موضوع شناسی بدوی

《 موضوع شناسی بدوی》

?از اولین مراحل استنباط هر حکم شرعی موضوع شناسی بدوی است(درمقابل موضوع شناسی دلیلی)
موضوعی که در پی حکم آن هستیم، باید دقیقا مشخص باشد تا بدانیم در ادله به دنبال حکم چه چیزی هستیم.
موضوع شناسی بدوی سه منبع دارد:
۱- کتب لغت
۲- عرف
۳- شرع

یعنی موضوعی که در سوال یا مسئله ما آمده را در کتب لغت می گردیم که منظور از این موضوع چیست؟
عرف را بررسی می کنیم که عرف این موضوع را چه می داند؟
بعد در شرع می گردیم تا بفهمیم شرع آن موضوع را چه می داند (هنوز نمی‌خواهیم به دنبال حکم بگردیم)

الان در یکی از مسائل به بررسی موضوع شناسی بدوی می پردازیم:

قال المحقق صاحب العروة: السّادسُ والسابعُ: الكلبُ والخنزيرُ البرّيان دونَ البحرى منهما.
سگ وخوک خشکی نجس هستند ولی سگ وخوک آبی طاهر هستند.
موضوع شناسی بدوی
موضوع در سؤال فوق کلب است. سگ بر دو نوع است:
نوع اوّل: كلب بری(خشکی)
2نکته: 1) تقسیم سگ در نظر مرحوم علامه حلی تقسیم شیئ به معنای حقیقی و مجازی است،یعنی معنی حقیقی سگ، سگ خشکی است ومجازاً به آن سگ آبی یا دریایی هم می گویند . (قال: اما كلب الماء فالاصح فيه الطهارة لانّ اطلاق اسم الكب عليه بالمجاز. تحرير طبع قديم جلد1 صفحه24)
2)کلمه ی کلب(بدون هیچ اختلافی بین علماء) انصراف به کلب خشکی دارد و لذا مراد از کلب در کلمات علماء در صورت عدم قرینه کلب خشکی است ومنشاءآن کثرت استعمال است که کثرت استعمال مهم ترین وتنهاترین دلیل برای انصراف است. با حفظ این دو نکته برای کلب که انصراف به کلب بری دارد معنای ثلاثه متصور است:
معنای اوّل: معنای لغوی: در لغت دو معنا برای کلب گفته شده که این دو معنا با توجه به انصراف، دو معنا برای کلب بری خواهد بود.
الف: همان معنای عرفی یعنی همان چیزی که عرف عرب آن را سگ می داند لغت هم آن را سگ می داند. مثل جمهرة اللغة ج ۱ ص ۳۷۶ و صحاح ج ۱ ص ۲۱۳ و معجم مقاييس اللغة ج ۵ ص ۱۳۲ و مجمع البحرين ج ۲ ص ۱۶۳.
ب: كُل سَبُعٍ عَقورٍ. یعنی هر درنده ای که گاز می گیرد،طبق این معنا به شیر هم می شود کلب . ولی اکثر علمای لغت می گویند این معنا انصراف دارد به همان سگ معروف(معنای عرفی).مثل الطراز ج ۳ ص ۴۷ و المحكم والمحيط ج ۷ ص ۴۰ و تاج العروس ج ۲ ص ۳۸۰ و کتاب الماء ج۳ ص۱۱۱۹ و القاموس المحیط ج۱ ص۱۶۶.
معنای دوم و سوم: معنای عرفی و معنای شرعی: معنای کلب در عرف و در شرع، واحد و واضح است. یعنی معانی عرفی سگ خشکی مشخص است و شرع هم همین معنا را قبول دارد .

