استاد سید احمد مددی در ضمن مطرح کردن مبانی مختلف در بحث معاطات فرمودند: تا قبل از محقق ثانی معظم فقهاء قائل بودند که معاطات مفید اباحه بوده است. از زمان محقق ثانی بحث ملیکت به وجود آمد. بعد از شیخ انصاری مبنای جدیدی در معاطات به وجود آمد و ان عبارت است از این که درمعاطات اصلا انشاء وجود ندارد نه انشاأ اباحه و نه انشاء ملکیت. بلکه معاطات یک نوع استیلا است. مثلا کسی که از نانوایی نان میخرد پول را در صندق میگذارد و نانوا بر ان استیلا پیدا میکند و طرف مقابل نیز از استیلا ممانعت نمیکند. لذا بر خلاف مبنای اباحه و ملکیت اصلا انشا و اعتباری وجود ندارد.
سوال: اگر عملیات عرف درمعاطات تحلیل شود این مبنا استفاده میشود یا نه؟
این که نتیجهی حاصل از معاطات «ملکیت» است یا «اباحه» چه ارتباطی به وجود و عدم «انشاء» دارد؟
در مورد خود «استیلاء»ی که حضرت استاد مطرح نمودهاند، باز این سؤال پیش میآید که آیا به تبع این استیلاء، ملکیت حاصل میشود و یا صرفا تصرفات مباح میگردند؟
در معاطات یک بحث حکمی است که معاطات مفید چه جیزی است؟ و یک بحث موضوعی است که در خارج در معاطات چه اتفاقی میافتد. مرحوم اصفهانی از بعضی نقل کرده است که در معاطات استیلاء صورت میگیرد. یعنی مثلا پول در صندق قرار گرفته میشود و طرف مقابل بر ان مستولی میشود. بعد از استیلاء ملکیت محقق میشود. لذا مرحوم اصفهانی میگوید این حرف درست نیست زیرا در معاطات بحث بر ملکیت اعتباری است نه واقعی.
پس ممکن است گفته شود که ملکیت حاصل میشود و انشائی در کار نیست ولی مرحوم اصفهانی در رد این نظریه همین مطلب را بیان میکنند که در معاطات باید با انشاء ملیکت به وجود بیاید.