مرحوم شیخ مفید: ایشان در کتاب المزار، بابی را با عنوان «باب وجوب زیارة الحسین» باز کرده[1] و در باب بعدی[2] نیز با عنوان «باب حد وجوبها فی الزمان علی الأغنیاء و الفقراء» روایتی را نقل میکند که بر اساس آن، اغنیا باید سالی دو بار و فقرا سالی یک بار ایشان را زیارت کنند. اما در کتاب المقنعه (صفحهٔ ۴۶۸)، همین روایت را در ضمن باب «فضل زیارته» ذکر میکند.[3]
مرحوم علامه حلی: ایشان نیز در کتب تحریر الاحکام[4] و منتهی المطلب[5] این روایت را نقل کرده و آن را دال بر فضل کثیر زیارت ایشان میداند. ایشان در تذکرة الفقهاء[6] نیز عنوان مسئله را «تستحب زیارة الحسین (ع)» ذکر کرده و سپس به روایتی از امام باقر (ع) استناد میکند.
مرحوم فیض کاشانی: ایشان با اینکه به این روایات اشاره دارد، اما آنها را دال بر ثواب بسیار میداند.[7]
مرحوم شیخ حر عاملی: ایشان نیز عنوان باب را «بَابُ وُجُوبِ زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ وَ الْأَئِمَّةِ ع عَلَى شِيعَتِهِمْ كِفَايَةً» قرار داده است[8] و همین تعبیر را در هدایة الامة نیز آورده است.[9]
مرحوم مجلسی: ایشان در بحار الانوار، عنوان باب را «وجوب» دانسته.[10] صاحب ملاذ الاخیار نیز میفرماید: «الحدیث الثانی: ضعیف. و ظاهره الوجوب، و لم یقل به أحد، و لا یبعد القول به، بل بوجوب کل إمام مرة، کما یظهر من کثیر من الأخبار.»[11]
مرحوم بحرانی: ایشان در الحدائق الناظرة میفرماید: «الاخبار فی فضل زیارته (علیه السلام) مستفیضة و الظاهر فی کثیر منها الوجوب، و إلیه یمیل کلام بعض أصحابنا، (رضوان الله علیهم) و لیس بذلک البعید.»[12]
مرحوم محمد بن حسین بحرانی: ایشان قائل به وجوب شده و میگوید: «و تجب زيارة الحسين عليه السّلام على الرجال و النساء من القادرين على ذلك للتعبير في جملة من المعتبرة و غيرها بأنه فريضة واجبة على الرجال و النساء، و من لم يقدر على ذلك فليجهز غيره، و المشهور بين أصحابنا الاستحباب المؤكد، و منهم من جمع بالواجب الكفائي كمحدث الوسائل، و ما زاد على المرّة الواحدة فهو من السنن المندوبة.»[13]
مرحوم سبزواری: ایشان با اینکه برخی روایات را دال بر وجوب میداند، به دلیل اعراض مشهور و عدم فتوای آنان به وجوب، از این روایات دست میکشد.[14]
مرحوم صاحب جواهر: ایشان هیچ اشاره ای به قول به وجوب در این مورد نکرده اند.[15]
اینکه حضرت امر خصوصی به این کار فرموده شاهدی بر اراده وجوب در خصوص آن زمان است کما اینکه در بعض روایات اشاره به وجوب در هر سال شده
خصوصا وجوب زیارت ایشان بالخصوص بعد از زمان تشریع وبدون اشاره به علت آن بعید است
وجوب در این روایات به معنای تأکد استحباب است به طوری که منفعت بسیار بزرگی از تارک آن فوت میشود و اگر عامدا زیارت را ترک کند مشمول شفاعتشان نمیشود و دقت در تعابیری مثل يُقِرُّ لِلْحُسَيْنِ ع بِالْإِمَامَةِ - مُرُوا شِيعَتَنَا بِزِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع فَإِنَّ إِتْيَانَهُ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ وَ يَمُدُّ فِي الْعُمُرِ وَ يَدْفَعُ مَدَافِعَ السَّوْءِ موید این مطلب است همچنین عدم ذکر عقاب بر ترک آن در روایات شاهد استحباب آن است
به نظر میرسه روایات دلالت بر وجوب دارند و وجهی برای کنار گذاشتن این روایات نیست. دلیلی برای وجوب کفایی هم نمیبینم وجوب عینی است. حمل بر تاکد استحباب هم دلیل محکمی نداره. صرف اینکه مشهور قائل نیستند که دلیل نمیشه. ضمن اینکه همون طور که دوست عزیز نقل اقوال کرده بودند بعضی ها به وجوب رسیدند. به نظر میرسه وجوبش مثل حج است یعنی حداقل یکبار در طول عمر.
اکثر روایات دال بر وجوب زیارت است. آنهم برای فقیر یکبار در سال و برای غنی دوبار در سال. در روایتی دیگر امده جایز نیست سه سال بگذرد و زیارت نکرده باشد و شامل عاق رسول الله می گردد. البته اختلافات اساسی در متن این روایات موجود است که جمع بین آنها را دشوار نموده. راجع باب ۹۸ کامل الزیارات