سرآغاز شکلگیری این مدرسه به دوران حضور زکریا بن آدم باز میگردد. هنگامی که اشعریون نزد امام صادق (علیهالسلام) شرفیاب شده و جهت رفع اختلافات خویش تقاضای مرجع و راهنمایی کردند، حضرت زکریا بن آدم را فرستادند.[1] زکریا بن آدم از زمره اصحاب نقلگرای امام صادق (علیهالسلام) بهشمار میرفت. این کانون علمی در قرن سوم هجری به یک مدرسه کامل مبدل گشت و در مقابل مدرسه کوفه، جایگاهی مستقل یافت. در اواخر همین قرن، با ورود حضرت عبدالعظیم حسنی (علیهالسلام) به ری و تأسیس مدرسه آن دیار، اصطکاکات علمی میان شاگردان ایشان و مدرسه قم پدیدار گشت که واکاوی این اختلافات، بهخوبی نشاندهنده وضعیت مدرسه قم در آن مقطع است.
اعاظم و مشاهیر پیشین قم
استوانههای علمی این مدرسه شامل بزرگانی چون آدم بن عبدالله قمی، احمد بن اسحاق اشعری قمی، احمد بن حمزه، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، اسماعیل بن سعد قمی، جعفر بن عبدالله بن حسین بن جامع و حسن بن ابان میگردد. همچنین شخصیتهایی که از سایر بلاد به قم هجرت کرده و مورد پذیرش قرار گرفتند، نظیر حسین بن سعید اهوازی و ابراهیم بن هاشم، در تثبیت این جایگاه نقش بسزایی داشتند.
ویژگی نخست: غلبه جریان نقلگرایی
تمامی فقهای برجسته قم به جریان نقلگرا تعلق دارند؛ بهگونهای که فقهای عقلگرا یا در این شهر حضور نیافتند و یا در صورت ورود، تاب ماندگاری در این فضای علمی را نداشتند. در بررسیهایی که بر روی ۴۶ تن از فقهای این مدرسه انجام دادهام، همگی در زمره نقلگرایان بوده و هیچیک به جریان عقلگرا تمایل نداشتند؛ البته در میان همین نقلگرایان نیز مراتب و ویژگیهای خاصی مشهود است.
ویژگی دوم: حساسیت مفرط نسبت به غلو
تا پیش از دوران ابراهیم بن هاشم، تمامی نقلگرایان قم بر مسئله غلو حساسیت شدیدی داشتند. بهعنوان نمونه، یکی از محورهای اساسی اشکالات قمیها به اهل ری (مانند نقد بر سهل بن زیاد)، موضوع غلو بود که حاکی از اهتمام جدی آنان به این مرزبندی است. البته ما امروزه لزوماً چنین حساسیتی نداریم، زیرا غلو امری اجتهادی است و قدما در قم در این زمینه سختگیری مفرطی اعمال میکردند. اگر در خصوص شخصیتی چون سهل بن زیاد بحث و توقفی داریم، از باب تضعیف مستقیم او نیست، بلکه بهواسطه شهادت احمد بن محمد بن عیسی بر «کذب» اوست که موجب میشود نتوانیم به وثاقت سهل اطمینان یابیم؛ بنابراین در مورد وی توقف میکنیم.
بر همین اساس، یکی از وجوه تمجید از ایوب بن نوح بن درّاج این است که وی با وجود قرابت، از پدر و عمویش (جمیل بن درّاج) نقل مستقیم نمیکند و روایات را با واسطه میآورد. این رویکرد نشاندهنده دقت اوست؛ چراکه احتمال میداده در زمان فوت آنها (که وی در سنین صغر بوده)، دقت کافی در اخذ مستقیم نداشته است، لذا روایات را از طریق واسطههای مورد وثوق واکاوی میکرده است.