نوع دوّم: كلب بحرى (آبی یا دریایی)
برای کلب بحری نیز وجود معانی ثلاثه قابل تصوّر است.
معنای اوّل: معنای لغوی:در لغت دو معنا برای کلب بحری گفته شده است.
الف: دابه.(جنبنده یعنی جزءنباتات نیست) مثل العين ج ۵ ص ۳۷۶
ب :حيوان مشهور يداه اطول من رجليه، يلطخ بدنه بالطين يحسبه التمساح طينا ثمّ يدخل جوفه فيقطع امعاءه فيأكلها ثمّ يمزق بطنه فيخرج. سگ آبی حیوان مشهوری است که دست هایش بلند تر ازپاهایش است،بندش را گل مالی می کند، تمساح خیال می کند که این گل است ،پس سگ آبی داخل شکم تمساح می شود و دل و روده تمساح را قطع می کندومی خوردسپس شکم تمساح را پاره می کند وخارج می شود. مجمع البحرین ج۲ ص۱۶۳
نکته:توجه کنید که بسیاری از کتب ،لغت قضاعه را کلب الماء می دانند ولی برای قضاعه معنایی ذکر نکرده اند. مثل العین ج 1 ص۱۲۶ و المحكم و المحيط ج ۱ ص ۱۴۶ و المخصص ج ۱۰ ص ۲۱ و شمس العلوم ج ۸، ص۵۵۲۹ و لسان العرب ج۸ ص ۲۷۶ و تهذیب اللغة ج ۱ ص ۱۲۰ و المحيط في اللغة ج ۱ ص ۱۳۳ و صحاح ج ۳ ص ۱۲۶۶.

معنای دوّم: معنای عرفی:
الف: عرف زمان معصوم عليه السّلام: از روایت عبد الرحمن بن الحجّاج استفاده می شود که در عرف زمان معصوم السّلام، خز از مصادیق کلب الماء است (مثل کافی طبع اسلامیه ج ۶ ص ۴۵۱) درباره ی عرف زمان معصوم علیه السّلام بیش از این اطلاعی در دست نیست.
ب: عرف زمان ما :سگ آبی در عرف زمان ما حیوانی است چهارپا در آب زندگی می کند بیرون از آب می آید، از پستانداران است، گیاه خوار است، دارای دم پهن است، دارای پوست قیمتی است، سد ساز است، دارای نیش قدرتمند است… (نیش یعنی دندان جلو)
ج:معنای شرعی: از روایت ابن ابی یعفور استفاده می شود که در شرع مقدس خز از مصادیق کلب الماء است (تهذیب، تحقیق خرسان، ج۹ ص۴۹) ولی در شرع مقدس، معنایی برای كلب الماء گفته نشده است. ۲نکته: ۱) حضرت در روایت می فرماید اگر کلب الماء دارای دندان جلو یعنی نیش بود(تعبیر ناب به کار رفته) نزدیکش نشو یعنی خوردنش حرام است واگر نیش نداشت(فاقدناب) نزدیکش بشو یعنی خوردنش اشکالی ندارد؛ کلب المائی که نیش دارد که در زمان ما هم هست اما کلب الماء فاقد نیش یک ماهی بدون دندان در حجاز بود که به آن می گفتند قرش (به کسر قاف و سکون راء) در العین ج ۵ ص ۴۰ آمده است: القرش سمک بالحجاز يقال له كلب الماء.

  1. خز چیست؟در مجمع البحرین ج۴ ص۱۸ آمده است: الخزّ (هو بتشديد الزاء) دابة من دواب الماء تمشى على اربع تشبه الثّعلب و ترعى من البر و تنزل البحر لها وبر يعمل منه الثياب تعيش بالماء و لا تعيش خارجه و ليس على حد الحيتان و ذكاتها اخراجها من الماء حيّة. خز جنبده ای از جنبدگان آب است که روی چهار پا راه می رود وشبیه ثعلب است وازآب بیرون می آید وبیرون آب می چرد وبه آب برمی گردد وکرک دارد که با آن لباس درست می کنند،درآب زندگی می کند وبیرون آب زندگی نمی کند ومثل ماهی نیست که همیشه درآب باشد وتزکیه آن به این است که مثل ماهی ،آن را زنده از آب بیرون بیاوری.

نتیجه ی بحث در موضوع شناسی بدوی:
۱)سگ خشکی:معنای کلب بری معلوم است.
۲)سگ آبی: ما فرض می گیریم که مراد از کلب بحری که به دنبال استنباط حکم آن هستیم معنای عرفی زمان ما است.(چون موضوع شناسی بدوی است دست ما باز است که به دنبال حکم چنین سگ آبی باشیم.)