[!quote] مسئله ۴۱ عروه
لو علم بأنّه نامَ اختياراً و شكّ في أنّه هل أتمّ الصلاة ثمّ نام أو نام في أثنائها بنى على أنّه أتمّ ثمّ نام و أمّا إذا علم بأنّه غلبه النوم قهراً و شك في أنّه كان في أثناء الصلاة أو بعدها وجب عليه الإعادة، و كذا إذا رأى نفسه نائماً في السجدة و شكّ في أنّها السجدة الأخيرة من الصلاة أو سجدة الشكر بعد إتمام الصلاة و لا يجري قاعدة الفراغ في المقام.
مسأله ۴۱ به بررسی وضعیت کسی میپردازد که پس از نماز یا در اثنای آن، به خواب رفته و در مورد زمان دقیق خواب خود شک دارد. در این مسأله، تفاوت میان خواب اختیاری و قهری، و همچنین شک بین به خواب رفتن در سجدات نماز یا سجدات شکر مطرح میشود.
صاحب عروه فرموده که اگر فرد بداند اختیاراً به خواب رفته است، اما شک کند که آیا نماز را به اتمام رسانده و سپس خوابیده یا در اثنای آن به خواب رفته است، بنا را بر این میگذارد که بعد از نماز خوابیده است و نمازش صحیح است.
موضوع قاعده فراغ: بررسی اقوال فقها
برای روشن شدن حکم احتمال انصراف عمدی و احتمال خلل عمدی در نماز، باید به دو مطلب مهم در قاعده فراغ توجه کرد. ابتدا، بررسی میشود که موضوع قاعده فراغ چیست؟ در این زمینه سه قول مطرح شده است:
۱. قول اول: فراغ حقیقی (آیتالله خویی و امام خمینی)
این قول، قول آقای خویی[1] و مرحوم امام[2] است. قائلین به این قول معتقدند که ظاهر “فراغ” و “مضی عمل” که موضوع قاعده فراغ است، فراغ و مضی حقیقی است. به عنوان مثال، در غسل جنابت که موالات شرط نیست، اگر فرد پس از ساعتی به یاد آورد که بخشی از سمت چپ بدنش را نشسته است، گفته نمیشود که از غسل فارغ شده است و وقتی هم که شک دارد که آیا بخشی از طرف چپ را شسته است یا نه، در فراغ شک دارد؛ اما در وضو که موالات شرط است، پس از فوت موالات اگر در اجزاء و شرایط وضو شک کند، ذات وضو اعم از صحیح و فاسد تمام شده است و فراغ و مضی صادق است زیرا قابل تدارک نیست و میتوان قاعده فراغ را جاری کرد.
طبق این قول، از حیث صدق عنوان فراغ و مضی نماز، مشکلی وجود ندارد؛ زیرا این نماز قابل تدارک نیست و فرض بر این است که موضوع قاعده فراغ، ذات عمل اعم از صحیح و فاسد است.
۲. قول دوم: فراغ اعم از حقیقی و انصرافی (آیتالله نائینی، آیتالله حائری و آیتالله سیستانی)
قول دوم، قول آقای نائینی[3] و آقای حائری[4] و آقای سیستانی است. این قول بیان میدارد که ظاهر عنوان “فراغ”، اعم از فراغ حقیقی و فراغ انصرافی است. در مثال غسل، همین که فرد از حمام بیرون بیاید و عرفاً از غسل منصرف شود، “فرغت من الغسل” صادق است، با اینکه فراغ حقیقی نیست. این قول نسبت به قول اول، اعم و آسانتر است و با این قول نیز مشکلی پیش نمیآید.
۳. قول سوم: لزوم فراغ بنایی (آیتالله حکیم و محقق عراقی)
این قول، قول آقای حکیم و محقق عراقی است. قائلین به این قول معتقدند که فراغ حقیقی در روایت مطرح نیست، زیرا فراغ حقیقی مساوی با صحیح بودن عمل است. پس ظاهر دلیل این است که بنا بر فراغ بگذارید؛ یعنی در نفستان یک لحظه بنا را بر این بگذارید که از نماز فارغ شدهاید. مثلاً در حمام یک لحظه در نفس خود بنا میگذارد که از غسل فارغ شده -در اینجا فراغ انصرافی و فراغ حقیقی نیست- و سپس شک میکند که سمت چپ خود را کامل شسته است یا خیر. آقای حکیم در اینجا قاعده فراغ را جاری میدانند.
بنا بر این نظر، در مسأله مورد بحث مشکل صدق فراغ پیدا میکند؛ زیرا در اینجا فراغ بنایی محرز نیست. در اینجا احتمال میدهد که در وسط نماز به صورت عمدی از نماز انصراف پیدا کرده و خوابیده است، یا مثلاً در اثنای وضو انصراف عمدی پیدا کرده است. لذا در مورد اینکه صاحب عروه در بحث احتمال انصراف عمدی از وضو فرموده قاعده فراغ جاری نیست (چون قاعده فراغ مساوی با اصالت عدم الغفلة است و خلل ناشی از احتمال عمد را نفی نمیکند)، آقای حکیم به کلام صاحب عروه حاشیه زدهاند که این مطلب صحیح نیست و با علم به غفلت هم قاعده جاری است[5] و مشکل این است که فراغ بنایی محرز نیست.
آیتالله خویی به این قول اشکال کردهاند که فراغ حقیقی اعم از عمل صحیح یا فاسد است و حمل فراغ بر “تخیّل فراغ” عرفی نیست. ظاهر صاحب عروه نیز این نیست که قائل به این قول باشند.
نتیجهگیری و ترجیح اقوال
در نزاع بین قول اول و دوم، ترجیح با قول دوم است؛ زیرا عرفاً همین که فرد از غسل جنابت منصرف شود و مثلاً شروع به خوردن ناهار کند و سپس شک کند که پای چپ را شسته است یا نه، به نظر عرفی شک در عمل گذشته است.
اشکال نقضی مرحوم امام که اگر یقین کند پای چپش را نشسته است “فرغت من الغسل” صادق نیست، وارد نیست؛ زیرا وقتی علم دارد که پای چپش را کامل نشسته است، مقصود از اینکه میگوید که از غسل فارغ نشدم این است که تکمیل غسل بر من لازم است پس از آن فارغ نشدهام. موضوع قاعده فراغ این است که عرفاً گفته شود که در عمل گذشته و از آن فارغ شدهای، شک کردهای و در اینجا عرفاً از غسل فارغ شده و در حال ناهار خوردن است.
پس، اگر موضوع قاعده فراغ، “فراغ بنایی” باشد، دیگر احتمال انصراف عمدی را شامل نمیشود. اما به نظر ما، موضوع قاعده فراغ، یا فراغ حقیقی است یا اعم از فراغ حقیقی و فراغ انصرافی است که در هر صورت در این مسأله صادق است، زیرا این نماز دیگر قابل تدارک نیست.
بر اساس درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله
۲۷ بهمن ۱۴۰۳