موسی بن اسماعیل در سند کتاب جعفریات واقع شده است. از این رو آقای سید محمد رضا سیستانی در جلد دوم کتاب «قبسات من علم الرجال» در ذیل بحث از کتاب جعفریات از وثاقت این راوی بحث کرده است. عبارات ایشان را مرور مینماییم. ایشان بیان کرده است: موسی بن اسماعیل توثیق صریحی ندارد و ممدوح هم نیست. آقای سیستانی در ادامه، وجوهی که ممکن است برای اثبات وثاقت یا مدح موسی بن اسماعیل ادّعا شود را ذکر مینماید.
وجه اول: ذکر موسی بن اسماعیل در کامل الزیارات
آیت الله خویی به جهت کتاب کامل الزیارات ابتدا قائل به وثاقت این راوی بوده، ولی از این مبنی رجوع نموده، و به وثاقت مشایخ مستقیم این کتاب قائل شده است. آقای سید محمد رضا سیستانی بیان کردهاند: حتی وثاقت مشایخ مستقیم نیز از عبارت مقدمه کامل الزیارات استفاده نمیشود. تحلیل و بیان ایشان در مورد عبارت مقدمه کامل الزیارات صحیح نیست، و مناقشات آن در جای خودش ذکر شده است. عبارت کامل الزیارات به نظر ما مبهم است؛ چرا که عبارت مقدمه این کتاب ناظر به مطلبی است که حتی وثاقت مشایخ مستقیم نیز از آن استفاده نمیشود. آیت الله والد آن عبارت را به مشایخ مستقیم معنی کردهاند.
وجه دوم: دلالت عبارت سید بن طاوس بر وثاقت موسی بن اسماعیل
آقای سیستانی بیان کرده است: حاجی نوری از عبارتی از سید بن طاوس، اعتبار موسی بن اسماعیل را ثابت کرده است. سید بن طاوس در کتاب اقبال الأعمال عبارت زیر را در مورد کتاب جعفریات بیان کرده است:
«رَأَيْتُ وَ رُوِّيتُ فِي كِتَابِ الْجَعْفَرِيَّاتِ وَ هِيَ أَلْفُ حَدِيثٍ بِإِسْنَادٍ وَاحِدٍ عَظِيمِ الشَّأْنِ إِلَى مَوْلَانَا مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع عَنْ مَوْلَانَا جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَوْلَانَا مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مَوْلَانَا عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مَوْلَانَا الْحُسَيْنِ عَنْ مَوْلَانَا عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ص …».
ظاهر عبارت آن است که تعبیر «عظیم الشأن» به عنوان مدحی در وصف راویان سند بیان شده، نه أئمّهای که نامشان در این عبارت آمده است؛ بنابراین تعبیر مزبور بر مدح موسی بن اسماعیل و پدرش دلالت دارد. آقای سیستانی بیان کردهاند: هرچند ظاهر سیاق عبارت، مدح است ولی بعید است که تعبیر «عظیم الشان» در مورد این افراد به کار رود. این تعبیر مخصوص برخی افراد خاص و برجسته است، نه اشخاصی مثل موسی بن اسماعیل و پدرش که نامشان چندان مطرح نیست، و در هیچ منبعی وارد نشده است. این امر قرینه بر آن است که تعبیر «عظیم الشأن» در حقّ أئمّه به کار رفته است.
بهنظر ما بر فرض آنکه سید بن طاووس در مقام مدح باشد، این مدح قابل پذیرش نیست؛ چرا که نام موسی بن قاسم در هیچیک از منابع رجالی ذکر نشده، و شرح حال و ترجمهای از وی در دسترس نیست. حتی خود سید طاوس هم در دیگر کتب خود نامی از آن نبرده؛ بلکه تنها در سند کتاب جعفریات از او یاد کرده است. اینکه بیان شود سید بن طاوس به منبعی دسترسی داشته که آن منبع به هیچشخص دیگری نرسیده، بسیار بعید است؛ بهخصوص آنکه خود سید بن طاوس هم از این راوی در هیچ موضع دیگری نقل روایت نکرده.
