آیتالله بروجردی یکی از فقهای متبحر در این علم بود.
یکی از محققین در این زمینه میگوید:
از نظر مرحوم بروجردی، فتوا دادن طبق مضمون مثلاً تنها یک روایت صحیح، نشانه نداشتن تتبع کافی در کتابها و عدم تضلع در مقابله کتابها و نسخههاست.
تفاوت نسخه، هم در متن و هم در سند روایات، مشکلات جدی ایجاد میکند و بایستی به طور اساسی مورد بررسی و معالجه قرار گیرد.
ازجمله تلاشهای مرحوم بروجردی برای تحقیق سند و متن حدیث، تحقیق نسخههاست.
وی در موارد زیادی در کتبی که تحت تحقیق وی - برای مثال ترتیب اسانید - بودند، به وجود اختلاف نسخه توجه میکند و با مقابله میان نسخهها و مقابله میان آنچه به نظرش صواب میرسد، در معالجه میکوشد.
وی اختلافات را در حاشیه تذکر میدهد. گاهی نیز خواننده را به پژوهش و تحقیق دعوت میکند.
روش وی در مقابله نسخهها، این گونه است که به نسخه ممتازی که به مصحح بودن آن تصریح میکند، ملتزم میشود.
آن گاه آنچه از تصحیف و خطا در آن آورده شده، نقل میکند. سپس وجوه تعدیل و تصویب را ذکر میکند.
وی منقولات را به دو جهت تغییر نمیدهد:۱. حفظ بر امانت نقل؛ ۲. اینکه مجال برای اعمال نظر آیندگان گشوده باشد.
در کتاب تهذیب از کتاب علی بن جعفر یک روایت صحیحه در باب »ولوغ خنزیر« وارد شده است که ظرف باید هفتبار شسته شود.
کتاب علی بن جعفر از کتابهای مشهور بین اصحاب بوده و نسخههای گوناگونی از این کتاب بین اصحاب حدیث وجود داشته است؛
جناب کلینی و شیخ صدوق این کتاب را داشتهاند و هیچ کدام قبل از شیخ طوسی در مجامع روایی خویش این روایت را نیاوردهاند.
با تحقیق در کتب فقهی اصحابِ قبل از شیخ طوسی، روشن شد که فتوایی مبتنی بر این روایت در کتب اصحاب موجود نیست و روایتی هم از علی بن جعفر نقل نشده است که احتمال بدهیم این روایت در یک نسخه موجود بوده و در نسخه دیگر نیامده؛
شیخ طوسی هم در هیچیک از کتب فقهیاش به این روایت فتوا نداده است، بلکه در کتاب خلاف، خوک را در سهبار شستن ظرف به سگ ملحق کرده است، اما در کتاب تهذیب این روایت را آورده است که ظرف باید هفتبار شسته شود منتهی المطلب، ج۳، ص۳۴۱.
این عدم فتوا تا زمان محقق حلی استمرار پیدا کرده است؛ وی این روایت را آورده است اما مسکوت گذاشته و به آن فتوا نداده است.
علامه درباره این روایت، که به نظرش صحیح بوده، به وجوب هفتبار شستن فتوا داده است.
رجال شیخ طوسی، ص۱۳۳، رقم ۵۵/۱۳۷۶
نکته قابل تأمل این است که به رغم وجود یک مسئله تعبدی الزامی در یک کتاب مشهور که ۱۳۰ سال قبل از شیخ طوسی در اختیار جناب کلینی و شیخ صدوق بوده، چرا اصحاب آن را در کتب روایی نیاوردهاند و در کتب فقهی هم بدان فتوا ندادهاند و خود شیخ هم در کتب فقهیاش بدان فتوا نداده است و تنها علامه برای اولینبار در شیعه رسماً فتوا داده است.
این شواهد نشان میدهد که در این خبر مشکلی وجود داشته است و به احتمال قوی در نسخه کتاب علی بن جعفری که در دست شیخ بوده، مطلب اشتباه نوشته شده و در تهذیب نیز اشتباه نقل شده است، یا شیخ طوسی در نوشتن تهذیب اشتباه کرده است؛ چراکه نمیشود در یک مسئلهای که حکم الله باشد، خودشان هم فتوا ندهند.
جرعهای از دریا، آثار عربی، المنهج الصحیح فی تحقیق الکافی، ص۲۵۴ - ۲۵۵.
۱. گاهی اوقات از فرق نوشتن اسم »محمد بن علی بن الحنفیة« به این صورت، و فرق نوشتن به صورت »محمد بن علی ابن الحنفیة« (منظور با الف است) غفلت شده، در حالیکه »ابن الحنفیه« در عنوان دوم، وصف علی نیست بلکه وصف محمد است، و از آنجا که »الحنفیة« اسم مادر علی علیهالسلام نیست بلکه وصف مادر محمد است، صحیح این است که »محمد بن علی ابن الحنفیة« نوشته شود. با این مثال، اهمیت آوردن اختلافات در مواردی که هردو عبارت در نُسَخ خطی وارد شده، روشن میشود.
