ادله سید مرتضی بر طهارت اجزای ما لا تحله الحیاة سگ و خوک
سید مرتضی (ره) فرمودند سگ نجس است، اما اجزای آن که «ما لا تحله الحیاة» است، پاک است. ایشان برای اثبات این دیدگاه به دلایل مختلفی استناد کردهاند که در ادامه به تفصیل بررسی خواهد شد.

استناد به روایت زراره و کیفیت استدلال
یکی از مهمترین دلایل سید مرتضی، روایتی است که از طریق زراره از امام صادق (ع) نقل شده است:
[!quote] روایت مورد استدلال سید مرتضی
مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَبْلِ یکونُ مِنْ شَعْرِ الْخِنْزِیرِ یُسْتَقَى بِهِ الْمَاءُ مِنَ الْبِئْرِ هَلْ یتَوَضَّأُ مِنْ ذَلِک الْمَاءِ قَالَ لَا بَأْسَ.»[1]
راوی می گوید راجع به ریسمانی پرسیدم که از موی خوک است و با آن از چاه استقاء می شود. آیا می توان از آب آن دلو وضو گرفت؟ حضرت فرمودند اشکال ندارند.
- کیفیت استدلال سید مرتضی:
سید مرتضی میفرماید: وقتی دلو با ریسمانی از جنس موی خوک در چاه فرو برده میشود، این ریسمان نیز در آب قرار میگیرد و خیس میشود و هنگام بالا کشیدن، قطرات آب آن به داخل دلو میچکد. اگر موی خوک نجس باشد، آب دلو نیز نجس خواهد شد و وضو گرفتن با آن صحیح نیست؛ اما در این روایت، امام (ع) وضو گرفتن با آن آب را بلا اشکال دانستهاند؛ بنابراین، آب دلو پاک است و نتیجه میگیریم که موی خوک نیز پاک است و از ادله نجاست خوک استثنا میشود.

استناد به اجماع و آیه قرآن در کتاب «الناصریات»
سید مرتضی در کتاب الناصریات نیز به اجماع و آیه قرآن کریم استناد کرده و میفرمایند:
[!quote] استدلال مرحوم سید مرتضی در الناصریات
المسألة التاسعة عشرة «شعر الميتة طاهر، و كذلك شعر الكلب و الخنزير» . هذا صحيح و هو مذهب أصحابنا، و هو مذهب أبي حنيفة و أصحابه. و قال الشافعي: إن ذلك كله نجس. دليلنا على صحة ما ذهبنا إليه بعد الإجماع المتكرر، قوله تعالى وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰا وَ أَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلىٰ حِينٍ فامتن علينا بأن جعل لنا في ذلك منافع، و لم يفرق بين الذكية و الميتة، فلا يجوز الامتنان بما هو نجس لا يجوز الانتفاع به.[2]

نقد و بررسی دلایل سید مرتضی توسط استاد
استاد در پاسخ به استدلالهای سید مرتضی، نقد و اشکالاتی را مطرح میکنند:

الف) نقد استدلال به اجماع و آیه قرآن
ما اجماع را قبول نداریم و اطلاقی نیز در آیه وجود ندارد. در آیه کلمه «أنعام» به کار رفته و این سیاق شامل سگ نمیشود. انعام به حیواناتی مانند گاو، گوسفند و شتر اطلاق میشود که زکات دارند و تعمیم آن به سگ صحیح نیست؛ زیرا سگ زکات ندارد. بنابراین، اگر آیه بخواهد چیزی غیر از «أنعام» را شامل شود، نیاز به بیان دارد و «أصالة البیان» هم ثابت نیست.

ب) پاسخ به استدلال سید مرتضی به روایت زراره
استاد در پاسخ به استدلال دیگر سید مرتضی، دو قرینه میآورند که نشان میدهد دلو مورد بحث، معمولی نبوده و به اندازه «کر» آب میگرفته است؛ در نتیجه، ریختن قطرات آب نجس از طناب به درون آن، باعث نجاست آب نمیشود.
-

قرینه اول: قرینه تاریخی
موی خوک در آن زمان گرانقیمت و محکم بوده است.
در آن زمان سه دسته چاه وجود داشته است:- چاه های خانگی بدون چشمه که آب از بیرون داخل آن می ریختند
- چاه خانگی با چشمه
- چاه های کشاورزی
برای چاههای کشاورزی که نیاز به آب زیادی داشتند، از دلوهای بسیار بزرگ استفاده میکردند که چند برابر کر، آب در خود جای میداده است و با گاو یا اسب آن را از چاه بیرون میآوردند. بیرون کشیدن چنین دلو سنگینی با طناب معمولی ممکن نبوده و به همین دلیل از طنابهای محکم ساخته شده از موی خوک استفاده میشده است. من در موزه اصفهان این دلوها را دیدهام.
-

قرینه دوم: عبارت «یستقی»
واژه «یستقی» به معنای «آبیاری کردن» است که معمولاً برای مصارف کشاورزی به کار میرود، نه برای نوشیدن یا وضو گرفتن.

پاسخ به شبهات و سؤالات
سؤال اول:
چرا زراره با وجود فقاهت و آگاهی از احکام آب کر، چنین سؤالی را از امام (ع) پرسیده است؟
- پاسخ استاد: روایات مربوط به آب کر کم بوده است، در مقابل روایات آب قلیل که به دلیل ابتلاء بیشتر مردم، فراوان بوده است. موارد دیگری نیز وجود دارد که این سؤال از امام (ع) پرسیده شده است.
سؤال دوم:
در روایتی دیگر، واژه «استقاء» برای شرب یا توضّی نیز استفاده شده است:
[!quote] استفاده از واژه «استقاء» برای توضی در روایت
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَبِي يَسْأَلُهُ عَنِ اللَّبَنِ مِنَ الْمَيْتَةِ وَ الْبَيْضَةِ مِنَ الْمَيْتَةِ وَ إِنْفَحَةِ الْمَيْتَةِ فَقَالَ كُلُّ هَذَا ذَكِيٌّ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَشَعْرُ الْخِنْزِيرِ يُعْمَلُ حَبْلًا وَ يُسْتَقَى بِهِ مِنَ الْبِئْرِ الَّتِي يُشْرَبُ مِنْهَا أَوْ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ.[3]
- پاسخ استاد:
- اشکال سندی: ابتدا باید وثاقت حسین بن زراره که در این روایت حضور دارد، بررسی شود که محل اختلاف است.
- تفاوت معنایی: مگر شما سر زمین کشاورزی آب نمیخورید؟ «استقاء» به معنای آبیاری است و برای زمین کشاورزی به کار میرود، اما برای نوشیدن از ثلاثی مجرد «سقی» استفاده میشود.
ما معتقدیم استقاء، اطراد دارد و اگر کسی آن را نپذیرد، حداقل انصراف آن ثابت است.
بر اساس جلسه ۱۱۳، تفریعات بر عروه - نجاست سگ، ۲۷ اردیبهشت ۰۴ (123.5 کیلوبایت)