مرحوم سردار کابلی (اعلی الله مقامه) در تعیین اوزان شرعی با مشکل مواجه میشوند. ایشان بیان کردهاند که به دلیل این مشکل، به ائمه متوسل شدهاند. پس از توسل، به سکهای دست مییابند که بر اساس اندازهگیریهای آن، محاسبات دقیق تا چند رقم اعشار انجام دادهاند. اما چند اشکال به کلام و روش ایشان وارد است.
اشکال اول: اتکا بر یک سکه و نادیده گرفتن سایش و تنوع اوزان
ایشان تمامی محاسبات را مبتنی بر تنها یک سکه انجام داده است. این در حالی است که سکه از جنس نقره است و نقره دارای سایش است. احتمالاً ممکن است نقره با هوا ترکیب شده و برخی مواد به آن اضافه شود. دقتی که ایشان انجام داده و تا چند رقم اعشار پیش رفته، ممکن است ناشی از همین امر باشد.
تنوع اوزان سکههای تاریخی
سکههایی که امروزه در موزهها نگهداری میشوند، دارای اوزان متفاوتی هستند. آنطور نیست که تمامی سکهها دارای یک اندازه دقیق ثابت باشند. در کتاب «العقد المنیر فی ما یتعلق بالدراهم و الدنانیر» از آقای سید موسی مازندرانی، اوزان سکهها بیان شده است. اوزانی که ذکر شده، مختلف است. برخی از دراهم که وزنش فاصله زیادی دارند، درهمهای متعارف نبودهاند، ولی همان مواردی که متعارف بوده، اوزان آنها مختلف است.
تفاوت مثقال شرعی و مثقال صیرفی: تاریخچه و نقد
نکته قابل توجه آنکه در تبدیل اوزان قدیمی به اوزان کنونی، دو اصطلاح را باید مد نظر قرار داد: یکی مثقال شرعی یا دینار، و دیگری مثقال صیرفی. مثقال صیرفی همان مثقال رایج امروزی است که مقدار آن ۴.۶ گرم است. اما اینکه مثقال شرعی چقدر است، باید مورد بررسی قرار گیرد؛ یعنی باید مشخص کرد دینارهایی که در زمان گذشته در زمان شارع رایج بوده، وزنش چقدر است.
شیخ بهایی و تعیین مقدار مثقال شرعی
اولین کسی که مقدار دینار و مثقال شرعی را تعیین کرده، شیخ بهایی است. شیخ بهایی، مثقال شرعی را سه چهارم مثقال صیرفی دانسته است. ایشان کتابی در مورد آب کُر تألیف کرده و این اندازه را بیان کرده است. بر این اساس، مثقال صیرفی ۲۴ نخودی و مثقال شرعی ۱۸ نخودی است. ایشان استدلالی بر این امر اقامه نکرده و بیان نفرموده است که این محاسبه را از کجا به دست آورده است.
نقد نظریه شیخ بهایی
بهنظر میرسد این محاسبه بر اساس مطلبی است که ملا محمد تقی مجلسی در لوامع صاحبقرانی بدان تصریح کرده است. ایشان بیان کرده که اشرفی همان دینار کهن است که تغییر نکرده و وزنش سه چهارم مثقال صیرفی است.
این سخن صحیح نیست. دینارهایی که از زمان قدیم موجود است، وزن تمامی آنها -مگر موارد بسیار نادر- از سه چهارم بیشتر است.
اشکال دوم: اشتراک لفظی درهم و دینار (وزن و سکه)
مطلب مهمتر مطلبی است که هم در کلمات علما مورد توجه قرار نگرفته و هم در کلام سردار کابلی از آن غفلت شده است: درهم و دینار بین یک وزن مشخص و بین سکه، مشترک لفظی هستند. با تعیین وزن یک سکه نمیتوان به طور دقیق اندازه درهم و دینار را بیان کرد.
ما اولین بار این مطلب را از والتر هینتس در کتاب «اوزان و مقدارها در اسلام» مشاهده کردیم که تذکر داده بود. ما شواهد این سخن را از روایات بهدست آوردیم. یکی از مشکلات کتاب والتر هینتس آن است که روش کار و مسیر محاسبه را تبیین نکرده؛ بلکه تنها نتیجه را ذکر کرده است. ایشان بیان کرده که درهمی که واحد وزن است، سنگینتر از درهمی است که سکه است.
این بحث در جلسه آینده دنبال خواهد شد. ![]()
بر اساس جلسه مورخ یکم بهمن ۱۴۰۳