ویژگی سوم: مداقه در مرویعنه و اجتناب از نقل از ضعفاء
یکی از مؤلفههای جدی در مدرسه قم، حساسیت نسبت به «مرویعنه» است؛ بهطوریکه کثرت نقل از ضعفاء را نقیصهای بزرگ میشمردند. بر همین مبنا به احمد بن محمد بن خالد برقی (شاگرد حضرت عبدالعظیم) اشکال میکردند. هرچند ممکن است خودِ بزرگان قم نیز ندرتاً از ضعفاء روایت کرده باشند (چنانکه احمد بن محمد بن عیسی از «ابوسمینه» روایت دارد)، اما این موارد بسیار اندک است.
تفاوت در اینجاست که در آثار احمد بن محمد بن خالد برقی، روایات فراوانی از ابوسمینه مشاهده میشود و همین امر موجب حساسیت و واکنش قمیها گردید.[2] شایان ذکر است که ما نیز به این مبنای قمیها قائل هستیم و در اعتبارسنجی، به شخصیت استاد، مرویعنه و کثرت یا ندرت نقل از آنان توجه ویژه داریم.
ویژگی چهارم: اصل جامعیت در جمعآوری ادله
از دیگر ممیزات مدرسه قم، بهویژه در سیره شیخ صدوق (رحمة الله علیه)، بها دادن به جامعیت است. ایشان تلاش میکردند تا مجموع ادله را پیش از پذیرش یا رد، ملاحظه کنند. در مقام مقایسه:
- از بزرگانی چون مرحوم کلینی در ری، گزارش مسافرتهای علمی وسیع نداریم و ایشان تنها در اواخر عمر به بغداد هجرت کردند و تا آخر عمرشان آنجا ماندند.
- اما مرحوم صدوق برای استقصای روایات، مسافرتهای متعددی به خراسان و نیشابور داشتند و ماهها در آن بلاد اقامت میکردند تا احادیث و اسناد را مستقیماً اخذ کنند.
این رویکرد یک مزیت علمی محسوب میشود و ما نیز در مباحث خویش، بر عنصر جامعیت و تحصیل «تراکم ظنون» اهمیت وافری قائل هستیم.
ویژگی پنجم: احتیاط در مقام افتاء و نظر نهایی
رویه فقهای قم، بر احتیاط در مواجهه با شبهات استوار بود. هرگاه در مسئلهای دچار شک میشدند، از اظهارنظر شتابزده پرهیز کرده و احتیاط میکردند و سؤال را به واسطهای میسپردند تا حکم را از محضر امام (علیهالسلام) استعلام کند. این روند حتی تا دوران غیبت صغری نیز استمرار داشت؛ چنانکه زکریا بن آدم، احمد بن محمد بن عیسی را به مدینه گسیل داشت تا پاسخ مجهولات را بیاورد؛ همچنین قمیها در سفرشان به مدینه، سوالاتشان را از حضرت معصومه (سلامالله علیها) پرسیدند و این، شاهد دیگری بر این مدعاست. حتی در عصر غیبت صغری که مدیریت شهر کاملاً در اختیار خودشان بود، سنت رجوع به نواب و عرضه کردن فتاوا بر آنان، امری رایج و مستمر در میان فقهای قم بهشمار میرفت.
بر اساس جلسه ۷۰
۲۲ دی ۱۴۰۴
تفصیل این واقعه در مباحث سالهای گذشته بیان شده است. مراجعه کنید به تقریر خارج فقه، جلسه ۲۵، سال ۱۴۰۱ ↩︎
در جلسه بعد فرمودند: قمی ها اینگونه بودند که اگر کثرت مروی عنه های شخصی مسأله داشت، با خود او دچار مسأله می شدند. روایاتی از احمد بن محمد بن خالد برقی داریم که در قم مرسله می آورد و می گوید عمَّن ذکره و اسم نمی آورد اما وقتی همین روایت را در جای دیگری نقل می کند، نام ابوسمینة را می آورد. ↩︎