وظیفه غیبت‌کننده نسبت به غیبت‌شونده | آیا استحلال و استغفار از مغتاب واجب است؟

فردی که از مؤمنی غیبت کرده است، چه وظیفه‌ای در قبال غیبت‌شونده دارد؟ تکلیف استغفار برای خود غیبت‌کننده امری مسلم است؛ زیرا توبه از هر معصیتی واجب است. اما آیا در برابر غیبت‌شونده نیز تکلیفی بر عهده اوست؟

:folded_hands: نظر مشهور فقها: طلب حلالیت از غیبت‌شونده

مشهور فقها بر این باورند که بر غیبت‌کننده لازم است از غیبت‌شونده طلب حلالیت کند.

:palms_up_together: نظر دیگر: هم حلالیت و هم استغفار برای غیبت‌شونده

برخی دیگر از فقها معتقدند که هم استحلال و هم استغفار برای غیبت‌شونده بر ذمه غیبت‌کننده ثابت است.

:kaaba: دیدگاه آیت‌الله خوئی: غیبت صرفاً حق‌الله است

مرحوم آیت‌الله خوئی می‌فرمایند: نه استحلال واجب است و نه استغفار برای غیبت‌شونده؛ چراکه غیبت را صرفاً حق‌الله می‌دانند.

:folded_hands: نظر آیت‌الله سیستانی و آیت‌الله تبریزی: توبه واجب، حلالیت و استغفار مستحب

حضرت آیت‌الله سیستانی نیز در این باره می‌فرمایند:

لایجب عند وقوع الغیبة الا التوبة و الاحوط استحبابا الاستحلال من المغتاب ان لم تترتّب علی ذلک مفسدة او الاستغفار له.

یعنی هنگام وقوع غیبت، تنها توبه واجب است و احتیاط مستحب آن است که اگر مفسده‌ای بر آن مترتب نشود، از غیبت‌شونده طلب حلالیت کند یا برای او استغفار نماید.
نظر مرحوم آیت‌الله تبریزی نیز همین بود.

:balance_scale: بیان اصل جاری در مقام

علی القاعده نیز اگر حساب کنیم، مقتضای اصل برائت از وجوب استحلال و استغفار همین است.


:books: بر اساس بیانات استاد شهیدی

بعیده که نظر مشهور هم طلب حلالیت به صورت مطلق باشه.
در این زمینه روایات به دودسته تقسیم می شود. بعضی می گوید واجب است استحلال؛ بعضی می گوید نه.
وجه جمع به این است که اگر موجب نزاع نشود حلالیت بطلبد. به نظر کلام مشهور هم همین مقید باشد.

تعدادی از فتاوای ذکر می شود:
امام خمینى روایاتى را که بر وجوب استحلال (طلب حلالیت) دلالت می‏کرد، از نظر سند و دلالت ضعیف میداند، از این رو می‏فرماید: دلیلى بر وجوب آن نیست براین اساس در استفتا گفته ‏اند: جلب رضایت فرد غیبت شده لازم نیست، ولى باید توبه کند.

در این‏جا نظر تعدادى دیگر از مراجع تقلید را مطرح می‏کنیم، آیت ‏الله خویى مى ‏فرماید: اگر انسان غیبت مسلمانى را کند، احتیاط مستحب آن است که اگر مفسده‏اى پیدا نشود، از وى خواهش کند که او را حلال نماید و چنانچه ممکن نباشد، براى او از خدا طلب آمرزش کند. آیات عظام: گلپایگانى و صافى و تبریزى و فاضل لنکرانى نیز همین نظر را اختیار کرده‌‏اند اما مرحوم آیت‏الله اراکى(ره) گفته است: اگر انسان غیبت مسلمانى را کند، احتیاط واجب آن است که اگر مفسده‏اى پیدا نشود و مسلمان از شنیدن این که غیبت او شده‏است اذیت نشود، از وى خواهش کند که او را حلال نماید واستغفار هم براى او بکند و چنانچه استحلال ممکن نباشد، براى او از خدا طلب آمرزش کند.

بنده در متن بالا تنها متصدی بیان آقای شهیدی بودم.
حالا نظرات دیگر فقهاء را با منبع به صورت جداگانه در ادامه می آورم:


:light_bulb: نظرات تفصیلی فقها

۱. نظر امام خمینی (ره)

همان‌طور که آقای خسروبیگی اشاره کرده‌اند، در سایت ایشان آمده است:
بر کسی که -خدای ناخواسته- مرتکب غیبت شده است، واجب نیست از شخصی که غیبت او را کرده است، حلالیت خواسته و رضایت وی را به دست آورد؛ بلکه صرف پشیمانی و توبه از گناه و ترک غیبت، کافی است. و چنانچه حلالیت بخواهد، اما او حلال نکند و یا این که وی به هر طریقی، از این که غیبت او را کرده‌اند، آگاه شده و بگوید: من حلال نمی‌کنم، تکلیفی غیر از توبه بر عهده غیبت‌کننده نبوده و با این حال، اگر توبه کند، توبه وی محقق شده است و کفایت می‌کند.

