نقد اول: ابهام در اصطلاح «امامی» و استناد تاریخی
بررسی دوگانگی مفهومی
محدث نوری با استناد به کاربرد واژه «امامی» برای قاضی نعمان توسط ابن خلّکان، آن را دلیل بر اثناعشری بودن وی دانسته است. این استدلال با توجه به تعدد مصادیق اصطلاحی با چالش مواجه است:
۱. تعریف موسع (الأعم)
سید مرتضی در الفصول المختارة (ج۱، ص۲۹۶) امامیه را به معنای عام تعریف میکند:
«الإمامية هم القائلون بوجوب الإمامة و العصمة و وجوب النص… فكل من جمعها فهو إمامي»
این تعریف شامل اسماعیلیان نیز میشود که به سه اصل امامت، نص و عصمت معتقدند، اما تعداد ائمه را محدود به دوازده نفر نمیدانند.
۲. تعریف مضیق (الأخص)
شیخ مفید در أوائل المقالات (ج۱، ص۳۸) اصطلاح را به شیعه اثناعشری اختصاص میدهد:
«فهو علم على من دان بوجوب الإمامة… ثم حصر الإمامة في ولد الحسين بن علي - عليهما السلام - وساقها إلى الرضا علي بن موسى»
تحلیل استدلال
با توجه به این ابهام اصطلاحی، استناد به عبارت ابن خلّکان بدون قرینه اضافی فاقد قطعیت است. تنها در صورتی این استدلال کامل میشود که ثابت شود اصطلاح «امامی» در عرف تاریخی ابن خلّکان، اختصاص به اثناعشری داشته است.
معارض تاریخی
ابن شهرآشوب مازندرانی صراحتاً قاضی نعمان را امامی نمیداند:
«ابن فياض القاضي النعمان بن محمد ليس بإمامي» (معالم العلماء، ج۱، ص۱۲۶)
نقد دوم: تحلیل روایات دعائم الإسلام و مسئله تقیه
ادعای اصلی محدث نوری
محدث نوری معتقد است قاضی نعمان در کتاب دعائم الإسلام با استفاده از تقیه، روایاتی را که در منابع امامی از امام رضا و جواد(ع) نقل شده، به صورت «أبو جعفر» و «أبو الحسن» ذکر کرده تا هویت راوی اصلی مبهم بماند.
موارد استشهاد
۱. روایت ابن ابی عمیر در کتاب الوصایا (مستدرک الوسائل، ج۱۹، ص۱۳۲)
۲. روایت حذیفة بن منصور در کتاب المیراث (همان، ص۱۳۳)
۳. روایت علی بن مهزیار در کتاب الوقوف (همان، ص۱۳۳)
نقدهای وارده بر این استدلال
پاسخ آیتالله خوئی
ایشان در معجم رجال الحدیث (ج۲۰، ص۱۸۵) احتمال داده که «ابن ابی عمیر» مذکور در روایت، میتواند از اصحاب امام صادق(ع) باشد، نه معاصر امام جواد(ع).
نقد این پاسخ:
با توجه به شهرت محمد بن ابی عمیر زیاد و کثرت استعمال این نام برای راوی معاصر امام رضا و جواد(ع)، این احتمال ضعیف است. افزون بر این، اگر مقصود امام صادق(ع) بود، میبایست با عنوان «جعفر بن محمد» ذکر میشد.
پاسخ آقای مروی
۱. در نسخ موجود دعائم الإسلام، روایت اول از حکم بن عیینه نقل شده، نه ابن ابی عمیر.
۲. روایت دوم در برخی نسخ موجود نیست.
۳. روایت سوم ممکن است ناشی از اشتباه قاضی نعمان در انتساب روایت باشد.
نقد این پاسخ:
با توجه به تعدد نسخ خطی دعائم الإسلام، نمیتوان به نسخهای خاص استناد قطعی کرد. همچنین ابن ابی عمیر از حکم بن عیینه روایت نقل نکرده است.
معارضات جدی از سایر آثار قاضی نعمان
تعارض در مسئله مهدویت
در کتاب شرح الأخبار (ج۳، ص۳۸۰) قاضی نعمان مهدی فاطمی را همان مهدی موعود میداند:
«وکذلک کان المهدی لما قام بالامامه، وسلمها إلیه إمام الزمان الذی کان فی عصره…»
این دیدگاه با عقیده شیعه اثناعشری درباره امام دوازدهم(عج) در تضاد کامل است.
رویکرد توصیفی نسبت به اثناعشریه
در کتاب افتتاح الدعوة (ص۳-۴) وی با ذکر عقیده امامیه اثناعشری درباره غیبت، آن را به گونهای نقل میکند که نشان میدهد خود بدان معتقد نیست:
«…فادوه ذلک و تولوه و لم یروه و زعموا انه تغیب عنهم ثم بطل ذلک فی ایدهم»
نتیجهگیری نهایی
۱. استدلال اول (اصطلاح امامی) به دلیل ابهام مفهومی و وجود معارض صریح (قول ابن شهرآشوب) ناتمام است.
۲. استدلال دوم (روایات دعائم الإسلام) با توجه به اختلاف نسخ و احتمالات متعدد در انتساب، قطعیت لازم را ندارد.
۳. تصریحات قاضی نعمان در کتب دیگر درباره مهدویت فاطمی و نگاه توصیفی-انتقادی به عقیده اثناعشری، گواه بر عدم انتساب او به این مذهب است.
جمعبندی: ادعای محدث نوری مبنی بر اثناعشری بودن قاضی نعمان با چالشهای جدی متنی و تاریخی مواجه بوده و قراین موجود، بیشتر بر تعلق وی به مذهب اسماعیلی فاطمی دلالت دارند.
بر اساس جلسه ۶۲
۲ دی ماه ۱۴۰۴