باسْمه تعالي
وسوسه در نماز: تعریف و حکم
تعریف وسوسه
اعتنا به احتمالهای غیرعُقلایی به نحوی که عرفاً «وسوسه» صدق کند.
آیا وسوسه در نماز مبطل است؟
مثلاً کسی «و لا الضالین» را به قدری تکرار کند که عرفاً بگویند: «این کارش وسواس است»، آیا نمازش باطل است؟ برای اثبات بطلان، ممکن است به استدلالهای زیر تمسک شود:
استدلال اول (عدم امر)
- مفاد استدلال: اطاعت از شیطان در «اعتنا به وسوسه»، اگرچه حرام نیست، ولی لااقل مکروه است، لااقل این است که ذکری که مصداق «اعتنا به وسوسه» باشد، امر ندارد.
- نقد استدلال: ولی این استدلال صحیح نیست؛ چون دلیلی نداریم بر این که: «ذکری که امر ندارد، مبطل است.»، همین که ذکر است، کافی است که مبطل نباشد؛ چون تکرار ذکر به خاطر وسواس، ولو حرام باشد، دلیل «مانعیت تکلم» انصراف از «ذکر خدا» دارد.
استدلال دوم (زیاده)
-
مقدمات استدلال:
- صغری: ذکرِ ناشی از وسوسه، زیاده است.
- کبری: زیاده مبطل است.
- نتیجه: وسوسه، مبطل است.
-
مفهوم «زیاده» و مبطل بودن آن:
آنچه مصلی به نمازش اضافه میکند، در چه صورتی مصداق «زیاده» و مبطل است؟ در صدق «زیاده»، سه نظر هست:-
نظر اول (مختار آیتالله سیستانی): آنچه مصلی اضافه میکند، فعل مسانخ باشد، امر هم نداشته باشد؛ چه قصد جزئیت بکنیم و چه نکنیم. پس ذکر ناشی از وسوسه، مصداق «زیاده» است.
-
نظر دوم (و هو المختار): اولاً مسانخ عرفی باشد[1]؛ یعنی داخل در مسمّای مزیدٌفیه باشد[2]، ثانیاً در «مرکب قصدی» قصد جزئیت هم لازم است[3]. چرا «زیاده» صدق میکند؟ چون از حد امر خارج است؛ نه امر وجوبی دارد، نه امر استحبابی. پس ذکر ناشی از وسوسه، مصداق «زیاده» است؛ چون شخص وسواسی عادتاً قصد دارد که ذکرش جزء نماز باشد.
-
نظر سوم (مختار مرحوم آقای خوئی): در مرکب قصدی، قصد جزئیت کافی است؛ مسانخت مهم نیست. طبق این مبنا نیز ذکر ناشی از وسوسه، مصداق «زیاده» بوده و درنتیجه مبطل است.
-
-
نتیجهگیری از استدلال دوم: بنابراین استدلال دوم، طبق هر سه مبنا تمام بوده ؛ ذکر خدا ناشی از وسوسه یا قرائت قرآن ناشی از وسوسه، اگر عمدی باشد (یعنی شخص وسواسی توجه دارد که امر ندارد)، مبطل است. اما در فتوا، احتیاط واجب میکنیم.
منبع
مطالب فوق، برگرفته از درس خارج استاد شهیدی است: جلسه۶۰(شنبه۲۴آذر۱۴۰۳) و جلسه۶۱(دوشنبه۲۶آذر۱۴۰۳) و جلسه۶۲(سهشنبه۲۷آذر۱۴۰۳)
پینوشتها
لذا در آش اگر شلغم یا سیب بریزید، صدق میکند «زاد فی الآش»؛ چون مسانخت عرفی دارد، برخلاف این که مثلاً سنگ در آش بریزید یا در حین آشپختن ذکر بگویید. همچنین اگر کسی در اثناء طواف، دعا بخواند به قصد این که «این دعا هم جزء طواف است»، عرفاً نمیگویند: «زاد فی طوافه». ↩︎
یعنی مسمّای «صلات» بر آن قابل تطبیق باشد. ↩︎
لذا اگر کسی بعد از شوط هفتم، شوط هشتمی به جا بیاورد به قصد هدیه به پدر و مادرش، صدق نمیکند: «زاد فی طوافه». کذلک کسی که نماز فریضه را استپ میکند، نماز آیات میخواند، سپس فریضه را ادامه میدهد. ↩︎