۲. نظر آیت‌الله حکیم (دام ظله)

آیت‌الله حکیم می‌فرمایند:
«و یجب عند وقوع الغیبة التوبة و الندم و الأحوط وجوباً الاستحلال من الشخص المغتاب -إذا لم یترتب علی ذلک مفسدة - أو الاستغفار له.»[1]

۳. نظر آیات عظام خویی، تبریزی، و سیستانی (قدس سرهم)

«و یجب عند وقوع الغیبة التوبة و الندم و الأحوط استحباباً الاستحلال من الشخص المغتاب - إذا لم تترتب علی ذلک مفسدة - أو الاستغفار له.»[2]

۴. نظر آیت‌الله وحید خراسانی (دام ظله)

آیت‌الله وحید خراسانی ذیل عبارت «الاحوط استحباباً» که در متن آقای خویی آمده، حاشیه زده‌اند:
«و لا یترک الاحتیاط بالاستحلال.»[3]

۵. نظر آیت‌الله سید صادق روحانی (قدس سره)

«و یجب عند وقوع الغیبة التوبة، و الندم، و الاحوط وجوباً الاستحلال من الشخص المغتاب- اذا لم تترتب علی ذلک مفسدة - و ان لم یمکن فیجب الاستغفار له.»[4]

۶. نظر آیت‌الله العظمی بهجت (قدس سره)

«آیا جلب رضایت و طلب حلالیت از شخصی که مورد غیبت قرار گرفته واجب است؟
جواب: بله، واجب است، مگر این که اعاده‌ی عزت و حیثیت او را در نزد کسانی که پیش آن‌ها غیبت کرده بنماید.»[5]

۷. نظر آیت‌الله شبیری زنجانی (دام ظله)

طبق استفتایی که از معظم‌له شده و در سایت‌ها منعکس گردیده است:
اعاده حیثیت در صورت امکان لازم است؛ و اگر اعاده حیثیت ممکن نباشد یا غیبت وی موجب اذیتش شده باشد، باید ـ در صورت امکان ـ حلالیت بطلبید، البته اگر حلالیت طلبیدن مفسده داشته باشد ـ مثلاً باعث نزاع و کدورت شود ـ حلالیت طلبیدن لازم نیست بلکه برایش دعا و استغفار کنید و در هر صورت باید از این معصیت توبه کنید.

۸. نظر آیت‌الله مکارم شیرازی (دام ظله)

در سایت ایشان دو جواب متفاوت دیده می‌شود:

  • در یک جا می‌گویند: «احتیاط آن است که حلیت بطلبد.» که ظاهر در احتیاط واجب است.
  • در جای دیگر می‌فرمایند: «بر مستمع طلب حلالیت لازم نیست ولی احتیاط مستحب است.»
  • و عجیب‌تر آنکه در «انوار الفقاهة – کتاب التجارة» ص ۲۹۲ می‌فرمایند: «… و حینئذ لا یبعد لزوم الاستغفار و فعل الخیرات رجاء رضاه، و لو أمکن الاستحلال، فالواجب هو الاستحلال.»

لذا سه حکم فقهی متفاوت از ایشان به دست ما رسیده است. لازم است دوباره به شخص ایشان مراجعه گردد تا نظر نهایی معظم‌له به دست آید.

۹. نظر آیت‌الله خامنه‌ای (دام ظله)

در سایت ایشان آمده است:[6]
اگر غیبت‌شونده زنده است و امکان استحلال از او می‌باشد، باید از او طلب مغفرت و بخشش کند و اگر در قید حیات نیست یا امکان استحلال از او نیست، برایش استغفار نماید.

۱۰. نظر شیخ انصاری (قدس سره)

شیخ اعظم در انتهای بحث غیبت می‌فرمایند:
«و الأحوط الاستحلال إن تیسّر، و إلّا فالاستغفار.»[7]


:bar_chart: جمع‌بندی کوتاه دیدگاه‌ها :bar_chart:

در یک جمع‌بندی کوتاه، دیدگاه‌های فقها را می‌توان به دسته‌های زیر تقسیم کرد:

  • الف) واجب نیست: امام خمینی (ره)
  • ب) احتیاط مستحب: آیات عظام خویی، تبریزی، و سیستانی
  • ج) احتیاط واجب: آیات عظام حکیم، وحید خراسانی، روحانی، و شیخ انصاری
  • د) واجب: آیات عظام بهجت، شبیری زنجانی، و خامنه‌ای
  • هـ) نظرشان معلوم نیست / متفاوت است: آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

نظرات برخی بزرگان مانند آقای صافی گلپایگانی را نتوانستم از طریق منابع معتبر به دست آورم.


  1. منهاج محشی للحکیم ج۱، ص۱۴ ↩︎

  2. منهاج آقای خوئی ج۱، ص۱۱، منهاج آقای تبریزی ج۱، ص۱۲ و منهاج آقای سیستانی ج۱، ص۱۷ ↩︎

  3. منهاج ج۲، ص۵ ↩︎

  4. منهاج ج۱، ص۲۳ ↩︎

  5. استفتائات ج۴، ص۵۶۲ ↩︎

  6. http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27820 ↩︎

  7. مکاسب ج۱، ص۳۴۱ ↩︎