ممکن است سید بن طاوس به جهت آنکه موسی بن اسماعیل، کتاب جعفریات را نقل کرده، تعبیر «عظیم الشأن» را در مورد او به کار برده باشد. یعنی سید بن طاوس استنباط نموده که شخصی که چنین کتابی را نقل کرده، شخصیت عظیم الشأنی است. بنابراین به نظر میرسد سخن سید بن طاوس اجتهادی است. مدح استنباطی و اجتهادی، اعتبار تعبّدی ندارد.
وجه سوم: تشریفاتی بودن سند کتاب و عدم نیاز به اثبات وثاقت موسی بن اسماعیل
ممکن است بیان شود که ذکر موسی بن اسماعیل در سند، تشریفاتی است؛ بنابراین عدم اثبات وثاقت وی، ضرری به اعتبار کتاب وارد نمیکند. این وجه نیز صحیح نیست. اینکه موسی بن اسماعیل در سند نقش تشریفاتی داشته باشد، معلوم نیست. بنابراین از این راه هم نمیتوان اعتبار روایت را ثابت کرد. این سخن آقای سیستانی صحیح است.
وجه چهارم: قرینیّت عبارتی از ابن غضائری بر اعتبار موسی بن اسماعیل
آقای سیستانی در ادامه بیان کرده: ابن غضائری در ترجمه سهل بن احمد دیباجی آورده است:
«و لا بأس بما رواه من الأشعثيّات».
اشعثیّات همان کتاب جعفریات است. این کتاب به اشعثیّات نامیده شده چرا که محمد بن محمد بن اشعث آن را از موسی بن اسماعیل از پدرش نقل کرده است. سهل بن احمد دیباجی این کتاب را از محمد بن اشعث نقل کرده است. ابن غضائری، روایت دیباجی را معتبر دانسته است. اعتبار روایت دیباجی به طور ضمنی بر اعتبار سندی که دیباجی از آن سند نقل کرده دلالت دارد.
عبارت آقای سید محمد رضا سیستانی در این مورد به شرح زیر است:
«الأشعثیّات هی الجعفریّات سمّیت بها لأنّ محمّد بن محمّد بن الأشعث رواها عن موسی بن إسماعیل عن أبیه عن الإمام موسی بن جعفر علیه السلام و سهل الدیباجی رواها عن محمّد بن الأشعث و اعتبار روایة الدیباجی لها یفید ضمناً اعتبار السند الذی رواها به، فتأمّل».
گویا تعبیر «فتامل» در پایان سخن آقای سیستانی اشاره به آن دارد که سخن ابن غضائری ناظر به اثبات اعتبار کتاب نیست. بلکه سخن وی بیانگر آن است که کتاب جعفریات از جهت سهل دیباجی اشکال ندارد؛ چرا که خود سهل دیباجی در سند آن، جنبه تشریفاتی دارد. کتاب اشعثیّات را افراد مختلفی از محمد بن اشعث نقل کردهاند. روایتی که سهل دیباجی نقل نموده از ناحیه خصوص سهل اشکالی ندارد.
سهل دیباجی در برخی موارد وقوعش در سند جنبه تشریفاتی دارد. دراین موارد، وجود سهل دیباجی در سند مضر نیست؛ نه آنکه هر روایتی که سهل دیباجی نقل کند به طور مطلق معتبر است. یعنی سند تنها از ناحیه سهل دیباجی معتبر است، و تضعیف نمیشود. همانطور که کتب معروفه از ناحیه وقوع احمد بن هلال در سندش مشکل ندارد.
نتیجه آنکه هیچیک از وجوه ذکر شده برای اثبات وثاقت موسی بن اسماعیل قابل پذیرش نیست.
درس خارج فقه استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۲۴ آذر ۱۴۰۳
قبسات، ج۲، ص۱۶۰
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج1، ص: 28
الرجال (لابن الغضائري)، ص: 67
قبسات، ج۲، ص۱۶۱.