مقدار اعتبار بینه

نکته‌ای در مورد اعتبار بینه

اعتبار بینه در روایات به صورت مطلق نیست که هر جا بینه آمد اماره باشد و به آن عمل شود؛ بلکه اعتبار بینه به این صورت است که سائل می‌پرسد: آیا اگر چیزی را دیدم شهادت بدهم؟ حضرت می‌فرمایند: بله. سائل می‌پرسد: آیا شهادت به ملک بدهم یا شهادت بدهم که دستش است؟ حضرت فرمودند: شهادت بده که ملک اوست.

روایت مورد استناد ما این روایت است:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)
قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ: أَرَأَيْتَ‏ إِذَا رَأَيْتُ شَيْئاً فِي يَدَيْ رَجُلٍ أَيَجُوزُ لِي أَنْ أَشْهَدَ أَنَّهُ لَهُ؟ قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ الرَّجُلُ: أَشْهَدُ أَنَّهُ‏ فِي‏ يَدِهِ‏ وَ لَا أَشْهَدُ أَنَّهُ لَهُ، فَلَعَلَّهُ لِغَيْرِهِ.
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): أَفَيَحِلُّ الشِّرَاءُ مِنْهُ؟ قَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ (ع): فَلَعَلَّهُ لِغَيْرِهِ، فَمِنْ أَيْنَ جَازَ لَكَ أَنْ تَشْتَرِيَهُ وَ يَصِيرَ مِلْكاً لَكَ، ثُمَّ تَقُولَ بَعْدَ الْمِلْكِ: هُوَ لِي، وَ تَحْلِفَ عَلَيْهِ، وَ لَا يَجُوزُ أَنْ تَنْسُبَهُ إِلَى مَنْ صَارَ مِلْكُهُ مِنْ قِبَلِهِ إِلَيْكَ؟
ثُمَّ قَالَ (ع): لَوْ لَمْ يَجُزْ هَذَا لَمْ يَقُمْ لِلْمُسْلِمِينَ سُوقٌ.
(الکافی، جلد ۷، صفحه ۳۸۷)

بنابراین امام در بینه به شما اجازه می‌دهد (حتی اگر مستند بینه اصل باشد) بتوانید شهادت بدهید. یعنی برای شهادت به ملکیت، حتماً لازم نیست علم به ملکیت داشته باشید؛ بلکه همین که دست او دیدید کافی است.

اما این‌که همان اعتباری که شهادت بر اساس ملک دارد، همان اعتبار را شهادت بر اساس اصل داشته باشد، از هیچ روایتی برداشت نکرده‌ایم.
به عبارت دیگر، روایتی نداریم که بگوید:

البینة حجة بنحو الأماریة مطلقاً.


سؤال یکی از طلاب

سؤال: پس روایت مسعدة بن صدقة که می‌گوید:

«وَ الْأَشْیاءُ كُلُّهَا عَلَى هَذَا حَتَّى يَسْتَبِينَ لَكَ غَيْرُ ذَلِكَ أَوْ تَقُومَ‏ بِهِ الْبَيِّنَةُ»

چطور؟ این روایت بینه را در کنار علم قرار داده است و خودتان هم ابتدای کلاس همین را فرمودید.


پاسخ استاد

در ابتدای کلاس، داشتم فتوای عروة را می‌گفتم، نه قول مختار.

ما معتقدیم این روایات در مقام بیان اعتبار داشتن بینه در کنار علم به عنوان یکی از امارات است؛
به این معنی که جایگزین علم هم می‌شود (از باب عطف خاص بر عام).

اما در مقام بیان این که بینه برخاسته از ید با بینه برخاسته از علم فرق دارد یا ندارد، نیست.


منبع

درس خارج فقه، جلسه ۱۰۸، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳.

ما وقتی روایات مربوط به بینه را بررسی می کنیم، همان نکته علم موضوعی و طریقی مطرح می شود لذا ما جمع موضوعی بین این روایات می کنیم.
در مواردی مانند اثبات جرم زنا یا لواط یا ارتداد و برخی جرم های دیگر، قطع موضوعی وصفی یا موضوعی جزء الموضوع است (که هم واقع و هم حالت نفسانی مهم است) لذا حالت نفسانی مهم است و امارات و اصول در این موارد جانشین نمی شوند و بینه فقط باید مستند به علم باشد. مثلا در شهادت به زنا و لواط و ارتداد، باید حالت نفسانی علم در شاهد ایجاد شود.
اما برخی دیگر از موارد، قطع طریقی و بینه طریقی در آنها اخذ شده است و کأنّ بینه به معنای لغوی خود یعنی راه روشن است و در این موارد امارات و اصول محرزه (استصحاب) می توانند جانشین بشوند.
نسبت به هر دو دسته ای که عرض شد، روایاتی را داریم. لذا مطلقات را حمل بر این مقیَّدات می کنیم. لذا نتیجه این می شود که در مثل طهارت و نجاست که قطع، طریقی بود، امارات، مانند خبر ثقة یا حتی اصل مانند استصحاب طهارت و نجاست، می توانند جانشین بشوند پس بینه در طهارت و نجاست، هم مستند به علم و هم مستند به اصل مورد قبول است.