از بعضی روایات استفاده میشود ائمه معصومین علیهم السلام گاهی اوقات اگر مخاطبی سنی بوده، فتوای سنیها را برایش نقل میکردند. دلیل این مطلب این است که آن فرد در مراجعه به امام به دنبال حکم واقعی نبوده است بلکه به دنبال آگاهی از فتوای رائج بوده و نگاهی که به امام داشته در این سطح بوده است که امام فتوای مشهور و رائج و دارج میان مسلمین را بیان نمایند. برای مثال اگر کسی خودش مجتهد هم باشد و از وی سوالی پرسیده شود او حق ندارد که نظر خود را در آن مساله بیان کند بلکه باید فتوای شخصی که معمولا افراد مقلد او هستند را نقل کند. سنیها معمولا نظر امام صادق علیه السلام را به عنوان یک مسألهگو قبول داشتند. یعنی دیدی که به امام صادق علیه السلام داشتند در حد یک مسألهگو بوده است. در این فضا امام صادق علیه السلام نیز با توجه به این نکته، حکم واقعی را بیان نمیکردند.
روایت قابل توجهی است که طبق آن روایت، حضرت میفرمایند که ما پاسخ عامه را بر اساس دیدگاه خودشان می-دهیم:
حَدَّثَنِي حَمْدَوَيْهِ وَ إِبْرَاهِيمُ اِبْنَا نُصَيْرٍ، قَالاَ: حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ حُسَيْنِ بْنِ مُعَاذٍ، عَنْ أَبِيهِ مُعَاذِ بْنِ مُسْلِمٍ اَلنَّحْوِيِّ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ لِي: بَلَغَنِي أَنَّكَ تَقْعُدُ فِي اَلْجَامِعِ فَتُفْتِي اَلنَّاسَ، قَالَ، قُلْتُ: نَعَمْ وَ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ، إِنِّي أَقْعُدُ فِي اَلْمَسْجِدِ فَيَجِيءُ اَلرَّجُلُ يَسْأَلُنِي عَنِ الشيء، فَإِذَا عَرَفْتُهُ بِالْخِلاَفِ لَكُمْ أَخْبَرْتُهُ بِمَا يَفْعَلُونَ، وَ يَجِيءُ اَلرَّجُلُ أَعْرِفُهُ بِحُبِّكُمْ أَوْ مَوَدَّتِكُمْ فَأُخْبِرُهُ بِمَا جَاءَ عَنْكُمْ، وَ يَجِيءُ اَلرَّجُلُ لاَ أَعْرِفُهُ وَ لاَ أَدْرِي مَنْ هُوَ فَأَقُولُ جَاءَ عَنْ فُلاَنٍ كَذَا وَ جَاءَ عَنْ فُلاَنٍ كَذَا، فَأُدْخِلُ قَوْلَكُمْ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ، قَالَ، فَقَالَ لِي: اِصْنَعْ كَذَا فَإِنِّي كَذَا أَصْنَعُ
بنابراین، یکی از جهاتی که جمع بین روایات متعارض هست این نکته هست که ائمه علیهم السلام گاهی اوقات به تناسب مخاطب، مطلبی را که آنها میخواستند بیان میفرمودند. عامه دیدی که به امام داشتند مانند کسی بوده است که به بیان حکم شرعی رائج میان آنان می پرداخته است و به امام به دید امام نمینگریستند. سائل به دنبال فتوایی است که در جامعه شایع بوده و به دنبال فتوای خاص و یا حکم واقعی نبودهاند و گاهی اوقات ائمه معصومین علیهم السلام به تناسب آن مطلبی که مخاطب درخواست داشته به وی پاسخ میدادند.سائل به دنبال مطلب دروغ بوده است و از امام سؤال میکرده و امام علیه السلام همان را برایش نقل میکردند.میتوان گفت چیزی شبیه «نَقْلُ الْكُفْرِ لَيْسَ بِكُفْرٍ» اتفاق افتاده است. این امر نه اغراء به جهل است و نه تقیه بلکه مانند این است که کسی در خیابان از مجتهدی سوال شرعی بپرسد. در این صورت آن شخص نیازی نیست نظر خود را بیان کند بلکه باید نظری که مدار جامعه بر آن است و فتوایی شایع است بیان شود.