وجوب نفسی تعلم احکام شریعت و مناقشه در وجوب طریقی آن در مساله تعلم ذکر تشهد

مساله ضرورت تعلم، در چند جا از مسائل صلاة تکرار شده است. در اینجا نیز مطرح است. ظاهر کلمات مشهور و مرحوم سید در اینجا و در چند مورد مثل باب اجتهاد و تقلید آن است که تعلم یک واجب شرعی است. دلیل آن روایات کثیره‌ای است که به تعلم فرمان می‌دهد. ظاهر کلام مرحوم سید در اینجا آن است که تعلم واجب است فارغ از اینکه تلقین ممکن است یا نه، و اگر تعلم نکرده، به تلقین اشاره می‌کند.

مرحوم خوئی فرموده اتیان واجبات، ضرورت دارد ولی برای اتیان، تعلم آنها بما هو تعلم واجب نفسی نیست بلکه تعلم یک وجوب طریقی است و مکلف می‌تواند مثلا حمد و سوره را با تلقین اداء کند. دلیل ایشان به روایت هلاتعلمت استدلال می‌کند که دلالت دارد تعلم، یک وجوب تهیئی است. لازمه وجوب طریقی آن است که مکلف بتواند با تلقین و امثال ذلک، واجبش را اتیان کند.

اما به نظر می‌رسد بعید نیست که تعلم، وجوب نفسی داشته باشد نه طریقی. حتی روایتی که مورد استدلال قرار گرفته، نفی وجوب نفسی نمی‌کند. نمی‌توان ظاهر آن همه روایات که تعلم را فی الجملة در احکام ضروری و واجب می‌داند، بر طریقی حمل کنیم. تعلم دارای مصلحت و ملاک است و نزد شارع محبوب است که تعلم کند نه اینکه چون می‌خواهد امتثال کند، پس تعلم واجب است. کما اینکه تفقه واجب است، کذلک تعلم احکام از فقیه نیز واجب است. ظاهرا در ابتدای رساله عملیه نیز چنین درج شده که واجب است انسان احکام مبتلی به را تعلم کند و مساعد اعتبار نیز همین است که همه جا نمی‌توان تلقین کرد و تعلم یکی از واجبات نفسیه در شریعت است.