نقل صدوق از سعد بن عبدالله با وسائط متعدّد
درس خارج فقه استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۵ خرداد ۱۴۰۳
مرحوم شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» روایتی با سند زیر نقل کرده است.
«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمٍ النَّوْفَلِيُّ الْمَعْرُوفُ بِالْكِرْمَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى الْوَشَّاءُ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ طَاهِرٍ الْقُمِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَحْرِ بْنِ سَهْلٍ الشَّيْبَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَسْرُورٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّيِّ قَالَ…».
صاحب قاموس الرجال به این نقل اشکال نموده است که سعد بن عبدالله، استادِ مشایخ صدوق است، و تنها با یک واسطه که پدر او یا ابن ولید است از سعد بن عبدالله نقل حدیث مینماید. چگونه ممکن است چندین واسطه بین صدوق و سعد بن عبدالله واقع شود. ایشان وجود وسائط متعدّد را قرینه بر مجعول بودن قرار داده است.
پاسخ آیت الله صافی و آیت الله والد به اشکال مرحوم تستری
آیت الله صافی در کتاب «النقود اللطیفه علی الأخبار الدخیلة» بیان کرده است که وجود چند واسطه اشکالی ندارد. اینکه همیشه با یک واسطه نقل شده دلیل بر آن نیست که نقل با چند واسطه اشکال داشته باشد.
آیت الله والد بیان کردهاند که بیان آیت الله صافی چندان رجالی نیست و کلام صاحب قاموس الرجال متین است. برای ردّ سخن مرحوم تستری باید بیانی فنّی ارائه نمود. پاسخ آن است که اگر ثابت شود مرحوم صدوق این روایت را از کتاب سعد بن عبداللّه اخذ نموده، اشکال وارد است؛ چرا که مرحوم شیخ صدوق، کتاب سعد بن عبدالله را از طریق پدرش و یا از طریق ابن ولید نقل مینماید، و این امر با بُعد اسناد تناسب ندارد. تلاش کردن برای تبدیل سند بعید به سند قریب که از آن به قرب الإسناد تعبیر میشود، امری نیکو است، ولی تبدیل سند قریب به سند بعید وجهی ندارد، و بسیار مستبعد و خلاف متعارف است.
این استبعاد در صورتی است که ثابت شود روایت مزبور از کتاب سعد بن عبدالله اخذ شده باشد. ولی ممکن است نقل شیخ صدوق از سعد بن عبدالله با واسطه نقلهای شفاهی باشد. نقل شفاهی افراد معاصر از همدیگر امری بسیار رایج است. البته صاحب قاموس الرجال اشکالات دیگری به این سند دارد که رواتش مجاهیل هستند. آن اشکال ممکن است صحیح باشد، ولی اشکال تعدّد واسطه صحیح بهنظر نمیرسد.
تفاوت نقل شفاهی با نقل از کتاب
اگر سند از نواحی دیگر بدون اشکال باشد، نقل با واسطه نمیتواند خدشهای به صحّت آن ایجاد نماید. تشخیص آنکه یک نقل به صورت شفاهی رخ داده یا آنکه از روی کتاب نقل شده امر بسیار مهمّی است.
به طور متعارف در اوائل اسناد نقلها از کتاب رخ میدهد. بهعنوان مثال، در نوع موارد در اسناد صدوق، یک یا دو نفر اول جنبه تشریفاتی دارند. در مورد شیخ طوسی بیشتر است. یعنی مثلا دو یا سه نفر ابتدای اسناد شیخ طوسی جنبه تشریفاتی دارد. روش بحثی که مربوط به ابتدای اسناد است با روش بحث مربوط به اواخر اسناد متفاوت است. در اواخر اسناد نقلها یا شفاهی است و یا اگر کتبی باشد، از کتاب مدوّنی نقل نشده است. یعنی ممکن است برخی نقلها از یادداشتهای یک راوی باشد. فرض کنید ابن فضّال به مروان بن مسلم مراجعه نموده و یادداشتهایی که مروان از استادش داشته و در دفترچهای یادداشت نموده به ابن فضّال داده است و ابن فضّال از یادداشتهای مروان بن مسلم روایت نموده باشد. نقل از کتاب لزوما نقل از کتاب مدوّن نیست. اینکه ذکر شد که نقل از کتاب با نقل شفاهی متفاوت است، مراد از نقل از کتاب، نقل از یک کتاب مدوّن است؛ نه هرگونه نقلی.
كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 454، رقم۲۱.