خداوند متعال در آیه شریفه «إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون» وعده حفظ قرآن را داده است. این حفظ، از طریق عادی و نه به صورت معجزهگونه انجام شده است. البته، وجود قرائات مختلف، منافاتی با حفظ قرآن ندارد و مراد از حفظ قرآن، حفظ آن با وجود همین قرائات مختلف است. باید توجه داشت که قرآن با در نظر گرفتن این مسئله حفظ شده است که قرائات مختلف – هرچند تمامی آنها مطابق واقع نیست – به رسمیت شناخته شدهاند. این امر نیازمند توضیحی است که با ذکر چند مثال بیان میگردد:
حکمت عدم ذکر اسامی ائمه (ع) در قرآن
مثال اول: یکی از سؤالهایی که گاهی مطرح میشود آن است که چرا اسامی ائمه (ع) در قرآن وارد نشده است. با صرفنظر از روایات، یکی از نکاتی که باید بدان توجه کرد آن است که بنا بر آن بوده که قرآن به طریق عادی حفظ شود. اگر اسامی امامان در قرآن وجود داشت، از قرآن حذف میشد. از آن رو که حفظ قرآن به طریق عادی بوده، این امر اقتضا دارد که اسامی امامان در قرآن وارد نشود.
آیه «سلام علی آل یس»؛ یک نمونه از پنهانسازی الهی
به عنوان مثال، آیه ۱۳۰ سوره صافات: «سلام علی آل یس» به جهت محفوظ ماندن، پس از داستان مربوط به حضرت الیاس علیه السلام ذکر شده تا تصور شود مربوط به حضرت الیاس است. آیه بعد از این آیه: «إنه من عبادنا المومنین» است. این روش در آیات متعدد این سوره وارد شده که ابتدا داستان پیامبر (ص) ذکر شده و پس از آن، سلام بر او داده شده و بعد از آن بیان شده «إنا کذلک نجزی المحسنین، إنه من عبادنا المومنین». این ساختار در دفعات متعدد در این سوره تکرار شده است، ولی با توجه به قرائنی که ذکر شد – مثل روایات تفسیری موجود در مسئله و همچنین احتمال تحریف که در یکی دیگر از پستهای سایت مطرح شد – معلوم میگردد که در این آیه قرائت «آل یس» صحیح است.
آیه تطهیر؛ نمونه دیگر از آیات پنهان در قرآن
یا مثلاً در آیه ﴿إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت﴾ عامه بیان کردهاند به قرینه آنکه این آیه در سیاق زنان پیامبر (ص) وارد شده باید گفت که شامل زنان پیامبر (ص) هم میشود. در این مورد باید توجه داشت که آیا تعبیر «اهل بیت» صلاحیت شمول نسبت به زنان پیامبر (ص) را دارد یا خیر. ما در مورد آیه تطهیر یک احتمال جدی مطرح میدانیم که «ال» در واژه «البیت» برای عهد حضوری است، یعنی همین اتاق که رسول اکرم (ص) همراه با اهل بیت در تحت کسا در آن اتاق حاضر بودند. البته بعداً واژه «اهل بیت» یک معنای عام پیدا کرده است.
حفظ مواریث انبیاء به شیوه عادی
مثال دوم: همانطور که حفظ قرآن با اسباب ظاهری و به طریق عادی انجام شده، مواریث انبیاء که نزد ائمه وجود داشته و به امام بعد منتقل میشده نیز به طریق عادی حفظ شده است. مواریث انبیا، کتاب جامع، سیف پیامبر (ص) و امثال آن نزد امیرالمومنین علیه السلام بود. وقتی آن حضرت از مدینه به عراق برای جنگ رفتند، این مواریث را به امّ سلمه دادند تا نزد ایشان محفوظ باشد. پس از وقایعی که رخ داد، و امام حسن علیه السلام به مدینه آمد، امّ سلمه آنها را به ایشان داد. وقتی امام حسین علیه السلام میخواستند به سمت عراق حرکت کنند، این مواریث را دوباره به امّ سلمه دادند، و پس از وقایع عاشورا، و بازگشت زین العابدین دوباره امّ سلمه آنها را به ایشان تحویل داد. این وقایع در روایات معتبر وارد شده است. این امر نشان میدهد مواریث انبیا و امثال آن، قرار نبوده که به طور غیرعادی و معجزگونه حفظ شود. بنابراین، در شرایط سخت مثل شرایط جنگی، مناسب نبوده که این مواریث نزد خود ائمه علیهم السلام باشد.
پنهانسازی آیات امامت در میان آیات دیگر
با توضیحاتی که بیان شد، امر روشن میشود. در مورد قرآن نیز چنین مسئلهای مطرح است. برخی از آیات که دال بر امامت أئمه و منزلت و مقامهای ائمه است برای آنکه محفوظ بماند، در بین آیات دیگر پنهان شده است. این امر نوعی پنهانسازی در بین آیات دیگر است. همین امر که تصور میشده این آیات خطرآفرین نیست، و به ائمه مرتبط نیست، منشأ حفظ همین آیات بوده است. اینکه آیه تطهیر حفظ شده به جهت آن بوده که در ظاهر تصور میشده مربوط به زنان پیامبر (ص) است. همچنین حفظ آیه «سلام علی آل یاسین» به جهت آن بوده که تصور شده مربوط به حضرت الیاس است، و در بین آیات دیگر قرار داشته است. این امر، یک روش برای حفظ طبیعی آیات است.
نقش ائمه (ع) در کشف و تبیین آیات متشابه
حال که این آیات در لابلای آیات دیگر پنهان است، چگونه باید کشف شود؟ پاسخ آن است که مرجعیت ائمه علیهم السلام در تفسیر آیات و تبیین متشابهات قرآن در این زمینه راهگشا است. بدین صورت، هم آیات قرآن به طور طبیعی حفظ شده، و هم آنکه مردم موظف هستند که به ثقل دیگر که توسط پیامبر (ص) به ودیعه نهاده شده مراجعه کنند.
مرجع ضمیر «إنّه» در آیه «إنّه من عبادنا المومنین»
نتیجه آنکه در آیهای که از سوره صافات ذکر شد، ضمیر در «إنه من عبادنا المومنین» به حضرت الیاس باز میگردد، ولی در بین این آیات، خداوند متعال، سلام به آل پیامبر (ص) را قرار داده است، و این آیه را به نحوی تنظیم کرده که گمان نشود مربوط به ائمه است.
البته این احتمال هم وجود دارد که ضمیر مزبور به «یاسین» که حضرت محمد (ص) است، رجوع کند. بنابراین آیه شریفه بیانگر آن است که چون پیامبر (ص) از مؤمنین است، بر آل او سلام و درود باد؛ همانطور که در خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها آمده است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَرْءُ يُحْفَظُ فِي وُلْدِهِ».[1] در برخی دیگر از آیات نیز بیان شده که جزاء رسالت، مودت قربی است. این آیات سوره صافات – بر فرض رجوع ضمیر «إنه» به پیامبر (ص) – نیز به نوعی تداعی همان معنی است که اجر رسالت، احترام به اهل بیت است: «سَلَامٌ عَلَى آلِ يس، إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ، إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِين».
بر اساس درس خارج فقه استاد معظم سید محمد جواد شبیری
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج۲، ص: ۸۶۸ ↩︎