بعد مرتبط باشد و قرائت دیگر چنین اقتضایی ندارد، قرینه سیاق اقتضا ندارد که تعیین کند قرائت صحیح کدام است؛ یعنی با قرینه سیاق نمیتوان قرائت صحیح را از قرائت غیرصحیح تشخیص داد. بنابراین، حتی اگر قرینه سیاق حجت باشد –که حجت است- به این آیه ارتباطی ندارد.
نکته دوم: اقتضای سیاق در آیه «سلام علی آل یاسین» 
با صرفنظر از تمامی آنچه بیان شد، بر فرض آنکه قرینه سیاق حجت باشد و قرائت صحیح را هم تعیین کند، باید بررسی شود در محل بحث که مربوط به سوره صافات است، قرینه سیاق چه اقتضایی دارد. در این مسئله به چند نکته باید دقت کرد:
الف) منشأ قرائتها و اعتبار آنها
اول: اینطور نیست که قرائتهای مختلف، همگی از نزد خدا نازل شده باشند؛ بلکه قرآن تنها یکی از قرائات است. تواتر قرائات بر فرض آنکه صحیح باشد –که صحیح نیست- تواتر تا زمان خود قاریان است، و واضح است که تواتر قرائات مختلف تا زمان پیامبر (ص) نیست، و معلوم است که هر قرائتی از کدام قاری نقل شده است. تعجب است که برخی از اساتید به این امور واضح توجه ندارند. روشن است که عاصم و نافع و دیگران از چه کسی نقل کردهاند. تمامی اساتید آنها مشخص است، و متواتر نبودن قرائات -همانطور که آیت الله خویی بیان کردهاند- معلوم است.
ب) حجت همه قرائتهای مشهور زمان ائمه (ع)
دوم: قرائتهای مشهوری که در زمان ائمه علیهم السلام اشتهار داشته، هرچند تنها یکی از آنها مطابق واقع است، ولی همگی حجت است.
ج) قرائتها به مثابه اختلاف نسخ
سوم: نکته سوم با کنار هم قرار دادن دو نکته پیشین به دست میآید: قرائتهای مختلف به منزله نسخههای مختلف یک متن واحد به شمار میروند؛ با این تفاوت که دلیلی بر اعتبار و حجیت تمامی اختلاف نسخ نیست، ولی در مورد قرائت قرآن تمامی قرائات معروف و مشهور که در زمان ائمه رایج بوده اعتبار دارد و حجت است. حجیت غیر از مطابقت با واقع، و مطابقت با قرآنی است که از جانب خداوند متعال نازل گشته است. برخی اختلاف قرائات به جهت اشتباه کاتبان است. بهعنون مثال در روایتی با سند صحیح وارد شده است:
د) مصحّف بودن برخی قرائات و نقش سیاق
[!quote] اختلاف قرائت به دلیل اشتباه کتّاب
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: تَلَوْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ فَقَالَ ذُو عَدْلٍ مِنْكُمْ هَذَا مِمَّا أَخْطَأَتْ فِيهِ الْكُتَّابُ».[1]
برخی از قرائات –همانطور که در روایت حماد بن عثمان نیز تعبیر «هذا ممّا أخطأت فیه الکتّاب» وارد شده- مصحّف و محرّف است؛
نتیجه نکات فوق این است که قرائات که به منزله اختلاف نسخ است، تابع قواعد تصحیف و تحریف است. عواملی برای تحریف وجود دارد. یکی از عوامل تحریف، خود سیاق است، یعنی سیاق از طرفی منشأ ظهور و از طرف دیگر منشأ تحریف است، و مثل یک چاقوی دو لبه عمل میکند. توضیح آنکه در آیه شریفه یا «إل یاسین» به «آل یاسین» تبدیل و تحریف شده و یا بهعکس. اینکه «إل یاسین» به «آل یاسین» تبدیل شود، وجهی عقلائی ندارد؛ چرا که جدای از این آیه «آل یاسین» اشتهاری نداشته است. آنطور نیست که این اصطلاح، یک تعبیر شایع باشد. تبدیل نامأنوس به مأنوس، قاعده تحریف است.
شواهد صحت قرائت «آل یاسین»
به این مثال توجه کنید: بر فرض آنکه دو نسخه از یک متن وجود داشته باشد که در یکی «برید بن معاویة» و در دیگری «یزید بن معاویة» باشد، قاعده آن است که «برید بن معاویة» صحیح باشد؛ چرا که «یزید بن معاویة» راوی مشهوری بوده، و طبیعی است که «برید» به «یزید» تبدیل شود، ولی وجهی ندارد که «یزید» که راوی مشهوری است به «برید» تحریف گردد. البته به جهت عمومی، تعبیر «إل یاسین» هم شهرتی نداشته است. یعنی نه «إل یاسین» و نه «آل یاسین» هیچیک شهرت عامی نداشتهاند، ولی «إل یاسین» نوعی مأنوسیت ویژه به جهت سیاق دارد؛ چرا که در چند آیه قبل، واژه إلیاس آمده، و آیات پیش مربوط به داستان حضرت الیاس است؛ از این رو تصور شده که در ادامه، این آیه هم –مثل فقرات مختلف سوره صافات که سلام به انبیاء مختلف در آنها ذکر شده- سلام به حضرت الیاس است. این مسئله منشأ تحریف است. یعنی دقیقا همین سیاق، خود عامل تحریف است. یعنی سیاق، خود شاهد بر آن است که «آل یاسین» صحیح است.
جدا نویسی هم خود شاهد دیگری بر صحت «آل یاسین» است. در تمامی مصحفها این دو واژه (آل، یاسین) به صورت جدا نوشته شده است.
تفاوت قرائات با تحریف کتاب
به این نکته باید توجه شود که بحث قرائات با بحث تحریف کتاب تفاوت دارد. تحریف کتاب به هر معنایی باشد، قرائات مختلف به رسمیت شناخته شده است.
بر اساس درس خارج فقه استاد معظم سید محمد جواد شبیری
۲۸ بهمن ۱۴۰۳