در بعض روایات اموری که مباح یا حد اکثر مکروهند مقارن با اشد محرمات ذکر شده و عقاب شدیدی نسبت به آن ذکر شده همانند
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ … وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ النَّاتِفُ شَيْبَتَهُ وَ النَّاكِحُ نَفْسَهُ وَ الْمَنْكُوحُ فِي دُبُرِه
یا توقیع معروف ملعون ملعون من اخر صلاته …
به نظر میرسد بتوان آنرا حمل برافرد خاصی نمودکما اینکه حضرت نبوی ملعون من قطع السدره را حمل بر متوکل کردند(راوی می گوید معنا روایت برای ما تا آن موقع معلوم نبود) نه آنکه درصدد توجیه آن برآییم
بعضی هم توقیع مذکور را حمل بر ابن خطاب نمودند
با تو جه به سائر روایاتی که لعن را معنا کرده اند فهمیده میشود معنای لعن همان دوری از رحمت خداوند است منتهی این دوری از رحمت خداوند دارای مراتبی است .مثلا آن مقدار دوری که به سبب تاخیر صلاه حاصل میشود فرق دارد با لعنی که نسبت به قاتلین امام حسین علیه السلام وارد شده است.