نقد دیدگاه آیت‌الله زنجانی درباره عدم ابتلا به اکل مأکولات غیرمتعارف | بررسی مصادیق «عدم ابتلا»

یکی از ادله‌ی مبطلیت مأکولات و مشروبات غیر متعارف، اجماع است.

:light_bulb: نقد دیدگاه آیت‌الله زنجانی در مورد عدم ابتلا به اکل مأکولات غیر متعارف

آیت‌الله زنجانی در رد این اجماع، نکاتی را مطرح کرده‌اند. یکی از این نکات این است که اکل و شرب مأکولات و مشروبات غیر متعارف، مانند اکل خاک، از فروض نادر است و از مسائل مبتلابه‌ای نیست که سکوت ائمه (علیهم السلام) و اجماع مجمعین کاشف از امضای حکم مجمع علیه باشد.

:pushpin: عدم تمامیت کلام مذکور و گستردگی ابتلاء

این کلام تمام نیست و می‌توان ثابت کرد که این مسئله از مسائل مبتلابه است؛ زیرا بسیاری از خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها وجود دارند که مردم به آن‌ها میل دارند اما از نظر شرعی ممنوع هستند و در مناطقی که رعایت نمی‌کنند، مورد مصرف قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، در حال حاضر عده‌ای خرچنگ و هشت‌پا می‌خورند، با وجود اینکه مصرف آن‌ها ممنوع است.

چه کسی می‌تواند ادعا کند که هر آنچه ممنوع است، مبتلابه نیست؟ امروزه بسیاری از افراد این غذاها -مانند هشت‌پا و خرچنگ- را مصرف می‌کنند و حتی برای آن هزینه‌های گزافی می‌پردازند. در برخی رستوران‌های خارج از کشور، این خوراکی‌ها با قیمت‌های بسیار بالا به فروش می‌رسند. ممکن است مردم به‌خاطر ممنوع بودن نخورند، ولی این معنایش عدم الابتلاء نیست. همان‌طور که عدم شرب خمر توسط افراد، به معنای عدم ابتلاء به آن نیست.

انواع عدم ابتلا

دو نوع عدم ابتلاء وجود دارد:

  1. عدم ابتلاء برای احکامی که مترتب بر وقوع هستند: مانند قضا و کفارات. در این موارد، نفس وقوع یک عمل اهمیت دارد و در صورت عدم وقوع، اثبات حکم برای فرد نادر خواهد بود، مانند حد. اجرای حد مترتب بر وقوع عمل است؛ اگر در جامعه‌ای کاری که موجب حد می‌شود، انجام نشود، این حکم برای یک امر نادر خواهد بود.

  2. ابتلاء نسبت به ممنوعیت‌ها: در مورد ممنوعیت‌ها، ابتلاء به این معناست که موضوع در دسترس باشد و فرد بتواند آن را مرتکب شود، اما از ارتکاب آن خودداری کند. این خود به معنای ابتلاء است. اگر شرب خمر حرام است، به این معنا نیست که باید به وفور اتفاق بیفتد تا مبتلابه باشد. همین که در معرض دید و شنید مردم قرار دارد و در ابتلاء آن‌هاست که می‌توانند آن را بخورند و بیاشامند، این خود ابتلاء محسوب می‌شود. در مورد محرمات و واجبات، ابتلاء همین است، نه اینکه حتماً باید واقع شود تا صدق ابتلاء کند. بنابراین، دلیلی ندارد که مأکولات و مشروبات غیر متعارف، مبتلابه نباشند.

برای مثال، فرض کنید گوشت حَمِیر مکروه است. مردم آن را نمی‌خورند، اما این به معنای عدم ابتلاء نیست، بلکه مبتلابه است. یعنی در اطراف مردم وجود دارد و آن‌ها می‌توانند بخورند یا نخورند. اینکه در خارج، یک عمل حرام یا مکروه واقع نمی‌شود، به معنای عدم ابتلاء نیست.

لذا، اصل ادعای عدم الابتلاء سخن درستی نیست.