۲. در باب اصحاب امام صادق علیهالسلام از کتاب رجال شیخ طوسی این عبارت را میخوانیم:»الحجاج بن ارطاة النخعی الکوفی مات بالری فی زمن ابی جعفر«.
این عبارت را شیخ بزرگوار مامقانی درتنقیح المقال، مامقانی، ج ۱۸، ص۱۱ نقل کرده است، در حالیکه به ابیجعفر عبارت »علیه السلام« را افزوده است؛ لذا در قاموس الرجال، ج ۳، ص ۱۱۰ به این نقل قول چنین اعتراض شده:» در رجال شیخ طوسی رمز علیه السلام نیامده و چگونه میشود بیاید در حالیکه منظور از ابیجعفر، منصور است، نه امام باقر علیه السلام… «.
بنابراین در نظر ابتدایی گاهی تصور میشود که اختلاف نُسَخ در نقل تحیات اهمیتی ندارد، ولی با نظر دقیق اهمیت نقل معلوم میگردد الخ.
۳. فقها و محدثین به نقل اختلاف نُسَخ اهتمام داشتهاند، تا جایی که به ذکر اختلاف نُسَخ حدیث در حد »و« و »ف« پرداختهاند؛ (برای مثال به این منابع رجوع کنید: روضة المتقین، ج۳، ص ۲۷۷ . روضة المتقین، ج ۴، ص ۵۴۶ . مرآة العقول، ج ۴، ص ۲۸۵. الرسائل الاحمدیة، ج ۱، ص ۱۸۷
بلکه گاهی اوقات اهمیت این اختلاف در نسخ کتب فقهی مورد توجه قرار گرفته است جامع المقاصد، ج ۴، ص ۵۵. جامع المقاصد، ج ۱۱، ص ۱۳۰. مسالک الافهام، ج۵، ص۲۴۶. جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۳۲.
از ثمرات مترتب بر این اختلاف در متن حدیث، این است که لفظ حدیث هنگامی که با »ف« باشد، گاهی میتوان حکم عامی را از تعلیل استفاده کرد، و اگر »ف« به »و« تغییر پیدا کند، چیزی که بر این تعلیل دلالت کند باقی نمیماند.
۴. از مشکلات نقل بعضی جوامع حدیثی، عدم اشاره به نسخ و مصادر حدیث است؛ لذا در وسائل الشیعه غالباً اختلافات کتب اربعه تذکر داده نمیشود، چه برسد به بقیه کتب، و در جامع احادیث شیعه، تنها اختلافات کتب اربعه در نقل روایت ذکر میشود، نه مصادر دیگر، در نتیجه اعتماد به این جوامع در نقل روایت و عدم رجوع به مصدر اصلی، گاهی باعث به دست آوردن نتیجه غلطی میشود؛ مثلاً در صحیحه ثانیه زراره آمده است:»قلت:فهل علی ان شککت فی انه اصابه شیء انظر فیه؟ قال:لا… «. گاهی از این فقره عدم لزوم فحص - حتی فحص کوتاه - در شبهات موضوعیه استنتاج شده، گرچه این استنتاج - بنا بر فرض صحت - مبنی بر این نسخه است، در حالیکه این روایت در علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۱. نیز وارد شده و در آن بعد از عبارت »انظر فیه«، گفتار »فاقلبه« اضافه شده و استنتاج گذشته بنا بر این نقل صحیح نیست، همچنان که روشن است. (مراجعه کنید به:وسائل الشیعه، ج ۳، باب ۳۷ از ابواب نجاسات، ص ۴۶، ح ۴۱۹۲. جامع احادیث شیعه ، ج ۲، باب ۲۳ از ابواب نجاسات، ص ۱۶۵، ح۱۵۸۸
از آنچه گذشت روشن میشود که بررسی نسخه و کار نسخهشناسی چه اثری میتواند در استنباط و ارائه نظر فقهی داشته باشد؛ لذا لزوم اهتمام هرچه بیشتر به این علم و کنکاش و جستوجو در نسخههای مختلف کتب حدیثی و فقهی معلوم میشود.
تقدیر از آیت الله استادی به عنوان یکی از فعالان حوزهی فهرست نویسی
در دوازدهمین آئین بزرگداشت نسخ خطی در 28 آبان ماه 1391 از آیت الله استادی مقدم به عنوان یکی از شخصیتهای علمی و فهرست نویسان مشهور نسخ خطی که بالغ بر 12 هزار نسخ خطی بیش از 20 کتابخانه را فهرست کرده است، تقدیر شد. آیت الله استادی هم چنین صدها کتاب و رساله را در حوزه نسخ خطی تصحیح کرده است و از مصححان مشهور این حوزه به شمار میرود.
طریق شیخ به کتاب علی بن جعفر معلوم است.
درباره ولوغ خنزير و روايت علي بن جعفر أقاي سيستاني نظری دارند که جالب است. ایشان می گویند اگر به این حدیث فتوا نداده اند به خاطر حدیث دیگری است که می گوید لا شئ انجس من الکلب به خاطر همین قدما فکر می کردند چون کلب سه بار است پس خنزیر هم سه بار است و این امر اجتهادی است(ایشان به هفت بار معتقدند)