مقدمه: اهمیت معنای «صرم» در تعیین وقت وجوب زکات غلات
در روایتی وقت وجوب زکات غلات، زمان صرم بیان شده است. این روایت به شرح زیر است:
«وَ عَنِ الزَّكَاهِ فِي الْحِنْطَهَ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ مَتَى تَجِبُ عَلَى صَاحِبِهَا؟ قَالَ: إِذَا مَا صَرَمَ وَ إِذَا مَا خَرَصَ»[1].
برخی این واژه را مختص نخل دانسته و برخی دیگر استعمال آن در معنای عام که شامل تمامی غلات باشد را پذیرفتهاند. تبیین معنای صرم در لغت جهت روشن شدن معنای روایت مؤثر است.
معنای «صرم» در لغت
در لغت سه نوع تعبیر وجود دارد.
1. استعمال «صرم» در مورد نخل
یک تعبیر آن است که صرم در مورد نخل به کار رفته است. در العین آمده است:
«الصَّرْم دخیل. و الصَّرْم: قطع بائن لحبل و عذق و نحوه. و الصِّرام: وقت صِرام [النخل]، و صَرَمَ العِذْق عن النخله، و أَصْرَمَ النخلُ إذا حان وقت اصْطِرَامه»[2].
همین تعبیر در تهذیب اللغه[3] و لسان العرب[4] نیز وارد شده است.
همچنین در جمهره اللغه آمده است:
«و جاء زمن الصِّرام و الصَّرام، بکسر الصاد و فتحها، یعنی صَرْم النخل»[5].
در منابع بسیار زیاد دیگری نیز این واژه در مورد نخل به کار رفته است[6]. به عنوان مثال در المحکم آمده است:
«و الصُّرامهُ: ما صُرِمَ من النَّخْلِ»[7].
واژه «صرامه» بر وزن «فُعاله» است. وزن فُعاله در مورد آنچه که از مبدا، حاصل و متحقق میشود به کار میرود. به عنوان مثال، کناسه آن چیزی است که از کنس (جارو زدن) حاصل میشود. صرامه نیز به معنی چیزی است که به وسیله صرم از نخل محقق میشود. البته این استعمال صرم در نخل، دارای مفهوم نیست.
2. استعمال «صرم» در مورد نخل و شجر
در برخی استعمالات، شجر هم به نخل اضافه شده است. در المحکم آمده است:
«و صَرَمَ النَّخلَ و الشَّجَرَ یَصْرِمُه صَرْماً، و اصْطَرَمَهُ: جَزَّه»[8].
در قاموس المحیط ذکر شده است:
«صَرَمَهُ یَصْرِمُهُ صَرْماً، و یُضَمُّ: قَطَعَهُ بائناً، و فُلاناً: قَطَعَ کَلامَهُ، و النَّخْلَ و الشَّجَرَ: جَزَّه»[9].
همچنین در تهذیب اللغه آمده است:
«و یقال للثّمر إذا صُرِمَ: جَنِیّ»[10].
تعبیر دیگری نیز در برخی کتب ذکر شده که ممکن است مراد از آن تعبیر، همین باشد. در جمهره اللغه آمده است:
«و الصَّرْم: القَطْع؛ صَرَمْتُ النخلهَ و غیرَها أصرِمها صَرْماً»[11].
در شمس العلوم ذکر شده است:
«و صَرَم النخل: جَذَّه، و کذلک نحوه»[12].
در شمس العلوم عبارت دیگری ذکر شده که از آن استفاده میشود که صرم در مورد زراعت به کار نمیرود:
«الجَرِین: المِرْبَد بِلُغه أهل نجد و أهل المدینه: و هو البَیْدَر الذی یجمع فیه التمر إذا صُرم و الزرع إذا حُصد»[13].
در این عبارت فعل صرم به تمر نسبت داده شده، و نسبت به زراعت، فعل «حصد» به کار رفته است.
روایتی از ابو بصیر ذکر شده که در آن روایت نیز صرم در مقابل حصد به کار رفته است:
«عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَصْرِمْ بِاللَّیْلِ وَ لَا تَحْصُدْ بِاللَّیْل … وَ إِنْ حَصَدْتَ بِاللَّیْلِ لَمْ یَأْتِکَ السُّؤَّالُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى: «آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ». عِنْدَ الْحَصَادِ یَعْنِی الْقَبْضَهَ بَعْدَ الْقَبْضَهَ إِذَا حَصَدْتَهُ وَ إِذَا خَرَجَ فَالْحَفْنَهَ بَعْدَ الْحَفْنَهَ وَ کَذَلِکَ عِنْدَ الصِّرَامِ»[14].
علاوه بر صدر، در ذیل روایت نیز حصاد در مقابل صرام قرار کرفته است. ممکن است بیان شود ظاهر این تعابیر آن است که صرم به کشت و زرع نسبت داده نمیشود. ولی برای صرام اطلاقی وجود دارد که در مورد زرع نیز به کار رفته است.
3. استعمال «صرم» به معنای اعم شامل زرع
اطلاق صرم به معنایی عام که شامل زرع نیز میشود. در المخصص آمده است:
«و قال: صُرِم الزرعُ و جُزَّ- کحُصِد و الصَّرِیم أیضا- الحَقْل الذی قد صُرِم»[15].
همچنین در موضع دیگری از مخصّص وارد شده است:
«صَرَمْت النخلَ و الزرعَ- جَزَزته»[16].
در اساس البلاغه نیز این واژه هم در مورد زرع و هم در مورد نخل به کار رفته است:
«زرعٌ صَرِیمٌ و مصرومٌ: مجزوزٌ. و صرَمَ النخلَ و اصطرمه، و هو وقت الصِّرام و الاصطرام. و أصرَم النَّخلُ و الزرعُ»[17].
و در لسان العرب آمده است:
«و صَرَمَ النخلَ و الشجرَ و الزرع یَصْرِمُه صَرْماً و اصْطَرَمه: جَزَّه»[18].
جمعبندی کلمات لغویون و نتیجهگیری
از مجموع این عبارات استفاده میشود که گویا صرم در اصل یک معنای خاصی داشته که به نخل اختصاص داشته یا آنکه یک معنای عام تری داشته که شامل شجر هم میشده، ولی در مورد زرع به کار نمیرفته است، ولی به تدریج یک معنای اعمی یافته و توسعه معنایی پیدا کرده است. آیت الله والد بیان میکردند که مرحوم محقق داماد در بحث صحیح و اعم قائل به وضع تعیینی الفاظ برای صحیح و وضع تعیّنی برای اعم بودند. ایشان بیان میکردند که تعبیر آیت الله محقق داماد چنین بود: شبیه روغن کرچک که وقتی بر روی کاغذ ریخته میشود انبساط مییابد، واژهها نیز به مرور زمان انتبساط قهری مییابند. ما در اصول در بحث وضع این امر را توضیح دادیم. ظاهر آن است که صرم در ابتدا یک معنای خاص داشته و به تدریج یک معنای عام یافته است.
درس خارج فقه استاد معظم سید محمد جواد شبیری مورخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج۳، ص۵۲۳. جامع احادیث، ج۹، ص۱۶۲، رقم ۱۲۸۳۷ ↩︎
کتاب العین، ج۷، ص: ۱۲۰؛ تهذیب ↩︎
تهذیب اللغه، ج۱۲، ص: ۱۳۰ ↩︎
لسان العرب، ج۱۲، ص: ۳۳۴ ↩︎
جمهره اللغه، ج۲، ص: ۷۴۴ ↩︎
الغریب المصنف، ج۲، ص: ۴۸۵ و ص۴۸۶؛ تهذیب اللغه، ج۲، ص۲۲۵؛ المخصّص، ج۱۱، ص۱۲۴ و ص۱۲۵ و ص۱۲۷ و ج۱۴، ص۱۷۰؛ اساس البلاغه، ص۳۵۴؛ مقدمه الادب، ص۱۰۱؛ شمس العلوم، ج۲، ص۱۰۷۰ و ج۴، ص۲۳۷۹؛ لسان العرب، ج۸، ص۱۰۳ و ج۱۲، ص۳۰۴ و ص۳۳۵؛ المصباح المنیر، ص۳۳۹. ↩︎
المحکم و المحیط الاعظم، ج۸، ص: ۳۲۱؛ لسان العرب، ج۱۲، ص: ۳۳۶ ↩︎
المحکم و المحیط الاعظم، ج۸، ص: ۳۲۰ ↩︎
القاموس المحیط، ج۴، ص: ۹۷ ↩︎
تهذیب اللغه، ج۱۱، ص: ۱۳۳ ↩︎
جمهره اللغه، ج۲، ص: ۷۴۴ ↩︎
شمس العلوم، ج۶، ص: ۳۷۲۸ ↩︎
شمس العلوم، ج۲، ص: ۱۰۵۵ ↩︎
الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج۳، ص۵۶۵. ↩︎
المخصص، ج۱۱، ص: ۵۳ ↩︎
همان، ج۱۵، ص: ۲۶ ↩︎
اساس البلاغه، ص: ۳۵۴ ↩︎
لسان العرب، ج۱۲، ص: ۳۳۶ ↩︎